eitaa logo
ʚAyeᥫ᭡Neveshtɞ🇵🇸
37 دنبال‌کننده
317 عکس
36 ویدیو
0 فایل
•بِسْمِ اللّٰهِ الْرَّحْمٰنِ الْرَّحیٖم• «وَ لَسَوْفَ يُعْطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى» 🌿 و به‌زودی پروردگارت آن‌قدر به تو عطا خواهد کرد که راضی شوی...
مشاهده در ایتا
دانلود
مےگفت: ‏خدایا ما رو بہ کسے مبتلا کُن کہ بویِ تو رو بده !
🖤🥀 دو دست خود علی بر هم زد و گفت تمام هستی ام بر باد رفته ...
برای خالقِ لبخندهای علی (ع) . آرام و دل شکسته خاک را زیر و رو می‌کرد. آرام، با دیدگان تار. قلبِ خاک را برای قلبش می‌شکافت و با دانه‌های اشک آن حفره‌ی غم را پر می‌کرد. همچنان با وسواس خاک را کنار می‌زد و نغمه‌ی عاشقانه‌اش دل خاک را آب می‌‌کرد... _ ای خاک، امشب دردانه‌ی خاتم الانبیا مهمان توست. بهارِ جهان و محبوب خدا مهمان. همراه کلمه‌ها، قطره‌های اشک به خاک آمیخته می‌شد و زمین را می‌سوزاند. _ ای خاک، عزیزترینِ علی را برایت آوردم. با عزیزِ علی مهربان باش که مردم این شهر نبودند. ای خاک، بانوی من خسته و استخوان شکسته به دیدارت آمده. بر او سخت مگیر. تمام شد شکافتن گمنام‌ترین گوشه‌ی زمین. _ مراقب جانِ علی باش! چشم‌های تنهایش سمت تابوت رفت. نااستوار و بی‌رمق قدم برمی‌داشت خیبرشکن! زهرایش را روی دو دست بلند کرد. قدم‌هایش آهسته آهسته به حفره‌ی غم نزدیک می‌شد. شاید زیر لب می‌خواند: مِنها خَلَقناکُم شما را از زمین آفریدیم. نزدیک‌تر شد: وَ فیها نُعیدُکُم... و به آن بازمی‌گردانیم. سایه‌اش در حفره افتاد: وَ مِنها نُخرِجُکَم تارَةً أخرَی... و بار دیگر از آن بیرونتان می‌آوریم! قصد کرد برای پا گذاشتن به خانه‌ی همیشگی فاطمه (س). دست‌هایی آشنا از قبر بیرون آمد و زهرا (س) را طلب کرد. شرمگین شد چشم‌های علی (ع). سر خم کرد و پریشان خالقِ لبخندهایش را به دست‌های منتظر که دلتنگ امانتش بود، سپرد. و کوثر در دلِ خاک مدینه جاری شد... زانو زد و سرش را داخل قبر برد تا خوب بشنود شریکِ غربتش، شهیدِ حقانیتش. _ مِنها خَلَقناکُم وَ فیها نُعیدُکُم وَ مِنها نُخرِجُکُم تارَةً أخرَی زهرای من. شما را از زمین آفریدیم و به آن باز می‌گردانیم و بار دیگر از آن بیرونتان می‌آوریم. لبخند زد به روی نیلیِ جهانش. محزون و مهربان! _ آسوده بخواب همدم و بهارم. ما دوباره به هم برمی‌گردیم حیاتِ علی... . ✍🏻 لیلی سلطانی
زَهـــرا، بِبخش خانهِــ ی امنیٖ نداشتم...
با عقلِ خود از عشق سخن گفتم و خندید آری! خبر از بی‌خبری خواسته بودم..
یک روزی، یک جایی آدم‌های هم فرکانس همدیگر را پیدا می‌کنند! می‌شوند دوست می‌شوند رفیق... می‌شوند زندگی آرام‌ می‌گیری با حرف‌هایش و بعد فکر می‌کنی کاش زودتر پیدا می‌شد...
گیسوانِ تو شبیه ‌است به شب؛ اما نه! شب كه اینقدر نباید به درازا بكشد.. :)
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کم شد زجمع خسته‌دلان یار دیگری بر دار رفت پیکر سردار دیگری‌...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یــٰآ اُمَّــــ‌الْـــقَمَـــرْ...🖤