میاد برای بزرگان مدائن نامه مینویسه
و میگه که بابا این خسرو اصلا عقلش
سر جاش نیست این حکومت نمیتونه
بکنه یکمم پول میذاره تو پاکت میفرسته
واسه بزرگا .
این وسط مهین بانو باخبر میشه که
این دوتا همدیگه رو توی دشت مغان
دیدین و قصد دارن پیش هم باشن از
این به بعد.
ولی خب برای امشب کافیه من دیشب هم
سر جمع ۳ ساعت خوابیدم چشمام داره
میوفته کف دستم .
شبتون بخیر پر قوهایِ ناز 💚.
آوان'
در سکوتِ شب ..
متاسفانه برنامه جایی برای دانلود نداره
برای همین مجبورم از صفحه فیلم
بگیرم که صداش اونقدر خوب که هست
در نمیاد .