از بهشتِ عقل تا دوزخِ خون
سینا کلهر:
استیصال، درماندگی، حیرت، و اندوه... اینها تمام داشتههای ما شدهاند در برابر اخباری که هر روزه از غزه میرسند؛ اخباری که استخوان را میسوزانند و چشم را طاقت دیدنشان نیست. تصاویر، یکی پس از دیگری، از ویرانی، از گرسنگی، از مرگ کودکان، مادران، از بمباران که حتی برای دفنشان خاکی نمانده.
ما، تماشاگرانی بیدفاع، در حلقهی اخبار ایستادهایم و تنها کاری که از دستمان بر میآید، آهیست در دل یا گریهای در خلوت یا فرار از اخبار و عکسها تا روانمان بیش از این از هم فرو نپاشد، تا آنجا که کار به جایی رسیده است که برای ماندن در مدار انسانبودن، گویی راهی جز امساک از خوردن، جز گرسنگیِ ارادی، برایمان باقی نمانده است؛ گویی تنها با نخوردن، میتوانیم اندکی از شرمساریمان را فرو بنشانیم.
چه کسی فکر میکرد که روزی جهان به نقطهای برسد که آخرین سنگر انسان بودن، گرسنگی دادن به خویشتن برای دفاع از مظلوم شود؟ که آخرین تلاش بشر برای ماندن در مدار انسانیت، امساک از خوردن باشد؟
ما به ژرفای استیصال و ناتوانی سقوط کردهایم؛ چنان که گویی تنها امکان یاریرساندنمان، همدردی از راه بینان ماندن است. یکسال و اندیست که جهانی با نزدیک به هشت میلیارد شاهد، تماشاگر مردمیست که هر روز کشته میشوند، خانههایشان زیر خاک میرود، کودکانشان بینان میمانند، و هنوز نه جنایت متوقف شده و نه جنایتکاران شرم کردهاند؛ بلکه بر عکس، اینان امروز خود را مستحق جایزه صلح میدانند!
وه که چه جهان مشمئزکنندهایست! و انسان، چه سطحی از رذالت را تجربه میکند. "نا-انسان" ظهور کرده و در اوج قدرت است؛ هیولایی با نقاب تمدن، که به خونخواری و کشتار فخر میفروشد؛ و در برابر او، بازماندهی انسان، مستأصل و مفلوک، تنها تماشاگر مرگ تدریجی همنوع خویش است.
صفحهای دیگر از ننگ دارد بر پردهی تاریخ حک میشود؛ و این بار، نهفقط عاملان، که ساکتان و تماشاچیان نیز، همه در این جنایت سهیماند.
چنان عطش زندهماندن و میل به دوام این دوزخِ بیمعنا، در جانها ریشه دوانده که حتی "فکر" مبارزه، دعوت به خیزش، یا جنگ برای عدالت، ناممکن شده است؛ از ترس آنکه مبادا آرامشمان بر هم بخورد، مبادا بمبی بر سرمان فرود آید، مبادا با مرگ مواجه شویم.
ملت ایران اما در این میانه، سرافراز ایستاده است؛ تنها ایستاده، تنها هزینه داده، تنها بیش از هزار تن از بهترین فرزندانش را به این راه تقدیم کرده است. نه ساکت ماند، نه نظارهگر. برخاست، فریاد زد، جنگید. و باز هم دریغ که این ایستادگی، نتوانست جلوی نسلکشی را بگیرد.
تشت رسوایی تمامی ادعاهای اخلاقی و فلسفی غرب، مدتهاست فرو افتاده؛ بیآبروییِ تمدنی که مدعی انسانگراییست، اکنون عیان است. اما چه ارزش دارد زمانی که در آن گوشهی فراموششدهی جهان، در آن باریکهی غریب، مردمی هنوز از گرسنگی میمیرند، از بمباران کشته میشوند، و حیاتشان لحظهبهلحظه به ویرانی نزدیکتر میشود.
این است فرجام آن بهشتی که انسان میخواست بر زمین بنا کند. همان مدینهی فاضلهای که عقل نوین، در سودای ساختنش، از سنت برید و از آسمان روی برتافت. همان جهانی که علم، ابزارهایش را ساخت؛ تکنولوژی، پیاش را ریخت؛ و عقل مدرن، درهایش را گشود؛ جهانی که قرار بود عدالت را نهادینه کند، کرامت را پاس دارد، و آزادی را به کف هر انسان بنشاند.
رویای انسانی که با بیکن آغاز شد، با دکارت سامانی یافت، در کانت و هگل اوج گرفت، و در نیچه و هایدگر شک کرد و فرو ریخت. اکنون، همین عقلِ مدرن، با همان ابزارهایی که قرار بود عدالت را ممکن سازند، نسلکشی را مدیریت میکند؛ انسانکشی را توجیه میکند؛ و با افتخار، بر ویرانههای اخلاق، پرچم "صلح" بر میافرازد.
بهشت زمینیِ موعود، سرانجام در هیأت دوزخی پدیدار شده است که تاریخ نظیرش را ندیده بود. نه در آشوویتس، نه در هیروشیما، و نه در رواندا. اکنون این دوزخ، نه از دل بربریت، که از دل عقلانیت برآمده است؛ و این، فاجعه را ژرفتر، و شر را ساختاریتر کرده است.
