خسرو هم که میدونست شیرین خیلی
ناراحت و گوشهگیر شده به نوچههاش
میگه کاغذ و مرکب بیارید تا برای شیرین
نامه بنویسم .
بهش میگه که ببین اینکه برای دختر
خوشگلی مثل تو یه نفر جانش رو بده
خیلی چیز عادی و کم و کوچیکیه
نیاز نیست تو راجبش ناراحت باشی .
با هر خطِ نامه شیرین ناراحت و ناراحتتر
میشه که خسرو جون یه آدم رو به شوخی
گرفته .
القصه که چند وقتی از این قضیه میگذره
و مریم (همسرِ خسرو) دعوت حق رو لبیک
میگه و از این دنیا میره .
شاید فکر کنید که مریم عجلش رسیده
بوده ولی خیر باید بگم که شیرین عجلشرو
رسونده ( بهش زهر داده) .