eitaa logo
از ایران بخوان
149 دنبال‌کننده
20 عکس
18 ویدیو
0 فایل
راوی قدرت و قوت و امکانات کشور تلاش برای روشنایی در میان گرد و غبار روایت‌ها ارتباط با ما: @Jagerani
مشاهده در ایتا
دانلود
عبدالله گنجی: ‏اقدامات تروریستی کور در غرب و شرق کشور بخشی از پیوست اجتماعی جنگ صهیونیست‌ها -آمریکاست که با تاخیر تشدید شد. ‏ترور مردم از جمله یک مادر و فرزندش در زاهدان چه دستاوردی دارد؟ ‏تنها دستاورد این اقدامات، اینجا ناامنی برای حضور نیروهای تخصصی بخش‌های مختلف برای توسعه استان است. حس تبعیض در آنجا ریشه در ناامنی دارد. این در حالی است که تروریسم انگیزه خود را مبارزه با تبعیض می‌داند. یعنی سرنا را از سر گشاد می‌نوازند. انتخاب مسولین عالی محلی از بومیان نیز تاثیری بر روند ترور نداشت. گویی نسخه، ابلاغی است و ریشه محلی ندارد. @AzIranBekhan
میلاد عرفان‌پور: شعر تازه‌ای برای پرچم‌دار بزرگ ایران و اسلام، رهبر عزیزتر از جانم که خوش‌ ندارد از او بگوییم اما امروز مکلفیم به گفتن از او، اگرچه سخت دشوار است: خوش نداری ولی چه باید کرد باید این عشق را ترانه کنم دل خود را - اگرچه ناقابل - نذر این شعر عاشقانه کنم شعر در وصف تو کم آورده‌ست بی‌ثمر در خیال می‌پیچم عددی نیستم مقابل تو که همان هیچ و کمتر از هیچم ماجرای تو چون غزل، جاری‌ست بر لب هر نسیمِ خوش‌نفسی ای دماوند ما که این‌همه سال زخم‌های تو را ندیده کسی سر به زانوی تو گذاشت وطن ای تو همراه شادی و غم ما رنگِ یکرنگی تو را دارد سبز و سرخ و سپید پرچم ما از رفیقان و همقطارانت یکی از دیگری شهیدترند شک ندارم به پیشگاه حسین دوستان تو روسپیدترند از علمدار کربلا گفتی زخم خوردی، زمین نیفتادی با اشارات دست مجروحت قبله و قله را نشان دادی راه‌گم‌کردگان این وادی با نگاه تو چون زهیر شدند عاشقان تو هر کجا رفتند عاقبت، عاقبت‌بخیر شدند هیچ اسطوره‌‌ای چنان‌که تویی نیست پیروز در هزار نبرد جوهر شاهنامه تا گرم است از تو باید نوشت، ایران‌مرد! در کلام تو حجتی‌‌ست بلیغ که جهان را گواه خواهد شد تا که ایمان تو جلودار است هرچه بن‌بست، راه خواهد شد خوب دل برده‌ای ز دشمن و دوست چون تو دلبر ندیده‌ایم هنوز ای به قربان تو که از چشمت مردمی‌تر ندیده‌ایم هنوز اشک‌هایت چکیده‌ای از عشق خنده‌هایت تبسم صبح‌اند جان ما را دوباره روشن کن کلماتت ترنم صبح‌اند اجتهاد تو در مسیر جهاد بین عشاق تو زبانزد شد در تمام مراجع تقلید روح خلاق تو زبانزد شد نه چنان زاهدان دخمه‌نشین نه چنان بی‌نمازدرویشان جمع عرفان و زهد و فلسفه‌ای ضرب در عشق و حکمت و ایمان ناگهان‌ها هنوز بسیارند ولی آرامشت الی‌‌الابد است از مِه‌آلود روزگار چه باک؟ که نگاه تو راه را بلد است بارها پیک وصل را دیدی عاشقانه سراغت آمد و رفت از «شهادت» بگو که باری هم بوسه بر دست راستت زد و رفت می‌روی گرم و خیل مدعیان همه درمانده‌اند نیمه‌ی راه گرچه هشتاد و چندساله‌ شدی از جوانان، جوان‌تری ای ماه به نگاهی گرفته دنیا را لشکر سبز مهربانی تو تا قیامت شهید خواهد داد نفس صاحب‌الزمانی تو من و مدح تو ای رها از خویش! تو و رنجیدن و برآشفتن خوش نداری، ولی چقدر خوش است از تو ای نازنین سخن گفتن @AzIranBekhan
