eitaa logo
آوان'
130 دنبال‌کننده
95 عکس
12 ویدیو
0 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
خلاصه که چند روزی میگذره ... خواجه‌ مشغول کار بوده که خبر میارن شاخ‌ نبات‌ برای خواستگاراش‌ شرط گذاشته .
اونم چه شرطی . گفته هر کی برام صد سکه بیاره یاعلی میگم و باهاش عشق ُآغاز میکنم . اونموقع‌ هم که میدونید صد سکه پول خونِ باباش بوده .
واسه همین دیگه خیلی از خواستگارا از خیرش میگذرن و میرن‌ . بعضیام‌ میرن‌ پیِ جور کردنِ صد سکه . خواجه‌ هم که عاشق دو آتیشه شاخ‌نبات بوده .
ولی پول ِ خواجه‌ کجا بود آخه . مگه میشد صد سکه با پول کارگری جور کرد؟
یاد بگیرید ..یاد بگیرید .. بعد اونوقت‌ اینجا طوری نادیده‌م‌ میگیرید که حس میکنم دارم برای دیوار میگم .
این قضیه که میگن گریه باعث باطل شدن‌ نماز میشه اصلا تو کَتَم نمیره. خب من وقتی حالم بده حرف زدن با آدم‌هام باعث میشه گریه کنم دیگه چه برسه به حرف زدن با خدا .
بیاید براتون الباقی‌ِ داستان ِ حافظُ بگم
آوان'
ولی پول ِ خواجه‌ کجا بود آخه . مگه میشد صد سکه با پول کارگری جور کرد؟
خب اونجایی بودیم که[ شاخ‌نبات‌ ] کسی که دلِ خواجه رو دزدیده بود برای ازدواج شرط گذاشته بود .. و حافظ هم غیر ممکن‌ بود که بتونه شرطِ شاخ نباتُ به جا بیاره .
شاید بگید خب چی کار کرد ؟ باید بگم که خواجه‌ ارتباطش با خدا خیلی قوی بود. از همون بچگی‌ وقتی‌ بیکار میشد میرفت پشت پنجره‌‌یِ مسجد به صدای قران‌ گوش میداد.
خواجه‌یِ ما اینبارم‌ پناه برد به خدا .
رفت مسجد و با خدا عهد کرد که برای اینکه بتونه صد سکه رو جور کنه ۴۰ شب بره مسجد و تا صبح فقط با خدا راز و نیاز کنه و عبادتُ این حرفا.