eitaa logo
آوان'
132 دنبال‌کننده
114 عکس
15 ویدیو
0 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نوچه‌هایِ حارث هم‌ به ناچار مجبور شدن حکم‌ رو اجرا کنن . بکتاش رو به سیاه‌چال انداختن‌ بدونِ هیچ آب و غذایی.
رابعه رو هم به حمام‌ بردن و رگِ دست‌هایِ رابعه رو زدن (شاهرگشو‌ نه‌ رگ‌هایِ دیگه‌رو زدن که کم کم بمیره ). خونِ رابعه تویِ حمام‌‌ راه افتاد . بعد هم در حمام‌ رو با چوب و سنگ بستن‌ .
رابعه که داشت ازش‌ خون میرفت حتی همون لحظه هم سوزِ عشقِ بکتاش رو داشت =))))
رسما‌ جیگرِ رابعه آتیش گرفته بود و هیچ آبی نمیتونست‌ آتیشش‌ رو خاموش‌ کنه .
رابعه که دیگه کاری از دستش‌ برنمیومد آروم آروم انگشتش‌ رو میزد به خونِ خودش و روی ِ دیوار ِ حمام شعر آخرین‌ شعر‌ش رو مینوشت‌ .
رابعه رویِ تمام ِ در و دیوار‌هایِ حمام‌‌ شعر نوشت‌ و نوشت‌ تا اینکه‌ دیگه خونی‌ توی ِرگ هاش نموند . افتاد کفِ حمام‌ و جون داد.
فرداش حارث دستور داد برن و تنِ‌ بی‌جونِ رابعه رو از حموم بیرون بیارن و دفنش کنن .
نوچه‌هایِ حارث وقتی در حمام‌رو باز کردن دیدن که رابعه بی‌جون‌ افتاده کف حمام‌ و روی تمامِ دیوار هارو با خونِ خودش شعر نوشته .
این شعر‌ها تاثیر زیادی روشون‌ گذاشت‌ و باعث‌ شد که عمیقا‌ ناراحت بشن .
آوان'
این شعر‌ها تاثیر زیادی روشون‌ گذاشت‌ و باعث‌ شد که عمیقا‌ ناراحت بشن .
قسمتی از اشعار ِنوشته شده رویِ دیوارِ گرمابه‌ . به نقل از عطار*
نوچه‌ها هم به گفته‌یِ حارث عمل کردن و رابعه رو درونِ قبر گذاشتن . ولی چون اشعار ِرابعه باعث شده بود متحول بشن تصمیم گرفتن‌ که یواشکی‌ برای‌ِ بکتاش آب و غذا ببرن .