محمدجواد آذریجهرمی:
با احتمال بسیار بالا، با تعاریف موسع و مبسوط و جزاهای نامتناسب در لایحهی ارسالی دولت به مجلس برای اظهارنظر خلاف واقع در فضای مجازی؛ آزادی بیان نقض خواهد شد.
این وعده رئیسجمهور با مردم نبود!
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
کنایه علی قلهکی به لایحه دولت برای مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
عبدالله گنجی:
اقدامات تروریستی کور در غرب و شرق کشور بخشی از پیوست اجتماعی جنگ صهیونیستها -آمریکاست که با تاخیر تشدید شد.
ترور مردم از جمله یک مادر و فرزندش در زاهدان چه دستاوردی دارد؟
تنها دستاورد این اقدامات، اینجا ناامنی برای حضور نیروهای تخصصی بخشهای مختلف برای توسعه استان است. حس تبعیض در آنجا ریشه در ناامنی دارد. این در حالی است که تروریسم انگیزه خود را مبارزه با تبعیض میداند. یعنی سرنا را از سر گشاد مینوازند.
انتخاب مسولین عالی محلی از بومیان نیز تاثیری بر روند ترور نداشت. گویی نسخه، ابلاغی است و ریشه محلی ندارد.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
میلاد عرفانپور:
شعر تازهای برای پرچمدار بزرگ ایران و اسلام، رهبر عزیزتر از جانم که خوش ندارد از او بگوییم اما امروز مکلفیم به گفتن از او، اگرچه سخت دشوار است:
خوش نداری ولی چه باید کرد
باید این عشق را ترانه کنم
دل خود را - اگرچه ناقابل -
نذر این شعر عاشقانه کنم
شعر در وصف تو کم آوردهست
بیثمر در خیال میپیچم
عددی نیستم مقابل تو
که همان هیچ و کمتر از هیچم
ماجرای تو چون غزل، جاریست
بر لب هر نسیمِ خوشنفسی
ای دماوند ما که اینهمه سال
زخمهای تو را ندیده کسی
سر به زانوی تو گذاشت وطن
ای تو همراه شادی و غم ما
رنگِ یکرنگی تو را دارد
سبز و سرخ و سپید پرچم ما
از رفیقان و همقطارانت
یکی از دیگری شهیدترند
شک ندارم به پیشگاه حسین
دوستان تو روسپیدترند
از علمدار کربلا گفتی
زخم خوردی، زمین نیفتادی
با اشارات دست مجروحت
قبله و قله را نشان دادی
راهگمکردگان این وادی
با نگاه تو چون زهیر شدند
عاشقان تو هر کجا رفتند
عاقبت، عاقبتبخیر شدند
هیچ اسطورهای چنانکه تویی
نیست پیروز در هزار نبرد
جوهر شاهنامه تا گرم است
از تو باید نوشت، ایرانمرد!
در کلام تو حجتیست بلیغ
که جهان را گواه خواهد شد
تا که ایمان تو جلودار است
هرچه بنبست، راه خواهد شد
خوب دل بردهای ز دشمن و دوست
چون تو دلبر ندیدهایم هنوز
ای به قربان تو که از چشمت
مردمیتر ندیدهایم هنوز
اشکهایت چکیدهای از عشق
خندههایت تبسم صبحاند
جان ما را دوباره روشن کن
کلماتت ترنم صبحاند
اجتهاد تو در مسیر جهاد
بین عشاق تو زبانزد شد
در تمام مراجع تقلید
روح خلاق تو زبانزد شد
نه چنان زاهدان دخمهنشین
نه چنان بینمازدرویشان
جمع عرفان و زهد و فلسفهای
ضرب در عشق و حکمت و ایمان
ناگهانها هنوز بسیارند
ولی آرامشت الیالابد است
از مِهآلود روزگار چه باک؟
که نگاه تو راه را بلد است
بارها پیک وصل را دیدی
عاشقانه سراغت آمد و رفت
از «شهادت» بگو که باری هم
بوسه بر دست راستت زد و رفت
میروی گرم و خیل مدعیان
همه درماندهاند نیمهی راه
گرچه هشتاد و چندساله شدی
از جوانان، جوانتری ای ماه
به نگاهی گرفته دنیا را
لشکر سبز مهربانی تو
تا قیامت شهید خواهد داد
نفس صاحبالزمانی تو
من و مدح تو ای رها از خویش!
تو و رنجیدن و برآشفتن
خوش نداری، ولی چقدر خوش است
از تو ای نازنین سخن گفتن
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سعید زیباکلام با انتشار این فیلم در صفحه شخصی خود نوشت:
تمدن غرب کماکان میتازد.
