eitaa logo
آوان'
175 دنبال‌کننده
322 عکس
53 ویدیو
5 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
خبر میارن واسه خسرو که فرهاد خودش‌رو از بالای کوه پرت کرد پایین و مرد .
خسرو یه ترس عجیبی میوفته تو جونش‌ از یه طرف میترسید خبر به گوش شیرین برسه و ازش ناراحت بشه . از طرفی هم ترسش از این بود که بالاخره این کاری کرده قراره یه کارمایی داشته باشه(گول‌ سیز‌ ابلفضل‌ بزنه کمرش) .
خبر به گوش شیرین میرسه که فرهاد بخاطر تو از جان خودش گذشت .
شیرین خیلی ناراحت‌ میشه همش بی‌قراری میکنه و خودش رو مسبب این اتفاق‌ میدونه .
خسرو هم که میدونست‌ شیرین‌ خیلی ناراحت و گوشه‌گیر شده به نوچه‌هاش میگه کاغذ و مرکب‌ بیارید تا برای شیرین نامه بنویسم .
شروع میکنه به نوشتن‌ نامه و توی نامه سعی میکنه که این اتفاق رو عادی جلوه بده .
بهش میگه که ببین اینکه برای دختر خوشگلی مثل تو یه نفر جانش‌ رو بده خیلی چیز عادی و کم‌ و کوچیکیه‌ نیاز نیست تو راجبش ناراحت باشی .
نامه‌ میرسه به دست شیرین و شروع میکنه‌ به خوندن نامه .
با هر خطِ نامه‌ شیرین ناراحت و ناراحت‌تر‌ میشه که خسرو جون یه آدم رو به شوخی گرفته‌ .
پیچان ...میخوامش ... _ جانِ پیچان خانومی‌ . کیو؟
انقدر ناراحت میشه که تصمیم‌ میگیره‌ نامه‌ خسرو رو بی جواب بزاره .