مدرنیتهای که قرار بود طرحی نو دراندازد و جهانی نو بسازد، ناتمام ماند؛ و اکنون نیمهکاره، نیمهجان و نیمهانسان، در میدانهای جنگ و محاصره، و بر تنهای بیجان کودکان، خود را تمام کرده است. پروژهی کنشهای ارتباطی آزاد و گفتوگوی عقلانی که هابرماس نویدش را میداد، در برابر اولین قتلعام، به سکوتی مرگبار فرو رفت. و اکنون، این صحنهی تاریخ است که همهی این ناکامیها و نیرنگها را با وضوح تمام به نمایش گذاشته است.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
عبدالرحیم انصاری:
همانطور که حدس میزدم، امروز باخبر شدم چین و روسیه در جنگ اخیر، در سطحی عالی در کنار ایران بودهاند. هم از نظر دیپلماتیک و هم از لحاظ تامین جنگافزارهای پیشرفته! فضاسازی برخی شایعهسازان را جدی نگیرید!
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 این بخش از سخنان آیتالله خامنهای در زمان دفاع مقدس و در میان رزمندگان؛ پاسخ به تمام کسانی است که امروز میخواهند بین دفاع از ایران و اسلام خط و مرز بکشند و با بکارگیری بدترین الفاظ میان خطوط منسجم مردم شکاف ایجاد کنند.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
و حالا وظیفه هر کس معلوم است
محسن مهدیان:
یکم؛
در روزهای جنگ، یک سئوال بر لبها بود: «در این جنگ، وظیفه من چیست؟» و حالا، رهبر انقلاب در شب چهلم فرماندهان شهید، پاسخ این پرسش را روشن و صریح دادند.
این پیام، برای سه گروه از مخاطبان تازگی دارد:
۱- آنان که با صداقت پرسیدهاند: «سهم ما چیست؟»
۲- آنان که در این جنگ، ساکت ماندهاند و سهمی برای خود نمیبینند.
۳- و آنان که در میدانند اما شاید عظمت کاری را که میکنند، درک نکردهاند.
و حالا متوجه شدند مامور به تکلیفیاند که نائب امام زمان برایشان تعیین کرده و سراسر مبارزه است و عبادت.
دوم؛
این پیام، صرفاً توصیهای اخلاقی یا احساسی یا سیاسی نیست؛ بلکه بیانیهای راهبردی است. رهبر انقلاب با تقسیمبندی دقیق، نظام مسائل کشور را صورتبندی کردند. در مقابل هر مسئله، یک مأموریت تعیین شد، و برای هر مأموریت، یک مخاطب مشخص. این همان نقشه مهندسی فرهنگی - تمدنی برای ایران قوی است.
هفت مسئله اصلی کشور چیست؟ وحدت - پیشرفت - روایت عزت - امنیت - کارآمدی - معنویت - شور و شعور انقلابی.
سوم؛
و حالا رهبر انقلاب فرمودند: اگر ملت بیوحدت بماند، همه شکست میخورند. اگر نخبگان بیحرکت بمانند، آینده دفن میشود. اگر قلمها بیغیرت شوند، عزت ملی سقوط میکند. اگر ارتش و سپاه ضعیف شوند، امنیت نابود میشود. اگر دولت کار را به نتیجه نرساند، امید خاک میخورد. اگر روحانیت خاموش شود، دلها تاریک میماند. و اگر شور و شعور انقلابی جوانان خاموش شود، انقلاب خاموش میشود.
چهارم؛
رهبر انقلاب در شب چهلم فرماندهان شهید، فقط از گذشته نگفتند. یاد شهدا را گرامی داشتند، اما نگاهشان به آینده بود. انگار بر سر مزار شهدا، نقشه راه آینده را نوشتند. برای همین فرمودند: سهم تو چیست؟ وظیفه تو کجاست؟ و برای این پرسش، هفت پاسخ دادند، هفت مأموریت، هفت مسئله اولویتدار، یعنی هفت جبهه نبرد برای ساخت ایران قوی.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
کارآمدی رهبری دینی در ۲ جنگ نظامی و روانی
پرویز امینی:
حضور رهبر انقلاب اسلامی در جمع عزاداران حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در حسینیه امام خمینی(ره) در شب عاشورا امواج بزرگی از شور و شعف در میان ایرانیان و حتی فراتر از ایرانیان در بین دوستداران ایران و اسلام و انقلاب اسلامی در خارج از مرزها ایجاد کرد و ماشین جنگ روانی دشمن را که برای جبران ناکامی در جنگ نظامی با شدت و گستردگی عمل میکرد به گل نشاند.
