دلم میخواد علارغم همه چیز
به حرف مولانا گوش بدم:
شادی ز میان غم برانگیز،
در عالم بیوفا وفا کن...
آدم امن اون آدمیه که حتی وقتی نگاهت میکنه یا بهش نگاه میکنی، بهت حس فهمیده شدن و درک شدن و آرامش بده، بدون اینکه حرفی بزنه یا حرفی بزنی. انگار یهو دلت آروم میشه.
خیلی سخته که برای بهتر شدن حالت، هی تلاش کنی و بعدش دوباره بیای سر خونه اول.
یاد این افتادم که یه زمانی دغدغهم این بود که دفترهای ۶٠ برگ رو به چه درسهایی اختصاص بدم دفترهای ١٠٠ برگ رو به چه درسهایی...
نیاز دارم که اتفاقی بیفتد و از من بپرسند:
"خب بگو ببینم چه احساسی داری؟"
و من در جواب بگویم:
"سر از پا نمیشناسم."
فکر میکنی اصلا شبیه پدر مادرت نیستی تا اینکه پیش بابات رفتارت شبیه مامانت میشه و پیش مامانت رفتارت کپی برابر اصل بابات میشه.
چقدر همه حرف میزنن و نظر دارن راجع به همهچی.
آدم فهمیده در سال نهایتا باید دو سه تا نظر جدید بده، بقیهاش گه خوریه.
بابام ازم پرسید میدونی چندتا پشه تو دنیا هست؟ گفتم نه نمیدونم. گفت پس معلوم شد پستهایی که واست میفرستم رو نمیبینی، و سرشو تکون داد و رفت. وا.
خسيس باش:
روی زمانی كه برای ديگران ميزاری
روی اعتمادی كه به ديگران ميكنی
روی مهربانی بیش از حدی که به بعضیا می کنی
روی احساسی كه برای ديگران صرف ميكنی.