من با این کار دارم که این آدم میخواد
تو معشوقهش باشی تو کنارش باشی
ولی تو مثل هر دختری نیستی نباید
اجازه بدی بدون ازدواج بهت نزدیک
بشه .
باید برای به دست آوردنت زحمت بکشه
بالاخره تو قراره بعد از من حکومت یه
شهر رو به عهده بگیری .
پس حواستو جمع کن .
امشب میخوام ز چت جی پی تی
عکس بگیرم برای داستان که خشک
نباشه .
بعضی ابیات شعرم میذارم .
آوان'
امشب میخوام ز چت جی پی تی عکس بگیرم برای داستان که خشک نباشه . بعضی ابیات شعرم میذارم .
پند مهین بانو به شیرین .
از زبان نظامی*
مهین بانو میگه که ببین ممکنه این
چرب زبونی کنه و سعی کنه بهت نزدیک
شه در حالی که هیچ عشقی بهت نداره
در این صورت فردا دلش هوای یکی دیگه
رو میکنه و ننگ و بی آبروییش برای ما
میمونه از من گفتن بودااااا .
شیرین دستشو میاره بالا و سوگند
میخوره که اجازه نده خسرو گولش
بزنه و قبل ازدواج حتی دست خسرو
رو هم نگیره .
شبا هم دور آتیش میشستن و خسرو
حرفهایی که برای ۱۸۳۹۳۰۳ دختر دیگه
زده بود برای شیرین میزد و شیرین هم
که عشق میکرد با حرفاش .