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سعید زیباکلام با انتشار این فیلم در صفحه شخصی خود نوشت: تمدن غرب کماکان می‌تازد. سلامه وادی، شش ماهه، از سوء تغذیه و کمبود ویتامین در جریان نسل‌کشی فلسطینیان کشته شد. بدن کوچک و نحیف او دیگر تاب گرسنگی نداشت. این نوزاد دختر قبل از آنکه بتواند حتی یک کلام به زبان آورد از این دنیای ما پر کشید. برای تمدنی بناشده بر قدرت و ثروت، ما غربیان با فلسطینیان چه‌ها که نکرده‌ایم، و چه خون‌هایی که نریخته‌ایم. یعنی می‌شود این خونریزی‌ها و توحش‌ها و ظلم‌ها بی‌هیچ حساب و کتابی بگذرد، انگار نه انگار؟ @AzIranBekhan
الاغ نمی‌پرد یونجه، موز نمی‌دهد! محمد ایمانی در رابطه با تعامل با اروپا نوشت: آبکش، ظرف آب کشیدن از چاه نیست. توقع پریدن از الاغ، منطقی نیست (ولو اینکه بعضی به شوخی گفته‌اند "الاغ است دیگر، یک وقت دیدی پرواز کرد"!). از گاو نر نمی‌شود انتظار داشت شیر بدهد. اگر کسی یونجه کاشت، موز برداشت نمی‌کند. سعدی دقیق و درست سروده: "ابر اگر آب زندگی بارد - هرگز از شاخ بید بر‌ نخوری/ با فرومایه روزگار مبر - که از نیِ بوریا، شکر نخوری"؛ و "عاقبت گرگ‌زاده گرگ شود - گرچه با آدمی بزرگ شود". به تعبیر حافظ: "مَن جَرَّبَ المُجَرَّب حَلَّت بِهِ النَدامَه". با تکرار تجربیات نادرست، نمی‌توان به نتایج درست رسید. این، حکایت تعامل با اروپاست. زمانی القا می‌شد اروپا تحریم‌ها را بر می‌دارد و شریک تجاری بزرگ ایران می‌شود. آقای روحانی ادعا کرده بود رئیس‌جمهور وقت فرانسه (اولاند) دغدغه اشغال جوانان ایرانی را دارد! حالا تعامل با اروپا به اینجا رسیده که کاری بکنند افتضاح جنازه برجام، بیش از آنچه هست، بالا نزند و قاتل برجام، مکانیسم ماشه جاسازی شده در همین توافقِ پایمال‌شده و از اعتبار افتاده را به اجرا نگذارد! تیم روحانی و ظریف، در چه حالِ از خود بیخودی بودند که طرف غربی توانست به جای یک کلاه، چندین کلاه بر سرشان بگذارد؟ روحانی در کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» نوشته بود: «سال ۸۳ گفتم که مابین دوچرخه و پیکان مخیر بودیم. دوچرخه غیرمتعهدها، و پیکان، همان انگلیس و فرانسه و آلمان بودند. بنز هم، (آمریکا) بود، ولی ما اجازه نداشتیم از آن استفاده کنیم. پس، ناچار شدیم پیکان را انتخاب کنیم. در این حالت، دیگر نباید توقع بنز از ما داشته باشید، البته اروپایی‌ها از این مصاحبه کمی ‌مکدر شده بودند». روحانی همچنین مرداد ۸۴، در نامه‌ای به البرادعی (دبیرکل وقت آژانس) درباره عهدشکنی اروپا نوشت: «متأسفانه، ایران بارها اقدامات اعتمادساز را افزایش داد و در عوض، با قول‌‌های انجام‌نشده و درخواست‌‌های بیشتر روبه‌رو شد.