eitaa logo
آوان'
133 دنبال‌کننده
216 عکس
25 ویدیو
4 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
خسرو به شاپور میگه که پاشو برو مدائن به شیرین بگو که من اومدم اینجا بعدم شیرین رو با خودت بردار بیار .
گلگون (اسب‌ِ خسرو) رو هم با خودت ببر که شیرین راحت اونجا سوار اسب شه بعد جفتتون بیاید ارمن .
شاپور راه میوفته سوار گلگون میشه و میره به سمت مدائن .
وقتی میرسه تازه میفهمه‌ این عفریته‌ها با شیرین چیکار کردن و کجا بهش جا دادن که بمونه .
شاپور وقتی میره پیش شیرین و از شیرین میپرسه که چرا همچین‌جایی‌ مونده ؟
شیرین شروع میکنه جیگر زلیخا براش باز میکنه و میگه که بهش حسادت کردن و توی‌ همچین جای بدی بهش قصر دادن و ...
شاپور به شیرین میگه که بلند شو و برو به سمت ارمن که خسرو و مهین بانو اونجا منتظرن .
شیرین هم خیلی خوشحال میشه سوار به اسب شروع میکنه به تاختن‌ .
آماااااا آمااااا هنوز خیلی از مدائن دور نشده بود که براش یه خبری میارن ...
ناشناس خالیه. فکر کنم نیستید .. پس تا همین جا کافیه برای امشب خوشگلای ِ بنده .
یادتون نره که من داستان‌ رو جای حساس قطع میکنم که شما ذهنتون مشغول شه و شب‌ها به جای فکر کردن به مذکر و رابطه‌یِ آبگوشتی‌ به این داستان بهبهانی‌ و شهشهانی فکر کنید .
پس زحمتشو‌ بکشید مرسیممنون.