آوان'
سلام بچهها یه ۵ روز دیگه قراره برید مدرسه گفتم شاید یادتون رفته باشه 💚
امیدوارم در اسید حل شوید.
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نه کی گفته من دارم گریه میکنم
این کلیپو تا روز مرگمم که شده
نگهمیدارم=))))))))))))))))))))))))
و برای واقعی گریه*
خسرو یه ترس عجیبی میوفته تو جونش
از یه طرف میترسید خبر به گوش شیرین
برسه و ازش ناراحت بشه .
از طرفی هم ترسش از این بود که
بالاخره این کاری کرده قراره یه کارمایی
داشته باشه(گول سیز ابلفضل بزنه کمرش) .
خسرو هم که میدونست شیرین خیلی
ناراحت و گوشهگیر شده به نوچههاش
میگه کاغذ و مرکب بیارید تا برای شیرین
نامه بنویسم .
بهش میگه که ببین اینکه برای دختر
خوشگلی مثل تو یه نفر جانش رو بده
خیلی چیز عادی و کم و کوچیکیه
نیاز نیست تو راجبش ناراحت باشی .