، نمی‌خواهند در برابر حق غیرقابل انکار ایران تسلیم شوند». او یک ماه قبل از انتخابات ۹۲ گفته بود «اروپایی‌ها آقااجازه هستند و آمریکا کدخداست؛ بستن با کدخدا راحت‌تر است». آقای ظریف در جواب دکتر فواد ایزدی که می‌گفت ترامپ گفته از برجام خارج می‌شود، می‌گفت: آمریکا نمی‌تواند! و در جواب جلیلی که هشدار می‌داد تحریم‌ها لغو نمی‌شود، می‌گفت: لغو می‌شود. روحانی و ظریف تهدید کردند که اگر آمریکا از برجام خارج شود و تعهدات خود را متوقف کند، ایران هم از برجام خارج می‌شود. اما روحانی پس از خروج آمریکا، مدعی شد: شرّ یک مزاحم کم شد. ما در برجام می‌مانیم و اروپا چند هفته مهلت دارد به تعهدات خود عمل کند. این وقت‌کشی، به مدت دو سال و نُه ماه ادامه یافت و اروپا حتی به وعده‌های به‌مراتب پایین‌تر از تعهدات برجامی (بسته‌های پر از خالی SPV و INSTEX ) هم عمل نکرد! روحانی و ظریف می‌گفتند اروپا را در برجام نگاه داشتیم و میان آن‌ها و آمریکا شکاف انداختیم. اما سه دولت اروپایی عیناً از آمریکا تبعیت کردند و رسماً علیه ایران در آژانس قطعنامه دادند. ظریف، تا سال‌ها وجود کلمه "تعلیق" به‌جای "لغو تحریم‌ها" را انکار می‌کرد؛ اما بعدها - که کار از کار گذشت - چیزهایی یادش آمد. بعداً هم گردن فرانچسکو نامی انداخت که حتی فامیلی‌اش را به یاد نمی‌آورد! اروپا پس از کلاهبرداری در توافق سعدآباد و پاریس و بروکسل (اوایل دهه هشتاد)، در برجام هم کلاهبرداری و عهدشکنی کرد. کار به جایی رسید که ظریف، دوم بهمن ۹۷ با انتقاد از خیانت‌های دنباله‌دار اروپا تصریح کرد: "اروپا شرافت خود را در برجام فروخت". او با هفت سال تاخیر، اخیراً گفت: "اشتباه می‌کردیم که از اروپا توقع داشتيم اینستکس راه بیندازد". بعد از این همه تجربه عبرت‌آموز، حالا چه انتظاری از اروپا می‌توان داشت؟ بپرد؟! شیر بدهد؟! یا موز به‌عمل آورد؟! به قول قدیمی‌ها، چند من تنباکو دود شده و هوا رفته و ساعت‌ها ماجرا تعریف شده، طرف تازه می‌پرسه که لیلی، مرد بود یا زن؟! @AzIranBekhan
واکنش علی شریفی‌زارچی و یاشار سلطانی به لایحه اخیر دولت برای مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی @AzIranBekhan
زنجیره‌نامه‌ها و بیانیه‌های مقصرساز و ذلت‌آفرین چرا؟ عبدالله گنجی در سرمقاله روزنامه جوان نوشت: بعد از بیانیه پنج‌نفره اولیه با محوریت نرگس محمدی (کاندیدای جایگزین پهلوی در صورت فروپاشی جمهوری اسلامی در جنگ دوازده روزه و عدم امکان ورود او به کشور در ۱۴۰۴/۰۴/۰۱) و بیانیه پارادایمی ۱۸۰ نفره و ۷۰۰ نفره که خواستار تغییر نظام شدند، بیانیه‌های فردی موسوی و نامه تاج‌زاده به رهبری، اکنون با عنوان رئیس جبهه اصلاحات نامه‌ای به پزشکیان صادر شده است. نگارنده می‌داند که بیانیه و مواضع جبهه اصلاحات عمدتاً توسط بخش سکولار - دموکراسی‌خواه که به‌همین دلیل راهی به قدرت ندارند، نوشته می‌شود. همان کسانی که حوادث ۱۴۰۱ را ستودند و نرگس محمدی را خواهر! خطاب کردند. اما سئوال این است که اکنون چه خبر شده است که این زنجیره بیانیه و نامه صادر می‌شود؟ فی‌المجلس چه اتفاقی افتاده است؟ نگارنده هرگز این جماعت را به ارتباط سیستمی با صهیونیست‌ها متهم نمی‌کند، اما فضای امروز و شأن نزول زمانی این مواضع، متأثر از جنگ صهیونیست‌ها و امریکا با ما است. در نامه جبهه اصلاحات به پزشکیان (که توهین به خود پزشکیان از سر و روی نامه می‌بارد) آمده است که در آینده سه وضعیت محتمل است: اول شروع مجدد جنگ. ۲- ادامه نه جنگ و نه صلح و محاصره اقتصادی و در وضعیت سوم که در واقع راه‌حل برون‌رفت از دو گزاره قبلی است، آمده است: «تجدید نظر در سیاست‌های گذشته و اتخاذ راهبرد توسعه همه‌جانبه و تعامل سازنده با جهان به‌جای راهبرد ستیز و بقا که خروج ایران از انزوا و توسعه و پیشرفت و سربلندی ایران را در پی خواهد داشت».  نکته مهم در این نامه و بیانیه‌های دیگر به‌کارگیری ادبیات کلی‌گویانه بدون ورود به جزئیاتی است که خودشان را گرفتار می‌کند. آنچه به صورت کثیف بیان می‌شود «مقصرسازی» نظام در هر صورت است، چرا از نظام نمی‌خواهند طبق قوانین بین‌المللی حرکت کند؟ چون آنچه امریکا می‌خواهد فراتر از قوانین بین‌المللی است. «تجدیدنظر در سیاست گذشته» را باز نمی‌کنند یعنی جرئت نمی‌کنند بگویند هسته‌ای نمی‌خواهیم و موشکی را بی‌خیال شوید (علت دو بند اول) اصرار نظام به حق هسته‌ای صلح‌آمیز و قدرت بازدارنده موشکی را «راهبرد ستیز» معنا می‌کنند. این مردانگی را ندارند که پاسخ دهند در این ۴۶ سال ما چه ستیزی با سه کشور اروپایی داشته‌ایم، چه ظلمی به آنان کرده‌ایم؟ ما اصلاً با امریکا چه کار داریم؟ چه مطالبه‌ای داریم؟ جز برداشتن پای از بیخ گلوی ما (به جرم پایبندی به قواعد بین‌المللی) چه مطالبه‌ای از امریکا داریم که اسمش می‌شود راهبرد ستیز؟ چرا با صراحت نمی‌گویند خواسته‌های امریکا مشخص است تمکین کنید تا منزوی نشویم؟ چرا تعامل با امریکا را تعامل با جهان می‌دانند و...، چون جرئت و جسارت و صراحت ندارند.  اگر از این جماعت بپرسید غنی‌سازی صلح‌آمیز را ر‌ها کنیم یا موشک نداشته باشیم، می‌گویند خیر. بعد سئوال می‌کنی که اگر مذاکره یعنی معامله چه چیزی باید بدهیم؟ می‌دانید امریکا چه می‌خواهد؟ اینجا دیگر ادامه نمی‌دهند و در لاک نفاق فرو می‌روند. در بند هفتم نامه آمده است: «لزوم مذاکره همه‌جانبه با امریکا»، اما جرئت ندارند این گزاره را کلیک کنند، چون می‌دانند امریکا چه می‌خواهد و ما چرا نمی‌توانیم تمکین کنیم. بر این عبارت اصرار دارند، اما حاضر نیستند بگویند ما نسخه تسلیم را تجویز می‌کنیم. با کلی‌گویی و کلمه مذاکره «کاسبی اجتماعی» می‌کنند و وارد بخش عملیات مذاکره نمی‌شوند و این‌گونه همیشه قهرمان صحنه‌اند. هفت دور مذاکره در این ۴۶ سال با امریکا را دیده‌اند و پنج دور مذاکره دولت پزشکیان را دیده‌اند، اما چرا راضی نمی‌شوند و امریکا را مقصر نمی‌دانند و چرا حاضر نیستند بگویند ما که به قوانین بین‌المللی پایبند هستیم و مذاکره هم می‌کنیم، بقیه‌اش زیاده‌خواهی است که باید بایستیم؟ چرا این‌گونه نیستند؟ یکی از این جماعت گفته است: «تا ما را درون قدرت راه نمی‌دهند همین بازی را ادامه می‌دهیم.» آشتی ملی را در نامه آورده‌اند. آشتی ملی که محور آن نظام و قانون اساسی نباشد و غایت آن سکولاریسم باشد عدول از امام و جمهوری اسلامی است نه آشتی ملی، آشتی ملی مربوط به سلایق است نه نقار ماهیتی و معرفتی و ۱۸۰ درجه‌ای. آنان که می‌دانند امریکا چه می‌خواهد و اصرار بر اتهام «راهبرد ستیز» دارند و «مذاکره فراگیر» می‌خواهند (موشکی، هسته‌ای، منطقه‌ای) اصلاً در نظام نیستند بلکه بر نظام هستند و شاخص این بر نظام بودن عدم تمکین ۲۷ ساله به سیاست‌های کلی نظام طبق بند یک اصل ۱۱۰ قانون اساسی است.
اینکه حمله صهیونیست‌ها را محکوم می‌کنند و با ادبیات خوشگل می‌نویسند اما... «جمهوری اسلامی باید برود»، از نظر ما همان مطالبه صهیونیست‌ها و پهلوی است، فقط روش متفاوت است. اگر پهلوی را دور از سلاح تعریف کنیم مطلقاً در مطالبه با این جماعت تفاوتی وجود ندارد. تفاوت فقط این است که اینها هم جزو نظام، هم اپوزیسیون نظام هستند، اما پهلوی صرفاً اپوزیسیون است. حتی یک جمله مثبت از امام درباره امریکا وجود ندارد و علی‌رغم اینکه فشار‌های امریکا بر ایران به‌دلیل پایبندی به قوانین بین‌المللی مثل ان‌پی‌تی است، اما این جماعت به این پایبندی راضی نیستند. وقتی پایبندی این جماعت را راضی نمی‌کند، پس چه باید کرد؟ مرد آن نیستند که بگویند تسلیم شویم. وقتی مطالبات امریکا را دقیق می‌دانند و به نظام حمله می‌کنند فقط نسخه‌شان تسلیم است. اما صرفاً با کلمه مذاکره بازی می‌کنند و لذت می‌برند و خود را می‌فریبند. نسخه ما مذاکره برای حل مسائل مردم با حفظ حقوق شناخته شده قانونی است. اگر دشمن این را نمی‌پذیرد به شهید مدرس و امام تأسی می‌کنیم که اگر قرار است کشته شویم چرا به دست خودمان؟ بگذارید آنان بیایند و ما را بکشند. مدل انقلاب اسلامی مدل تاجگذاری محمود افغان توسط سلطان حسین صفوی نیست، مدل بیرون آمدن از شهر اصفهان و جنگیدن و کشته شدن است. نمی‌توانیم تاج را تسلیم و بعد کشته شویم، می‌جنگیم و کشته می‌شویم. این نسبت به تسلیم و کشته شدن اولی است و کسانی در این مسیر استوارند که امام خمینی را شناخته باشند و اصول خود را از او گرفته باشند و سیادت غرب در قالب رئالیسم را توصیه نکنند. @AzIranBekhan
