eitaa logo
آوان'
130 دنبال‌کننده
98 عکس
12 ویدیو
0 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
میبینید عشق با آدمیزاد چیکار میکنه؟=)
برادرِ رابعه هم که دید خیلی حالش بده به غلامش‌ یعنی بکتاش دستور داد که کلی طبیب ِکاربلد پیدا کنه‌.
کلی طبیب ِمشهور اومدن ولی هیچکدوم نتونستن‌ بفهمن که رابعه‌ چرا به این حال افتاده .
رابعه یک‌ دایه‌ای‌ داشت که خیلیی مهربون و خوش زبون بود . از اونایی که با زبونشون‌ مارو از لونه میکِشن‌ بیرون.
دایه‌یِ رابعه کم‌کم تونست‌ دلِ رابعه رو نرم کنه و از زیر زبونش عشقی که به بکتاش داشت رو بِکِشه بیرون .
دایه‌ هم پیشنهاد داد که بره و به بکتاش بگه که رابعه عاشقش شده .
ورقی برای رابعه آورد . و رابعه شروع کرد به نوشتنِ شعر برایِ بکتاش . زیرِ نامه هم نقاشیِ چهره‌یِ خودشو کشید.
بعد هم نامه رو داد به دایه تا ببره برای ِبکتاش . بلکه‌ یکم‌ حالِ رابعه بهتر بشه و بکتاش بفهمه‌ که رابعه عاشق ماشقش شده .
دایه‌ هم یواشکی‌ رفت و نامه رو داد به بکتاش .
بکتاش نامه رو باز کرد و شروع کرد به خوندنِ شعر . از شعر خیلی خوشش اومده‌ بود . وقتی به پایین ِنامه رسید نقاشیِ یه یه دخترِ خوشگل رو دید .
رابعه انقدر زیبا بود که بکتاش با دیدنِ همون نقاشی‌ ِ چهره‌یِ رابعه ، یک دل نه صد دل عاشق ِ رابعه شد.