هدایت شده از خورشیدگردون
اون قضیه انسان موجودی اجتماعی است برا من صدق نمیکنه.
• افکارِ آنه •
اون قضیه انسان موجودی اجتماعی است برا من صدق نمیکنه.
من واقعا خیلی دوست دارم اجتماعی باشم ولی اصلا نمیتونم با کسی ارتباط برقرار کنم مگه اینکه هر چی به ذهنم میرسه رو بگم و خب این اصلا خوب نیست و فکر نمیکنم با این کار بتونم دوستی پیدا کنم:/
هدایت شده از غرب آسیا
📌آلترنت: یک منبع آگاه در واشینگتن میگوید که ترامپ در تماسهایش «مثل سگ» به سران بقیه کشورها التماس میکرد تا او را از بنبست ایران نجات دهند.
https://eitaa.com/westanews
• افکارِ آنه •
سطل اشغال چیه بابا! درستش جای خواب چاهزاده پخلویه✓
اینم از عکاسی بِرار جان:|
هدایت شده از انجمن بیکاران کتابخون
من عاشق اینم که ردی از خودم به جا بذارم. یادم بیاد توی فلانروز توی فلانساعت توی فلاندقیقه داشتم به چی فکر میکردم، چی گوش میکردم و چه کتابی میخوندم. دفترهامو ورق میزنم و با هر نوشته خاطرات و جزئیات اون روز کامل یادم میاد. کانال رو بالا پایین کنم و از حماقتهای نانوشتهام لبخند بزنم. یه جا بنویسم تو به سه سال پیش خودت میگی احمق و سه سال بعد بازم همینو به خودت میگی. جزوههامو توی شبای امتحان (مثلاََ امشب) با یه فنجون قهوه ورق بزنم و توش دستخط دوستم رو ببینم. فکرکنم از اینکه نانوشته و فراموششده از بین برم، زیاد خوشم نیاد.
وقتی از نوشتن کم میارم، ثبت میکنم، گاهی آرزو میکنم کاش دوربین خودمو داشتم و عکاسیم خوب بود. چون من عاشق عکس گرفتنم و هردفعه دارم یکی رو التماس میکنم که گوشیشو بهم بده، بعدشم در به در دنبال سیم شارژرم یا توی بله و تلگرام منتظر اینکه عکسها برسن به دستم. برای همینم عاشق اینم که ویدیوهای سه سال پیش حرف زدن با خودم توی پوشهی camera roll رو پاک نکردم تا یادم نره شبیه کلهخرا بودم. عاشق اینم برم توی پیوی کالیپسو و ویدیوهای تصویری پنج سال پیشو پیدا کنم و با خنده بگم:«چرا انقدر دماغامون بزرگ بودن؟»