این شور و شعف اجتماعی بازتاب نوع نگاه اجتماعی به رهبری دینی است که در جنگ ۱۲ روزه و جنگ روانی پساجنگ بهعنوان یک واقعیت از آن رونمایی شد و در یک کلمه به نام «تکیهگاه» و «گرانیگاه» جامعه قابل جمعبندی است. تکیهگاه به معنایی که روز خطر میداندار و مقتدر است و به همین جهت قابل تکیه است و گرانیگاه به این معنا که همه بخشهای مختلف اجتماعی و نظامی و سیاسی یک جامعه را در پیوند یکدیگر همافزا و قابل کاربست مؤثر میکند، آنچنان که در این جنگ ۱۲ روزه دیده شد.
در جنگ ۱۲ روزه خصوصاً ۲۴ ساعت اول، رهبری دینی در دل یکی از پیچیدهترین و در عین حال سهمگینترین بحرانها به آزمون گذاشته شد. نیرومندترین قدرتهای مادی که بشر تا به امروز به خود دیده است با یک تهاجم غافلگیرکننده نظامی، شوکی به جامعه و سیستم سیاسی وارد کرد و انتظار داشت با از کار انداختن بنیاد نظامی و در پی آن ناتوانی سیستم سیاسی در بازیابی خود و در امتداد آن انفعال اجتماعی، تسلیم جمهوری اسلامی را جشن بگیرد اما پایانبندی این بحرانافکنی و تهدیدسازی به کلی تغییر کرد و بر خلاف انتظار آنها در کمتر از ۲۴ ساعت به این تهدید پاسخ مؤثر و تهاجمی داده شد. رهبری دینی محور این موازنهسازی و تهدیدزدایی از موجودیت ایران است.
سئوال این است که رهبری دینی واجد چه خصلتی است که آن را با دیگر مقامات عالی رتبه یا فرماندهان کل قوا در جهان متفاوت میکند؟
این تفاوت به شکل خلاصه و به عبارت کوتاه این است که رهبری دینی برای تصمیم و برای اقدام و برای مواجهه با مسائل خصوصاً در شرایط بحران، تنها متکی به امکانات و ابزارهای مادی نیست که وقتی در شرایط تهدید مثل جنگ ۱۲ روزه اخیر، دچار ضعف یا استفادهناپذیری شد یا در جنگ روانی پرحجم، از هم بپاشد و احساس بیقدرتی و ناتوانی کند.
رهبری دینی پیش و بیش از ابزارهای مادی، متکی به یک قدرت ایمانی و باطنی و درونی است که ریشه در عمیقترین لایههای شخصیت و فکر انسان یعنی جهاننگریاش دارد که شهید ابراهیم عقیل از فرماندهان حزبالله از آن به عنوان «توحید عملی» نام میبرد.
این قدرت درونی و ایمانی به خودساختگی و خوداتکایی صاحبانش منجر میشود و یک اقتدار درونی توأم با اعتماد به نفس و طمأنینه ایجاد میکند که در شرایط ضعف امکانات یا نابرابری مادی، از اقتدار تهی نمیشود و حتی بالاتر، میتواند این اقتدار را به صحنه اجتماعی و ساختار سیاسی و نظامی مثل این جنگ ۱۲ روزه پمپاژ کند و سرنوشت این تهدید پیچیده را تغییر دهد.
تجربه میرزای شیرازی در موفقیت جنبش تحریم تنباکو بهرغم فقدان ابزارهای مادی متعارف، تجربه امام خمینی(ره) در ساقط کردن پهلوی و تأسیس و تثبیت جمهوری اسلامی بدون امکانات مادی و تجربه سیدحسن نصرالله از تبدیل کردن یک گروه کوچک به یک جریان مؤثر شیعی در لبنان و یک محور قدرت در جریان مقاومت ضداسرائیلی و تجربه مرجعیت شیعه در عراق یعنی آیتالله سیستانی در غلبه بر داعش و حفظ یکپارچگی عراق، برخی دیگر از شواهد کارآمدی و توانایی این قدرت درونی و ایمانی در رهبری دینی است که مزیت ایران در این وضعیت نابرابر قدرت مادی، در برابر دشمنانش است. تجربه جمهوری اسلامی در دوره امام و رهبر انقلاب نشان میدهد این قدرت درونی خود را بینیاز از قدرت مادی نمیداند، بلکه خود پایهگذار قدرت مادی و ابزاری و توسعه اقتدار مادی مانند قدرت موشکی نیز است که در همین جنگ تغییردهنده موازنه نظامی شد. اما این مهم است که خود را محدود به آن نمیکند.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
📸 اولین نماز جمعه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در اولین جمعه ماه مرداد ۱۳۵۸ با حضور اقشار مختلف مردم و به امامت آیتالله «سیدمحمود طالقانی» در زمین چمن دانشگاه تهران برگزار شد. پیشنهاد برگزاری نماز جمعه از سوی آیتالله طالقانی مطرح و با موافقت امام خمینی(ره) عملی شد.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
محمدجواد آذریجهرمی:
با احتمال بسیار بالا، با تعاریف موسع و مبسوط و جزاهای نامتناسب در لایحهی ارسالی دولت به مجلس برای اظهارنظر خلاف واقع در فضای مجازی؛ آزادی بیان نقض خواهد شد.
این وعده رئیسجمهور با مردم نبود!
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
کنایه علی قلهکی به لایحه دولت برای مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan