اگر تونستی چند روز ازم بیخبر باشی، پس یه عمر هم میتونی؛ خوشحال شدم از آشناییت.
اما چقدر طول میکشد
تا آدم با حرفهای دردناکی که از عزیزترین آدمهای زندگیاش شنیده کنار بیاید؟
روزهایی که به من سخت میگذشت
بارها آرزو میکردم که وقتی گوشی ام را نگاه میکنم، پیامی از تو داشته باشم.
تصور کنید کتابی می خوانید که هیچ راهی برای برگشت به صفحه قبل ندارید.
چقدر آن را با دقت می خواندید ؟
زندگی همین است!!!
بعضی چیزها
هیچوقت سرِ جای اولشان برنمیگردند؛
مرگ،
اعتماد،
و اولین احساساتِ آدمی...!
از اونجایی که دیگه هیچی پول ندارم، میخوام بلاگر حوزه فقر بشم و از احساسات و روزمره های یک فقیر بهتون بگم
دیگه حتی از دیدن عشق ابدی لذت هم نمیبرم. صرفا طبق عادت، هر شب یک ساعت یاوه گویی و غیبت کردنای یک عده کفتار بی ملاحضه رو میبینم و تو دلم بهشون فحاشی میکنم.