تبیین روز
آن روی سکه
تهاجم ترکیبی اقتصادی، فرهنگی از شوکِ گرانسازی انرژی در داخل ایران تا فروپاشیِ هویت؛ تلهی جنگِ ترکیبی امروز ایران در میانهی یک نبرد پیچیده قرار گرفته است؛ جنگی که در آن دیگر تنها با سلاح، نه بلکه با نان، سوخت، نرخ ارز و حتی پوشش و رفتار، بر سرِ ارادهی مردم جنگ میشود. این یک نبردِ چندجانبه برای خالی کردنِ میدانها و از بین بردنِ هویتِ ملی است.
۱. تقاصگیری با نوسانِ بازار
جریانهای غربگرا که در برابر ایستادگیِ مردم در برابر گرانیِ انرژی شکست خوردهاند، اکنون به دنبال راهی برای انتقام هستند. آنها میخواهند با ایجادِ آشفتگی در بازارِ طلا و ارز، فشاری دوچندان بر زندگی مردم وارد کنند. هدف این است که با ایجادِ بیثباتیِ پولی، خشمِ مردم را به سویِ بیتفاوتی و انزوا سوق دهند تا مردم از میدانهای مطالبهگری به خانههای خود بازگردند و میدان برای دشمن خالی شود
۲. هجومِ بیگانگی در میانه جامعه
اما خطر بزرگتر، آنجایی است که فرهنگِ ما هدف قرار گرفته است. با نبودِ نظارتِ درست بر تولیداتِ فرهنگی، شاهدِ حضورِ رفتارهای نابهنجار و پوششهای غریب در خیابانهای شهر هستیم. وقتی پوشش و رفتارِ مردانه و اسلامی، جای خود را به رفتارهای بیگانه و بیشرمانه بدهد، این تنها یک تغییرِ ساده نیست؛ بلکه مقدمهی «تغییرِ ماهیتِ جامعه» است. دشمن میخواهد با عادیسازیِ زشتی، ملت را از ارزشهای خود بیگانه کند تا از درون فرو بپاشد
۳. غفلت؛ راهِ پیروزیِ دشمن
اگر ما میانِ آشفتگیِ اقتصادی و هجومِ فرهنگی، دچار غفلت شویم، تنها برنده دشمنِ اصلی (آمریکا و صهیونیسم) خواهد بود. آنها منتظرند تا با تضعیفِ قدرتِ خرید و از بین بردنِ وقارِ اجتماعی، ارادهی ملت را برای ایستادگی در برابر استکبار، در هم بشکنند.مقابله با گرانی، تنها یک بحثِ اقتصادی نیست، بلکه دفاع از حاکمیت است. و پاسداری از فرهنگ و پوشش، تنها یک بحثِ اخلاقی نیست، بلکه خط مقدمِ حفظِ امنیت ملی است. ما باید برای حفظِ کرامتِ خود، بیدار شویم و از این تلهی ترکیبی رهایی یابیم
سیدمهدی رحیمیان
آوای اندیشه
https://eitaa.com/AvayeAndish
نوشتار صبح...
گذار از واقعگرایی به بیگانگی؛ واکاوی ریشههای تقابل جریان اصلاحطلب با محسن رضایی دبیر جدبد شورای عالی امنیت ملی ایران
در پهنه سیاسی امروز ایران، آنچه به چشم میرسد، صرفاً یک رقابت انتخاباتی میان چهرههای مختلف نیست؛ بلکه شاهد یک «نبرد هویتی» میان دو رویکرد بنیادین هستیم. مخالفتهای اخیر و گاه تندِ بخشی از جریان اصلاحطلب با آقای محسن رضایی، از نگاه یک تحلیلگر، فراتر از مناقشات انتخاباتی، ریشه در یک تغییر جهت استراتژیک و گذار از «اصلاح در چارچوب نظام» به سوی «تغییر هویت ملی» دارد.
برای درک چرایی این تقابل، باید از سه منظر کلیدی به موضوع نگریست:
نخست؛ تقابل میان «واقعگرایی ملی» و «آرمانگرایی غربی»
آقای محسن رضایی با برخورداری از پیشینه در ساختارهای دفاعی و حضور در لایههای اصلی حاکمیت، نمایندهی «واقعگرایی انقلابی» است؛ رویکردی که بر حفظ حاکمیت، استقلال ملی و اتکا به توان داخلی استوار است. در مقابل، بخشی از جریان اصلاحطلب که در سالهای اخیر به سمت رویکردهای نئولیبرال و غربگرا متمایل شدهاند، او را نه یک رقیب سیاسی، بلکه سدی در برابر «اصلاحات ساختاری» (به معنای نفوذ الگوهای غربی) میبینند. از نظر آنها، ایستادگی بر اصول ملی، مانعی برای پیوند با جریانهای بینالمللی است.
