eitaa logo
آوان'
128 دنبال‌کننده
102 عکس
13 ویدیو
0 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
بکتاش هم مثلِ حارث شجاع و قوی بود . به حدی که با دوتا شمشیر داشت می‌جنگید .
دشمن‌ وقتی دید که بکتاش داره نیروهاشونو یکی یکی‌ در راه ِرسیدن به خدا یاری میکنه ؛ تصمیم‌ گرفت که چند نفر بفرسته‌که دوره‌ش کنن.
و همینطور هم شد و چند نفر با هم به سمتِ بکتاش حمله‌ ور شدن . یکی از اونا یه ضربه با شمشیر به سرِ بکتاش زد .
در این بین اجازه بدید بگم که ما اینجا یه رقیه سادات داریم . رقیه‌ جان جیبتو‌ آماده کن ما همه عیدی میخوایم .
خب داشتم میگفتم
بکتاش که به سرش ضربه خودش از حال رفت و همونجا افتاد .
نیرو‌های دشمن‌ داشتن نزدیک‌ میشدن که بتونن‌ سرش رو از تنش جدا کنن .
تا اینکه میبینن‌ یکی که صورتشو پوشونده و سوارِ اسبِ با بلند ترین صدایِ ممکن‌ نعره میکشه و با آخرین سرعت داره نزدیک میشه. این باعثِ ترس ِنیروی دشمن‌ میشه .
اسب سوار شمشیر کشید و دستِ تمام کسایی که[ دور بکتاش بودن و قصدِ جونشو‌ داشتن ] گذاشت‌ تو دستِ خدا .
بعضیا هم فرار کردن . درسته که بکتاش نجات‌ پیدا کرد ولی نیروهای‌ بلخ در مقابل دشمن‌ توانشونو از دست داده بودن و در یک‌ قدمیِ شکست‌ بودن ‌.
پادشاهِ بخارا که این خبر بهش میرسه نیروهایِ کمکی‌ رو میفرسته بلخ که به حارث و نیروهاش‌ کمک کنن .
دشمن‌ با دیدنِ نیروهایِ کمکی‌ میترسه و عقب نشینی‌ میکنه . و نیروهای بلخ پیروز میشن‌.