چه خبر یار؟! شنیدم که گرفتار شدی ؛
دل سپردی و برای دگری یار شدی ..!
بعدِ دل کندنت از من دلت آرام گرفت ؟!
خوب شد زندگیات ؟! یا که بدهکار شدی؟
_
ای خدا ناز ، من خیلی ممنونتم واسه این
شعر قشنگ((((=
مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو..
_
یادم باشه آهنگ اینم بفرستم براتون=)))
وای خیلی قشنگه
تو را جانم صدا کردم ولیکن برتر از جانی/مگر جان بی تو میماند در این تندیس انسانی؟!
_
ای خدا تصدقت ممنون واسه شعر قشنگت
آوان'
بیاید شعر بخونیم یه بیت شعر بگید منم بزارم اینجا باشه؟
صحبت و حرف فقط باد هوا می باشد ؛
بغلم کن که غزل هم نشود چاره ی ما.
آوان'
بیاید شعر بخونیم یه بیت شعر بگید منم بزارم اینجا باشه؟
نگاهت میکنم هر دم دگر حالی دگر دارم
تو زیباتر شدی یا که من عاشق تر نمی دانم
خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود
ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی
آنچه در مذهب ارباب طریقت نبود
خیره آن دیده که آبش نبرد گریهٔ عشق
تیره آن دل که در او شمع محبت نبود
دولت از مرغ همایون طلب و سایهٔ او
زآنکه با زاغ و زغن شهپر دولت نبود
گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن
شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود
چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکی است
نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود
حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه
هرکه را نیست ادب لایق صحبت نبود
اگر تو عاشقی معشوق دور است
وگر تو زاهدی مطلوب حور است
ره عاشق خراب اندر خراب است
ره زاهد غرور اندر غرور است
دل زاهد همیشه در خیال است
دل عاشق همیشه در حضور است
نصیب زاهدان اظهار راه است
نصیب عاشقان دایم حضور است
جهانی کان جهان عاشقان است
جهانی ماورای نار و نور است
درون عاشقان صحرای عشق است
که آن صحرا نه نزدیک و نه دور است
در آن صحرا نهاده تخت معشوق
به گرد تخت دایم جشن و سور است
همه دلها چو گلهای شکفته است
همه جانها چو صفهای طیور است
سراینده همه مرغان به صد لحن
که در هر لحن صد سور و سرور است
ازان کم میرسد هر جان بدین جشن
که ره بس دور و جانان بس غیور است
طریق تو اگر این جشن خواهی
ز جشن عقل و جان و دل عبور است
اگر آنجا رسی بینی وگرنه
دلت دایم ازین پاسخ نفور است
خردمندا مکن عطار را عیب
اگر زین شوق جانش ناصبور است
_ عطار نیشابوری
برایت بی الف خواهم فقط فردای بهتر را
تو اما آرزو کردی جهانم بی الف باشد🌚:)
_
ای خدای من چقدر ناز=)))))
مطمئنم اگه میدونستی ما چقدر انتظار کشیدیم که کنکورت تموم شه بیای هرشب واسمون قصه بگی و شبمونو بخیر کنی حتی یه شبم قصه گفتنتو ازمون دریغ نمیکردی :)))
_
وای عزیز ِمن بمیرم واقعا=))))
اول بسمالله یه ماچ به من بده تو دختر
ببخشید من اومدم شهرستان و اینجا
از بس برقا رفته و اومده که نتا کلا قطع
شده و من فقط وقتی میرم باغ میتونم
آنلاین شم :(
قول میدم که تلاشمو بکنم زودتر داستان
خسرو رو تموم کنیم باشه؟