eitaa logo
آوان'
133 دنبال‌کننده
216 عکس
25 ویدیو
4 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
حالا وقت چیه؟ آفرین وقت‌ اینه بیاید براتون الباقی داستان خسرو و شیرین رو بگم 🙂‍↔️.
خب بسم‌الله .
آوان'
خلاصه که به چند نفر پول میدن و یه قصر تو بدترین جای قلمرو برای شیرین میسازن .
اونجایی بودیم که شیرین رفت مدائن که بتونه خسرو رو ببینه و خسرو رفت سرزمین ارمن که شیرین رو ببینه .. شیرین وقتی رسید به مشکو و دید که خسرو نیست از زنان مشکو خواست یه جایی بدن که بمونه تا خسرو برگرده . زنان مشکو هم در بدترین جای قلمرو یه قصری به شیرین دادن .
شیرین میره به سمت قصری که براش درست کرده بودن . قصر که چه عرض کنم .. جهنمی بود واسه خودش .
خیلی بد آب و هوا بود و گرم . و خب شیرین که یه اشراف‌زاده بود اصلا به این گرما عادت نداشت .. هر سال فصل تابستون میرفت و توی کوهستان میموند ..
با این حال شیرین فهمیده بود زنان‌ مشکو خیلی بد ذاتن‌ و بهش حسادت کردن پس تصمیم گرفت تو همون جهنم دره و قصری که بهش داده بودن یه مدت بمونه.
حالا بریم سراغ خسرو .
خسرو تازه رسیده به ارمن . یه راست رفته به کاخ مهین بانو.
مهین بانو هم که گفتیم یجورایی پادشاه ارمن حساب میشد ..
مهین بانو حسابی از خسرو پذیرایی میکنه و باهاش خوب برخورد میکنه .
خسرو زمانی که نشسته بود و غذا می‌لمبوند که میان و بهش میگن که ینفر اومده میخواد تو رو ببینه ‌.
خسرو میره ببینه کیه .. میبینه که عه دوستش شاپوره ‌.