دخترای عجق وجق، صبر،میدونستی شهید زینب کمایی هم تو مدرسه با دخترای عجق وجق سر و کله میزده؟
+دلداری
•
همه جا از این دخترای عجقوجق هست. و نه، ممیدونستم. مرسی کخ بهم گفتی✨️
https://eitaa.com/Atr_chay/521
گگگگگگگگ.
وای آنه امیدوارم بخری کتاباشو. چون اصلا کتاب هاش کجا و فیلمش کجا.......
گگگگ.
•
هعی...
نه فورا ولی حتما میخرم👍🏾(ده سال دیگه👍🏾👍🏾)
https://eitaa.com/Atr_chay/524
دیده ای نیست که نبیند رخ زیبای تو را؛نیست گوشی که همی نشنود آوای تو را🌱..
•
واییییییی خدا
امام خمینی خیلی شهراش قشنگهههه
عطر ِچای..
https://eitaa.com/Atr_chay/524 دیده ای نیست که نبیند رخ زیبای تو را؛نیست گوشی که همی نشنود آوای تو
فقط همین یه بیت بود؟
حیف...
هدایت شده از - بتـمَـنی
بدبختیای که نکشتت ازت یه دلقک خوب با سطح طنز بالا میسازه🤡🙏🏽.
هدایت شده از تهخیار
این روزا به هر آدمی که نگاه میکنم کلی روش مکث میکنم، کلی نگاهش میکنم، کلی توش غرق میشم، توی چشماش، دستهاش، توی لحن حرف زدنش، توی موج موهاش، غرق میشم، میرم و لابهلای واژه های توی ذهنم جمله های کوتاه و بلند رو پشت هم میچینم و توی ذهن آشفتهام داستانش میکنم..
داستانهایی که تمام تلاشم رو میکنم حین چیدن واژه ها کنار هم، متفاوت بودن داستان های اصلی دریای چشم ها و سختی هایی که دست ها تحمل کردن رو رعایت کنم.
به دست های بابابزرگ نگاه میکنم بین هر چینی که روی دست هاش میبینم سختی و تجربه موج میزنه، شروع میکنم عکس گرفتن از دست های بابابزرگ، و اون هم شروع میکنه مثل همیشه تعریف کردن از گذشته، برای هر خطی که با گذر زمان روی دستهاش نشسته داستانی برای تعریف کردن داره. تعریف میکنه و تعریف میکنه.
میرم و توی جعبه های بزرگ و کوچیک ذهنم میگردم و میگردم تا بلکه بتونم داستانی رو برای این دستهای رنجکشیده سر هم کنم. اما نمیتونم، انگار جنس این دست ها جوریه که من از پسش بر نمیام، حقیقتش اینه که حتی واژه ها هم از پسش بر نمیان انگار خود این دستها بیانگر همهچیزن، همهچیزِ همهچیز چیزهایی که نه میشه تعریفشون کرد و نه میشه نوشتشون فقط و فقط میشه حسشون کرد.
-در لحظه-
عطر ِچای..
این روزا به هر آدمی که نگاه میکنم کلی روش مکث میکنم، کلی نگاهش میکنم، کلی توش غرق میشم، توی چشماش، د
شاید باورتون نشه؛ ولی با این گریم گرفت.