جدی این دوستم یه فامیلیشون فوت کرد، ورثه نداشت، صبح پا شد یه خونه بهش تو هامبورگ رسید. داستانها واقعیان ولی نه در جغرافیای گربهای.
انقدر قیمت کتاب گرون شده که بعد از خوندن یک اثر بد سخت بشه نویسنده یا مترجم رو بخشید. در حالیکه همین خود من قبلاً چقدر مهربان و بخشنده بودم.
اگه غذای بد از جایی خوردید اعتراض کنید، لباس جنس بد خریدید اعتراض کنید، برا هرچیزی که پول میدید باید توقع کیفیت در همون حد هم داشته باشید اگه کمتر بود باید اعتراض کرد
احساس میکنم زندگی اینطوریه که وقتی به ماها سخت میگیره خودش خنده اش میگیره
بعد سختی رو یه لول میبره بالاتر تاقهقهه بزنه و تا به این مرحله نرسه ول کن ماجرا نمیشه😅
يک هفتست دارمم به همه میگم لپتاپم خراب شده صحفش بالا نمیاد ولی روشن میشه.
امروز نشون دادم به یکی، دید نور صفحه کمه:)))😂😂
امروز موهامو درست کردم، آرایش کردم، لباس خوب پوشیدم، اومدم تو حیاط منتظر خواهرم، که برین بیرون، ماشین گرفتیم، پیاده شدیم جلو مغازه، خواهرم نگام کرد گفت با دمپایی بابا اومدی بیرون؟ 🙂
راه حل صاحب گربهها برای این که گربههاش از لای میلهها رد نشن برن گم و گور بشن:
🤍●@Atomospher
همکارم میگه وای از الان انقد هوا گرم شده دیگه تیر و مرداد باید چیکار کنیم؟
نمیدونم والا، همون کاری که تو ۵۰ سال اخیر انجام دادی دوست میانسال تطبیق ناپذیرم؟