چند «برداشت» از «روایت» عراقچی محسن مهدیان در روزنامه همشهری نوشت: مصاحبه اخیر عراقچی، فرازهایی مهم از نحوه تصمیم‌گیری در کشور را روشن می‌کند؛ پیشنهاد می‌کنم حتماً بخوانید. یکم؛ روایت: در نخستین بخش مشخص می‌شود که در زمان وعده صادق ۳ هیچ‌کس با اصل پاسخ مخالف نبوده و اختلاف بر سر زمان و روش پاسخ بوده است. نکته جالب اینکه این تردید، بیش از همه از سوی فرماندهان نظامی مطرح می‌شود. برداشت: این یعنی حتی در اوج فشار افکار عمومی، تصمیم‌گیری نظامی نیز تابع تحلیل و محاسبه است، نه شتاب یا شعار. دوم؛ روایت: عراقچی به جلسه‌ای اشاره می‌کند که در آن، یکی از حاضران، رئیس‌جمهور را به مخالفت با عملیات «وعده صادق ۳» متهم می‌کرد. در همان جلسه، شهید باقری با قاطعیت پاسخ می‌دهد که تصمیم به عملیات، در اختیار اوست و هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم. او حتی تصریح می‌کند که تاکنون نظر رئیس‌جمهور را نپرسیده است. برداشت: این روایت، تصویری شفاف از انسجام درونی نظام به‌دست می‌دهد؛ اینکه فرمانده نظامی از جایگاه رئیس‌جمهور دفاع می‌کند. این سطح از هماهنگی و مسئولیت‌پذیری، دقیقاً نقطه مقابل تصویری است که برخی از حاکمیت دوگانه می‌سازند. سوم؛ روایت: در مورد آتش‌بس نیز عراقچی می‌گوید که صرفاً اعلام‌کننده آتش‌بس بود، نه تصمیم‌گیر آن. چرا که اگر آتش‌بس واقعاً بدون هماهنگی بود، چرا نیروهای مسلح آن را اجرا کردند؟ بدیهی است که تصمیم از جایی دیگر گرفته شده بود و فقط ابلاغ آن بر عهده دیپلماسی گذاشته شده بود. برداشت: این یعنی نهادسازی در بالاترین سطح، یعنی تصمیم‌سازی مبتنی بر خرد جمعی. این‌جا روشن می‌شود که حتی حساس‌ترین تصمیم‌ها، در یک مسیر نهادی و حقوقی با تأیید رهبری پیش می‌رود. این یعنی آتش‌بس محصول «روند»، نه «فرد» چهارم؛ روایت: بخش مهم‌تر ماجرا اما به مصوبه شورای عالی امنیت ملی باز می‌گردد: آتش‌بس بدون پیش‌شرط از قبل مصوب شده و به تأیید مقام معظم رهبری نیز رسیده بود. برداشت: این یعنی، تصمیم‌های حساس جنگی هم در مسیر رسمی، نهادینه و زیر نظر عالی‌ترین مرجع نظامی - سیاسی کشور گرفته می‌شوند. پنجم؛ روایت: در ادامه مصاحبه، عراقچی به موضوع مذاکرات نیز می‌پردازد. او تصریح می‌کند که مذاکره تصمیم «کشور» بوده، نه فقط وزارت خارجه، و اینکه گفته شود «دیپلماسی فریب خورد» توهینی به کل ساختار تصمیم‌گیری کشور است. برداشت: دیپلماسی در جمهوری اسلامی، صرفاً یک ابزار است، نه یک بازیگر مستقل. مذاکره در شرایط امروز از اراده حاکمیتی برمی‌خیزد و اجرای آن در اختیار وزارت خارجه است؛ این یعنی دولت، نظام، میدان و دستگاه دیپلماسی در هماهنگی هستند، نه رقابت. ششم؛ روایت: در نهایت، عراقچی از منطق راهبردی مذاکرات دفاع می‌کند؛ اینکه حتی اگر توافق نهایی حاصل نشود، باز هم مذاکره می‌تواند به نفع کشور باشد، مشروعیت‌آفرین باشد، بازدارنده باشد، و فرصتی