سلامه وادی، شش ماهه، از سوء تغذیه و کمبود ویتامین در جریان نسلکشی فلسطینیان کشته شد. بدن کوچک و نحیف او دیگر تاب گرسنگی نداشت. این نوزاد دختر قبل از آنکه بتواند حتی یک کلام به زبان آورد از این دنیای ما پر کشید.
برای تمدنی بناشده بر قدرت و ثروت، ما غربیان با فلسطینیان چهها که نکردهایم، و چه خونهایی که نریختهایم.
یعنی میشود این خونریزیها و توحشها و ظلمها بیهیچ حساب و کتابی بگذرد، انگار نه انگار؟
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
الاغ نمیپرد
یونجه، موز نمیدهد!
محمد ایمانی در رابطه با تعامل با اروپا نوشت:
آبکش، ظرف آب کشیدن از چاه نیست. توقع پریدن از الاغ، منطقی نیست (ولو اینکه بعضی به شوخی گفتهاند "الاغ است دیگر، یک وقت دیدی پرواز کرد"!). از گاو نر نمیشود انتظار داشت شیر بدهد. اگر کسی یونجه کاشت، موز برداشت نمیکند.
سعدی دقیق و درست سروده: "ابر اگر آب زندگی بارد - هرگز از شاخ بید بر نخوری/ با فرومایه روزگار مبر - که از نیِ بوریا، شکر نخوری"؛ و "عاقبت گرگزاده گرگ شود - گرچه با آدمی بزرگ شود".
به تعبیر حافظ: "مَن جَرَّبَ المُجَرَّب حَلَّت بِهِ النَدامَه". با تکرار تجربیات نادرست، نمیتوان به نتایج درست رسید.
این، حکایت تعامل با اروپاست. زمانی القا میشد اروپا تحریمها را بر میدارد و شریک تجاری بزرگ ایران میشود. آقای روحانی ادعا کرده بود رئیسجمهور وقت فرانسه (اولاند) دغدغه اشغال جوانان ایرانی را دارد!
حالا تعامل با اروپا به اینجا رسیده که کاری بکنند افتضاح جنازه برجام، بیش از آنچه هست، بالا نزند و قاتل برجام، مکانیسم ماشه جاسازی شده در همین توافقِ پایمالشده و از اعتبار افتاده را به اجرا نگذارد!
تیم روحانی و ظریف، در چه حالِ از خود بیخودی بودند که طرف غربی توانست به جای یک کلاه، چندین کلاه بر سرشان بگذارد؟
روحانی در کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هستهای» نوشته بود: «سال ۸۳ گفتم که مابین دوچرخه و پیکان مخیر بودیم. دوچرخه غیرمتعهدها، و پیکان، همان انگلیس و فرانسه و آلمان بودند. بنز هم، (آمریکا) بود، ولی ما اجازه نداشتیم از آن استفاده کنیم. پس، ناچار شدیم پیکان را انتخاب کنیم. در این حالت، دیگر نباید توقع بنز از ما داشته باشید، البته اروپاییها از این مصاحبه کمی مکدر شده بودند».
روحانی همچنین مرداد ۸۴، در نامهای به البرادعی (دبیرکل وقت آژانس) درباره عهدشکنی اروپا نوشت: «متأسفانه، ایران بارها اقدامات اعتمادساز را افزایش داد و در عوض، با قولهای انجامنشده و درخواستهای بیشتر روبهرو شد.، نمیخواهند در برابر حق غیرقابل انکار ایران تسلیم شوند».
او یک ماه قبل از انتخابات ۹۲ گفته بود «اروپاییها آقااجازه هستند و آمریکا کدخداست؛ بستن با کدخدا راحتتر است».
آقای ظریف در جواب دکتر فواد ایزدی که میگفت ترامپ گفته از برجام خارج میشود، میگفت: آمریکا نمیتواند! و در جواب جلیلی که هشدار میداد تحریمها لغو نمیشود، میگفت: لغو میشود.
روحانی و ظریف تهدید کردند که اگر آمریکا از برجام خارج شود و تعهدات خود را متوقف کند، ایران هم از برجام خارج میشود. اما روحانی پس از خروج آمریکا، مدعی شد: شرّ یک مزاحم کم شد. ما در برجام میمانیم و اروپا چند هفته مهلت دارد به تعهدات خود عمل کند.
این وقتکشی، به مدت دو سال و نُه ماه ادامه یافت و اروپا حتی به وعدههای بهمراتب پایینتر از تعهدات برجامی (بستههای پر از خالی SPV و INSTEX ) هم عمل نکرد!
روحانی و ظریف میگفتند اروپا را در برجام نگاه داشتیم و میان آنها و آمریکا شکاف انداختیم. اما سه دولت اروپایی عیناً از آمریکا تبعیت کردند و رسماً علیه ایران در آژانس قطعنامه دادند.