دوم؛ تقابل در «هندسه استراتژیک دفاعی»در عصر جنگهای ترکیبی، تفاوت میان «ایستادگی مسئولانه» و «سازش برای بقا» بسیار حیاتی است. محسن رضایی همواره بر ضرورت حفظ کرامت ملی و عدم تسلیم در برابر فشارهای خارجی تأکید داشته است. اما جریان اصلاحطلب که در پی بازگشت به میدان از طریق «اعتمادسازی با قدرتهای غربی» است، رویکرد ایشان را تهدیدی برای برنامههای خود میبیند. آنها میخواهند با تعدیلِ اصول حاکمیتی، فضایی برای بازگشت به ساختارهای پیشین ایجاد کنند، در حالی که رویکرد آقای رضایی، حفظِ اصالتِ نظام در میانه طوفانهاست.
سوم؛ نبرد بر سر «مشروعیت و آینده»
جریان اصلاحطلب برای بازگشت به چرخه قدرت، خود را به عنوان تنها پل ارتباطی با جامعه و جهان معرفی میکند. حضور چهرهای با وزنِ ملی و مذهبی مانند آقای رضایی، این ادعا را با چالش مواجه میکند؛ چرا که او نشان میدهد میتوان هم «حاکم» بود و هم «مردممدار» و هم «مذهبی»؛ بدون اینکه لزوماً به الگوهای بیگانه متوسل شد. لذا، تضعیف ایشان، در واقع تلاش برای انحصارِ تعریفِ «آیندهی سیاسی ایران» توسط جریان اصلاحطلب است.مخالفت با محسن رضایی، تجلیِ تقابل میان «هویتِ اصیلِ ملی-اسلامی»و «الگوهای وارداتیِ غربگرا»است. این نبرد، تنها بر سر یک کاندیدا نیست، بلکه بر سر این است که آیا ایران در مسیرِ «استقلال و ایستادگی» حرکت خواهد کرد یا در مسیرِ «استحاله و بیمیانی» قرار خواهد گرفت.مخالفت با محسن رضایی، در واقع نبردی است میان «هویتِ اصیلِ ملی-اسلامی» و «الگوهای وارداتیِ غربگرا». این تقابل نشان میدهد که جبههی اصلاحطلب، از مسیرِ «اصلاح در چارچوب نظام»، به سوی «استحاله و تغییر هویت» گام برمیدارد
سیدمهدی رحیمیان
(آوای اندیشه)
https://eitaa.com/AvayeAndish
چشمه سار مقاومت
حیات مقاومت،بقای مقاومت
فرستادگانِ فراتر از دیپلماسی؛
پیامِ بیتِ رهبری به قلبِ محورِ مقاومت
اعزام نمایندگان از بیتِ معظمله برای ابلاغ پیامِ تشکر رهبری به ملت عراق، فراتر از یک پروتکل دیپلماتیک ساده، یک «اشارهی استراتژیک» در لایههای عالیِ حاکمیت است. این اقدام، حامل سه پیام کلیدی است:
۱. فراتر از دیپلماسیِ حاکمیتی:**
اگر سفر مقامات دولتی، بخشی از مدیریت روابط روزمره باشد، اعزام نمایندگان از بیتِ رهبری، نشاندهنده یک «پیامِ متعالی و بنیادین» است. این یعنی پیوند میان ایران و عراق، از لایه «دیپلماسی سیاسی» عبور کرده و به لایه «اتحاد عقیدتی و حاکمیتی» بازگشته است.
۲. پیوند با ستونهای مقاومت:**
دیدار مستقیم با فرماندهان حشدالشعبی، نشان میدهد که مرکزِ ثقلِ تصمیمگیری در ایران، میخواهد پیوند خود را با «ستونهای اصلی مقاومت» در عراق، نه از طریقِ کانالهای اداری، بلکه از طریقِ کانالهای «اعتبارِ مذهبی و حاکمیتی» مستحکمتر کند.
۳. تثبیتِ هندسه ایستادگی:**
در حالی که دشمنان به دنبال ایجاد شکاف میان حاکمیت ایران و متحدان منطقهایاش هستند، این اقدام، نشاندهنده یکپارچگیِ کامل در «هندسه ایستادگی» است. این پیام به تمامِ جهان گفته میشود: «پیوند ما با محور مقاومت، نه یک قراردادِ سیاسی، که یک ارادهی حاکمیتی و اعتقادی است.»
