eitaa logo
آوان'
174 دنبال‌کننده
309 عکس
48 ویدیو
5 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
دفعه قبل اونجایی بودیم که فرهاد عاشق شیرین شد و انقدر عشق و عاشقی این دوتا زبون به زبون چرخید تا رسید به گوش خسرو . خسرو فرهاد‌رو دعوت کرد به کاخ و شروع کردن به مناظره ...
خسرو میبینه‌ فرهاد اصلا کم نمیاره و هر چی میگه یه جوابی‌ برای دادن داره .
خسرو یه فکر کثیفی به سرش میزنه که بتونه با اون فرهاد‌رو از شیرین دور کنه .
برمیگرده به فرهاد میگه اگه میخوای من از شیرین دست بکشم‌ و فراموشش‌ کنم یه راهی وجود داره اونم اینه‌ که‌ یه مسیری از وسط کوه بیستون درست کن که من بتونم راحت رفت و آمد کنم ..
فرهاد خیلی خوشحال میشه و از خسرو قول میگیره تا بعد از اینکه یه راهی از کوه بیستون درست کرد برای همیشه از شیرین دست بکشه .
وسایلشرو جمع میکنه و میره بالای کوه بیستون اول یه گوشه‌ی کوه نقش ِ شیرین رو میتراشه‌ تا هی بهش نگاه کنه‌ و انگیزه بگیره ‌
بعد هم شروع میکنه و مثل میگ میگ از یه طرف کوه رو میتراشه .
اون وسط هم هی به این فکر میکنه که قراره بعد از تکمیل این راه ، خسرو از شیرین دست بکشه و بعد هم که این دست بزاره تو دست ِشیرین و این حرفا .
ای فرهاد خوش خیال ..
خبر میرسه به گوش شیرین که تو چقدر خوشبختی‌ فرهاد به عشق تو داره کوه میکَنه و سخت مشغول کار کردن شده .
شیرین هم خیلی دلش میخواست که از نزدیک ببینه فرهاد واقعا داره چیکار میکنه و حالش چطوره .