دیروز بیدار شدم دیدم خواهر کوچیکه صبح زود تنهایی رفته وسایل ساندویچ خریده که ببره برای کارگرایی که جمعه هم سر کار میرن خیرات کنه
🤍●@Atomospher
چی بگم والا، حتما پدر و مادرم صلاح دیدن منو بذارن رو درخت و من مثل سگ از افتادن بترسم و عر بزنم بعد ازم عکس بگیرن
🤍●@Atomospher
از هر ایرانی بپرسی شما خیلی شوخین؟
به احتمال زیاد برمیگرده میگه:«آره،ولی تو کار جدیم»
یکی از نشانه های اینکه اصلا داره خوش نمیگذره اینه که تنها عکسایی که داره به گوشیم اضافه میشه اسکرین شاته.
رفیقم از فروش وسایل خونه قبل از مهاجرت انقدر سود کرد که مهاجرتش رو کنسل کرد و الان دلال رسمی یخچال و مبل کارکردهست.
هیچ وقت از فرانسه خوشم نیومد، انگار همش ادا و نقش بازی کردنه، خیلی سعی داره خودش رو مهد هنر و فرهنگ نشون بده
اما تهش انگار بو میده
نمیتونم خوب توضیح بدم...
یه جوریه
شاید تنها یک آغوش میتوانست ما را نجات دهد
اما ما نشستیم و بحث کردیم.!
اینکه انروز حق با کداممان بود واقعا چه اهمیتی داشت.