ای کاش بسوزونه.. ای کاش که فقط بسوزونه...
هر وقت اون قسمت رو که میخونه: پاشو بریم که سکینه بی قراره
چجوری برت گردونم ای پاره پاره..؟،
اون تصویر نقاشی میاد تو ذهنم که اباعبدالله بدن شهزاده رو توی عبا جمع کرده و ...
عطر ِچای..
ای کاش بسوزونه.. ای کاش که فقط بسوزونه... هر وقت اون قسمت رو که میخونه: پاشو بریم که سکینه بی قراره
اینطوری حق مطلب ادا نمیشه؛
میرم عکسشو بیارم...
عطر ِچای..
جوانان بنی هاشم بیاید..! علی را بر در خیمه رسانید...
خدا داند که من طاقت ندارم..
علی را بر در خیمه رسانم...
عطر ِچای..
خدا داند که من طاقت ندارم.. علی را بر در خیمه رسانم...
علی جانم علی جانم علی جان..!
علی جانم.. علی جانم.. علی جان...