ظریف، تا سالها وجود کلمه "تعلیق" بهجای "لغو تحریمها" را انکار میکرد؛ اما بعدها - که کار از کار گذشت - چیزهایی یادش آمد. بعداً هم گردن فرانچسکو نامی انداخت که حتی فامیلیاش را به یاد نمیآورد!
اروپا پس از کلاهبرداری در توافق سعدآباد و پاریس و بروکسل (اوایل دهه هشتاد)، در برجام هم کلاهبرداری و عهدشکنی کرد.
کار به جایی رسید که ظریف، دوم بهمن ۹۷ با انتقاد از خیانتهای دنبالهدار اروپا تصریح کرد: "اروپا شرافت خود را در برجام فروخت". او با هفت سال تاخیر، اخیراً گفت: "اشتباه میکردیم که از اروپا توقع داشتيم اینستکس راه بیندازد".
بعد از این همه تجربه عبرتآموز، حالا چه انتظاری از اروپا میتوان داشت؟ بپرد؟! شیر بدهد؟! یا موز بهعمل آورد؟!
به قول قدیمیها، چند من تنباکو دود شده و هوا رفته و ساعتها ماجرا تعریف شده، طرف تازه میپرسه که لیلی، مرد بود یا زن؟!
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
واکنش علی شریفیزارچی و یاشار سلطانی به لایحه اخیر دولت برای مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
زنجیرهنامهها و بیانیههای مقصرساز و ذلتآفرین چرا؟
عبدالله گنجی در سرمقاله روزنامه جوان نوشت:
بعد از بیانیه پنجنفره اولیه با محوریت نرگس محمدی (کاندیدای جایگزین پهلوی در صورت فروپاشی جمهوری اسلامی در جنگ دوازده روزه و عدم امکان ورود او به کشور در ۱۴۰۴/۰۴/۰۱) و بیانیه پارادایمی ۱۸۰ نفره و ۷۰۰ نفره که خواستار تغییر نظام شدند، بیانیههای فردی موسوی و نامه تاجزاده به رهبری، اکنون با عنوان رئیس جبهه اصلاحات نامهای به پزشکیان صادر شده است.
نگارنده میداند که بیانیه و مواضع جبهه اصلاحات عمدتاً توسط بخش سکولار - دموکراسیخواه که بههمین دلیل راهی به قدرت ندارند، نوشته میشود. همان کسانی که حوادث ۱۴۰۱ را ستودند و نرگس محمدی را خواهر! خطاب کردند.
اما سئوال این است که اکنون چه خبر شده است که این زنجیره بیانیه و نامه صادر میشود؟ فیالمجلس چه اتفاقی افتاده است؟ نگارنده هرگز این جماعت را به ارتباط سیستمی با صهیونیستها متهم نمیکند، اما فضای امروز و شأن نزول زمانی این مواضع، متأثر از جنگ صهیونیستها و امریکا با ما است.
در نامه جبهه اصلاحات به پزشکیان (که توهین به خود پزشکیان از سر و روی نامه میبارد) آمده است که در آینده سه وضعیت محتمل است: اول شروع مجدد جنگ. ۲- ادامه نه جنگ و نه صلح و محاصره اقتصادی و در وضعیت سوم که در واقع راهحل برونرفت از دو گزاره قبلی است، آمده است: «تجدید نظر در سیاستهای گذشته و اتخاذ راهبرد توسعه همهجانبه و تعامل سازنده با جهان بهجای راهبرد ستیز و بقا که خروج ایران از انزوا و توسعه و پیشرفت و سربلندی ایران را در پی خواهد داشت».
نکته مهم در این نامه و بیانیههای دیگر بهکارگیری ادبیات کلیگویانه بدون ورود به جزئیاتی است که خودشان را گرفتار میکند.
آنچه به صورت کثیف بیان میشود «مقصرسازی» نظام در هر صورت است، چرا از نظام نمیخواهند طبق قوانین بینالمللی حرکت کند؟ چون آنچه امریکا میخواهد فراتر از قوانین بینالمللی است. «تجدیدنظر در سیاست گذشته» را باز نمیکنند یعنی جرئت نمیکنند بگویند هستهای نمیخواهیم و موشکی را بیخیال شوید (علت دو بند اول) اصرار نظام به حق هستهای صلحآمیز و قدرت بازدارنده موشکی را «راهبرد ستیز» معنا میکنند. این مردانگی را ندارند که پاسخ دهند در این ۴۶ سال ما چه ستیزی با سه کشور اروپایی داشتهایم، چه ظلمی به آنان کردهایم؟ ما اصلاً با امریکا چه کار داریم؟ چه مطالبهای داریم؟ جز برداشتن پای از بیخ گلوی ما (به جرم پایبندی به قواعد بینالمللی) چه مطالبهای از امریکا داریم که اسمش میشود راهبرد ستیز؟ چرا با صراحت نمیگویند خواستههای امریکا مشخص است تمکین کنید تا منزوی نشویم؟ چرا تعامل با امریکا را تعامل با جهان میدانند و...، چون جرئت و جسارت و صراحت ندارند.