سیدمهدی رحیمیان
(آوای اندیشه)
https://eitaa.com/AvayeAndish
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منبر در مزرعه
موعظه و منبر از یک کشاورز.... ببینید جالب است....
📌آوای اندیشه
https://eitaa.com/AvayeAndish
هدایت شده از @RahimianSeyed_ir
تنبیه در بزنگاه
سیلیِ حقوقی بر صورتِ «تروریسمِ اقتصادی»؛ وقتی حق، مظلومیتِ پروانهها را فریاد میزند
دنیایی که غرب و در رأس آن ایالات متحده با سازوکارهای ناعادلانه حقوقی و سیاسی ساختهاند، همواره بر این اصل استوار بوده که «قدرت، حق میآورد». در این هندسهِ مخدوش، تحریمهای ظالمانه به مثابه سلاحی کشتارجمعی علیه ملتها به کار گرفته شده است؛ سلاحی که نه مرز میشناسد و نه اخلاق؛ آنقدر بیرحم که حتی دارو و درمانِ بیمارانِ مظلومِ «ایبی» (پروانهای) را نیز به گروگان میگیرد تا شاید خللی در ارادهِ استقلالطلبانه یک ملت ایجاد کند.
اما خبر «مصادره محموله نفتی آمریکا به نفع بیماران پروانهای»، بیش از آنکه یک رویداد حقوقی ساده باشد، شکستنِ تابویِ نفوذناپذیریِ دژِ استکبار است. این اقدام قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران، پیامی روشن و قاطع به جامعه جهانی و سردمداران کاخ سفید مخابره کرد: «دورانِ یکطرفه بودنِ بازی به سر آمده است.»
۱. تقابلِ «قانونِ نانوشته زور» با «عدالتِ قضایی»
آمریکایی که خود را مالک مطلقالعنان دریاها و اموال جهانی میپندارد، امروز در دادگاههای ایران به زانو درآمده است. وقتی محموله نفتکش آمریکایی به نفع کسانی مصادره میشود که قربانی «تروریسمِ دارویی» شدهاند، یعنی ما در جمهوری اسلامی نه تنها در میدانِ نبرد، که در میدانِ حقوق بینالملل نیز «هندسه ایستادگی» را به درستی ترسیم کردهایم. این اقدام، عینِ عدل است؛ گرفتنِ بخشی از ثروتی که متعلق به کشوری است که با تحریمهایش، حق حیات را از انسانهای بیگناه سلب کرده است.
۲. پایانِ افسانهِ مصونیتِ ظالم
تحریمهای ضالمانه، نسخهای نئولیبرالی برای به زانو درآوردن ملتهاست. اما ایستادگیِ مبتنی بر منطقِ انقلابی ثابت کرد که میتوان «قانونِ اجرای احکام مدنی» را به عنوان پاشنه آشیلی برای قدرتهای استکباری به کار گرفت. وقتی اموالِ دولتِ تحریمکننده توسط نظام قضاییِ کشوری که علیهاش تحریم اعمال شده، مصادره و به فروش میرسد، یعنی ما از لاکِ تدافعی خارج شده و به مرحله «مطالبهگریِ کنشگرانه» رسیدهایم.
۳. پیامی برای غربگرایان؛ قدرت در اقتدار است، نه انفعال
این رویداد، پاسخ دندانشکنی است به جریانهای غربگرایی که همواره کدخداباوری را تبلیغ میکردند و دم از «سازش برای رهایی از فشار» میزدند. امروز معلوم شد که راهِ کاهش فشار، عقبنشینی نیست؛ بلکه «اقتدار در عمل» است. دشمن وقتی زبانِ تهدید را میفهمد، باید زبانِ «ضربه متقابل» را هم بشنود.
این پولِ مصادره شده، اگرچه بخشی از آلامِ بیماران پروانهای عزیز ما را تسکین میدهد، اما ارزش استراتژیک آن، فراتر از عدد و رقم است. این اقدام، سندِ افتخاری برای نظام اسلامی است که نشان داد همچنان پناهگاهِ مظلومان است و در برابر گردنکشیهای امپریالیسم، نه تنها سکوت نمیکند، بلکه با سلاحِ قانون، «حقِ ستانده شده» را بازمیستاند.
این تنها یک نفتکش نبود؛ این بخشی از «هیمنه پوشالی» بود که فروریخت. باشد که این مسیر در تمامی ابعادِ مطالبهگری از دشمنانِ این ملت، با قدرتِ تمام ادامه یابد....
قلم:سیدمهدی رحیمیان