من کتابامو داده بودم فنری کنن حواسم نبود برگه مباحث خیلییی حساس و مهمی که برای بچه های مردم توی مدرسه توضیح میدادم (منبع:تلخین) لای یکیشون بود
فکر کنم بنده خدایی که کتابمو فنری کرد سکته رو زده تا الان🤣🤣🤣🤣💔
هدایت شده از شبکُش'
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام، امیدوارم که شب های دلتون پر نور باشن🤍
این تقریباً نخستین تقدیمی شبکُش هست که شما، این پیام رو توی چنلتون فوروارد میکنید و در چنل جوین میشید؛ و من طبق وایبی که از شما میگیرم میگم اگه یه نوشته یا شعر بودید توی کتابِ شبکُش(کتاب خودم)، کدوم میشدید و چرا🥲.
لینک چنلهای زیباتون رو، اینجا برام بفرستید:
https://abzarek.ir/service-p/msg/5580311
روحِسبز؟
امروز توی مدرسه روز خیلی عجیبی بود صبحش از شدت سرگیجه داشتم اشهدمو میخوندم ولی از زنگ دوم به بعد اوک
امروز هم همچنان سردرد و سرگیجه داغونم کرده بود
دیرتر رفتم حدودا ساعتای ۹
شیمی داشتیم اول که پروژکتور سوخت و بعد هم رفتیم آزمایشگاه و یه ارلن مایر شکوندیم
امروز خیلی تنها بودم
خیلی خیلی تنها
زنگ آخر کلا توی فکر بودم
.
یعنی من یه انسان ناکافی ام؟