eitaa logo
آوان'
174 دنبال‌کننده
308 عکس
48 ویدیو
5 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
فرهاد خیلی خوشحال میشه و از خسرو قول میگیره تا بعد از اینکه یه راهی از کوه بیستون درست کرد برای همیشه از شیرین دست بکشه .
وسایلشرو جمع میکنه و میره بالای کوه بیستون اول یه گوشه‌ی کوه نقش ِ شیرین رو میتراشه‌ تا هی بهش نگاه کنه‌ و انگیزه بگیره ‌
بعد هم شروع میکنه و مثل میگ میگ از یه طرف کوه رو میتراشه .
اون وسط هم هی به این فکر میکنه که قراره بعد از تکمیل این راه ، خسرو از شیرین دست بکشه و بعد هم که این دست بزاره تو دست ِشیرین و این حرفا .
ای فرهاد خوش خیال ..
خبر میرسه به گوش شیرین که تو چقدر خوشبختی‌ فرهاد به عشق تو داره کوه میکَنه و سخت مشغول کار کردن شده .
شیرین هم خیلی دلش میخواست که از نزدیک ببینه فرهاد واقعا داره چیکار میکنه و حالش چطوره .
یه بخش از منظره خسرو و فرهاد که عاشقشممم بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک بگفت آنکه که باشم خفته در خاک _ منم همینطور عطر یاسم منم همینطور=)
پس چند نفر از اون دخترایی که کنارش بودن رو برمیداره و میره به سمت کوه بیستون .
فرهاد همین که شیرین رو میبینه از خود بی خود میشه و شروع میکنه به محکم‌‌ تر کندن سنگ‌ها از دل کوه‌ .
مناظره‌ فرهاد و شیرین از زبان نظامی*
نظامی میگه فرهاد که شیرین رو میبینه‌ شروع میکنه با دست به کندن کوه طوری که انگار اصلا کوه از سنگ نبود بلکه‌ از گل بود و طوری نرم بود که فرهاد اون رو با دست خالی میکَند .