آوان'
آماااااا آمااااا هنوز خیلی از مدائن دور نشده بود که براش یه خبری میارن ...
رسیده بودیم به اونجایی که شیرین راه
افتاد بره به سمت ارمن امااا ..
خسرو هم که نگاه میکنه میبینه الان
که پدرش مرده اگه برنگرده مدائن
تخت پادشاهی رو کس دیگهای صاحب
میشه .
پس میگه نمیتونم منتظر بمونم که
شیرین برسه اینجا .
قبل از اینکه شیرین رو ببینه برمیگرده
مدائن و حکومت رو به دست میگیره و
میشه جانشینِ پدرش .
همونطور که میدونید شیرین به مهین بانو
گفته بود میره شکار حیوانات ولی رفته
بود شکار خسرو .
گر چه خسرو از حیوان هم کمتره ولی
خب .
مهین بانو هم میگه که من اولش خیلی
نگرانت شدم شب که خوابیدم خواب دیدم
پرندهای که رو دستم بود از دستم رفت
ولی دوباره برگشت .
پس من مطمئن بودم که تو برمیگردی .
حالا هم این هفتاد تا دختر که در خدمتِ
تو بودن باز هم مال خودت .