اگر از این جماعت بپرسید غنیسازی صلحآمیز را رها کنیم یا موشک نداشته باشیم، میگویند خیر. بعد سئوال میکنی که اگر مذاکره یعنی معامله چه چیزی باید بدهیم؟ میدانید امریکا چه میخواهد؟ اینجا دیگر ادامه نمیدهند و در لاک نفاق فرو میروند.
در بند هفتم نامه آمده است: «لزوم مذاکره همهجانبه با امریکا»، اما جرئت ندارند این گزاره را کلیک کنند، چون میدانند امریکا چه میخواهد و ما چرا نمیتوانیم تمکین کنیم. بر این عبارت اصرار دارند، اما حاضر نیستند بگویند ما نسخه تسلیم را تجویز میکنیم. با کلیگویی و کلمه مذاکره «کاسبی اجتماعی» میکنند و وارد بخش عملیات مذاکره نمیشوند و اینگونه همیشه قهرمان صحنهاند.
هفت دور مذاکره در این ۴۶ سال با امریکا را دیدهاند و پنج دور مذاکره دولت پزشکیان را دیدهاند، اما چرا راضی نمیشوند و امریکا را مقصر نمیدانند و چرا حاضر نیستند بگویند ما که به قوانین بینالمللی پایبند هستیم و مذاکره هم میکنیم، بقیهاش زیادهخواهی است که باید بایستیم؟ چرا اینگونه نیستند؟
یکی از این جماعت گفته است: «تا ما را درون قدرت راه نمیدهند همین بازی را ادامه میدهیم.» آشتی ملی را در نامه آوردهاند. آشتی ملی که محور آن نظام و قانون اساسی نباشد و غایت آن سکولاریسم باشد عدول از امام و جمهوری اسلامی است نه آشتی ملی، آشتی ملی مربوط به سلایق است نه نقار ماهیتی و معرفتی و ۱۸۰ درجهای.
آنان که میدانند امریکا چه میخواهد و اصرار بر اتهام «راهبرد ستیز» دارند و «مذاکره فراگیر» میخواهند (موشکی، هستهای، منطقهای) اصلاً در نظام نیستند بلکه بر نظام هستند و شاخص این بر نظام بودن عدم تمکین ۲۷ ساله به سیاستهای کلی نظام طبق بند یک اصل ۱۱۰ قانون اساسی است.
اینکه حمله صهیونیستها را محکوم میکنند و با ادبیات خوشگل مینویسند اما... «جمهوری اسلامی باید برود»، از نظر ما همان مطالبه صهیونیستها و پهلوی است، فقط روش متفاوت است. اگر پهلوی را دور از سلاح تعریف کنیم مطلقاً در مطالبه با این جماعت تفاوتی وجود ندارد.
تفاوت فقط این است که اینها هم جزو نظام، هم اپوزیسیون نظام هستند، اما پهلوی صرفاً اپوزیسیون است. حتی یک جمله مثبت از امام درباره امریکا وجود ندارد و علیرغم اینکه فشارهای امریکا بر ایران بهدلیل پایبندی به قوانین بینالمللی مثل انپیتی است، اما این جماعت به این پایبندی راضی نیستند. وقتی پایبندی این جماعت را راضی نمیکند، پس چه باید کرد؟ مرد آن نیستند که بگویند تسلیم شویم. وقتی مطالبات امریکا را دقیق میدانند و به نظام حمله میکنند فقط نسخهشان تسلیم است. اما صرفاً با کلمه مذاکره بازی میکنند و لذت میبرند و خود را میفریبند. نسخه ما مذاکره برای حل مسائل مردم با حفظ حقوق شناخته شده قانونی است. اگر دشمن این را نمیپذیرد به شهید مدرس و امام تأسی میکنیم که اگر قرار است کشته شویم چرا به دست خودمان؟ بگذارید آنان بیایند و ما را بکشند. مدل انقلاب اسلامی مدل تاجگذاری محمود افغان توسط سلطان حسین صفوی نیست، مدل بیرون آمدن از شهر اصفهان و جنگیدن و کشته شدن است. نمیتوانیم تاج را تسلیم و بعد کشته شویم، میجنگیم و کشته میشویم. این نسبت به تسلیم و کشته شدن اولی است و کسانی در این مسیر استوارند که امام خمینی را شناخته باشند و اصول خود را از او گرفته باشند و سیادت غرب در قالب رئالیسم را توصیه نکنند.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan