تا اینکه میبینن یکی که صورتشو پوشونده
و سوارِ اسبِ با بلند ترین صدایِ ممکن
نعره میکشه و با آخرین سرعت داره
نزدیک میشه.
این باعثِ ترس ِنیروی دشمن میشه .
اسب سوار شمشیر کشید و دستِ تمام
کسایی که[ دور بکتاش بودن و قصدِ
جونشو داشتن ] گذاشت تو دستِ خدا .
بعضیا هم فرار کردن .
درسته که بکتاش نجات پیدا کرد ولی
نیروهای بلخ در مقابل دشمن توانشونو
از دست داده بودن و در یک قدمیِ
شکست بودن .
پادشاهِ بخارا که این خبر بهش میرسه
نیروهایِ کمکی رو میفرسته بلخ که
به حارث و نیروهاش کمک کنن .
حارث هم میره و میبینه که بکتاش
بیهوش افتاده .. وقتی نبضشو میگیرن
میبینن زندهس با خودشون برمیدارن
و میارن به کاخ .
حدس بزنید اون کی بود که صورتشو
پوشونده بود و اومد بکتاشرو از دست
دشمن نجات داد؟
آفرین رابعه=))))))))))))))))))))))))))))
همه دارن چنلا و حسابکاربریاشونو از
اینجا دیلیت میکنن.
اینا مگه نمیدونن ما تو ایران زندگی
میکنیم؟