• افکارِ آنه •
دیشب اولین کاری که بعد از سال نو انجام دادم خرید کتاب بود..😁
از دیشب هم شروع کردم اینو بخونم، فک کنم امروز تموم بشه🫨
• افکارِ آنه •
از دیشب هم شروع کردم اینو بخونم، فک کنم امروز تموم بشه🫨
تا اینجا که خیلی قشنگ بود و نمیدونم چرا انقدر با راوی ِداستان احساس همزادپنداری دارم!
شاید چون خودمم خیلی خیال بافم. آره به احتمال زیاد به خاطر همینه😅
• افکارِ آنه •
از دیشب هم شروع کردم اینو بخونم، فک کنم امروز تموم بشه🫨
تموم شد....
با اینکه از اول میدونستم آخرش چی میشه بازم شکه شدم!
• افکارِ آنه •
تموم شد.... با اینکه از اول میدونستم آخرش چی میشه بازم شکه شدم!
یعنی الان فقط میخوام ناستنکا رو خفههههههه کنمممم!
• افکارِ آنه •
یعنی الان فقط میخوام ناستنکا رو خفههههههه کنمممم!
آخه دختر وقاحتم حدی داره دیگه!!!
• افکارِ آنه •
آخه دختر وقاحتم حدی داره دیگه!!!
میخوام اینو شروع کنم.
امیدوارم که قبلی رو بشوره ببره😞🫤😒
هدایت شده از حوالیِ قـلـ♡ــب
حالم یجوریه، انگار پنج سالمه، قهر کردم اومدم تو اتاقم و منتظرم نازنازی بشم و برم شام بخورم، اما صداشون رو میشنوم که میگن « حتما گشنهش نیست، خوابش میاد بهونه میگیره»