eitaa logo
آوان'
131 دنبال‌کننده
100 عکس
12 ویدیو
0 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
رابعه که نه میتونست‌ از درد دلش به کسی بگه و نه‌ میتونست‌ کاری کنه‌ روز به روز حال ِروحی و جسمیش‌ بدتر میشد .
انقدر مریض شده بود که دیگه همه‌ داشتن‌ نگرانش‌ میشدن .
میبینید عشق با آدمیزاد چیکار میکنه؟=)
برادرِ رابعه هم که دید خیلی حالش بده به غلامش‌ یعنی بکتاش دستور داد که کلی طبیب ِکاربلد پیدا کنه‌.
کلی طبیب ِمشهور اومدن ولی هیچکدوم نتونستن‌ بفهمن که رابعه‌ چرا به این حال افتاده .
رابعه یک‌ دایه‌ای‌ داشت که خیلیی مهربون و خوش زبون بود . از اونایی که با زبونشون‌ مارو از لونه میکِشن‌ بیرون.
دایه‌یِ رابعه کم‌کم تونست‌ دلِ رابعه رو نرم کنه و از زیر زبونش عشقی که به بکتاش داشت رو بِکِشه بیرون .
دایه‌ هم پیشنهاد داد که بره و به بکتاش بگه که رابعه عاشقش شده .
ورقی برای رابعه آورد . و رابعه شروع کرد به نوشتنِ شعر برایِ بکتاش . زیرِ نامه هم نقاشیِ چهره‌یِ خودشو کشید.
بعد هم نامه رو داد به دایه تا ببره برای ِبکتاش . بلکه‌ یکم‌ حالِ رابعه بهتر بشه و بکتاش بفهمه‌ که رابعه عاشق ماشقش شده .
دایه‌ هم یواشکی‌ رفت و نامه رو داد به بکتاش .