برای مانور در عرصه بین‌الملل بسازد. برداشت: این نگاه، نشان‌دهنده درک عمیق‌تری از مفهوم برد سیاسی است. عقلانیت، فقط در توافق فوری نیست؛ گاهی اثبات حقانیت، حفظ زمان، یا خنثی‌کردن دشمن، بزرگ‌تر از هر امتیاز ملموس است. در نهایت اینکه؛ در روزگاری که برخی سعی در دوپاره‌سازی نظام دارند، یک بخش متمایل به جنگ و میدان، و بخشی دیگر متمایل به صلح و گفتگو، سخنان عراقچی یادآور یک حقیقت کلیدی است و آن اینکه در تصمیمات حساس: نظام جمهوری اسلامی در یک "ساختار واحد" ، "عقلانی" و "هماهنگ" پیش می‌رود. هر نهاد، هر مسئول، و هر تصمیم‌گیر، بخشی از این پازل هوشمندانه است. و آنچه این پازل را کامل می‌کند، عقلانیتی است که نه شخصی، نه جناحی، بلکه جمعی است. اما آیا همین نیز قابل نقد نیست؟ حتماً هست. نقد کنیم. مطالبه کنیم. گلایه کنیم. تذکر دهیم. اما مراقبت کنیم اصل این عقلانیت جمعی را نادیده نگیریم. @AzIranBekhan
درباره مرحوم احمد توکلی پرویز امینی، جامعه‌شناس: مرحوم احمد توکلی در قامت یک "منتقد" و یک چهره "ضد فساد" در سیاست ایران حاضر بود و در هر موقعیتی از این دو موضع مشی سیاست می‌کرد. رقابت با هاشمی‌رفسنجانی در سال ۷۲ و نقد سیاست‌های دوره سازندگی و توسعه اقتصادی حاکم بر کشور، برای نخستین‌بار پایگاه اعتراض اجتماعی به روند حکمرانی پس از جنگ را نشان داد و احمد توکلی به صدا و نماد اعتراض مردم مبدل شد. البته به این پیش‌آگهی اجتماعی چندان توجهی نشد تا امواج دوم خرداد ۷۶ به شکل سهمگینی این اعتراض اجتماعی را فریاد کرد. این مقطع موثرترین دوره سیاست ورزی احمد توکلی در قالب یک چهره منتقد و ضدفساد بود. احمد توکلی در همه ادوار فعالیتش بعد از سال ۷۲ نیز چه در رقابت با خاتمی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۰ که با شعار دولت پاک به صحنه آمد و چند دوره حضور در پارلمان یا تاسیس روزنامه فردا و سایت خبری الف و نهاد مدنی عدالت و شفافیت جملگی از همین موضع انتقادی و ضد فساد در عرصه سیاست ایران حضور داشت. جمع‌بندی‌ام درباره کارآمدی سیاست‌ورزی احمد توکلی همچنانی که بارها نوشته‌ام و گفته‌ام منتقدانه است اما زیست سیاسی سالم و هواداری‌اش از عدالت و ضدیتش با فساد و روحیه انتقادیش در اصلاح امور در صحنه سیاست ایران شایسته ستایش و قدرشناسی است‌. رحمت و رضوان الهی بر او باد. @AzIranBekhan
چه مقدار با اطلاع دیپلمات‌ها و نظامی‌ها را نقد می‌کنیم؟ مهدی جهان‌تیغی، سردبیر خبرگزاری فارس: یک حرف مهم و کلی وجود دارد؛ در بخش زیادی از نقدهای به‌ظاهر رایج، اگر اطلاعات نقدکنندگان تکمیل شود، دیگر بیان و یا تبدیل به نوشته انتقادآمیز نخواهد شد. بگذارید واضح‌تر مسئله را بیان کنیم؛ بسیاری از ما درباره عملیات‌های نظامی پیچیده جنگی از وعده صادق یک و دو تا بشارت فتح، یا مذاکرات چند ماه اخیر ایران و آمریکا فراوان اظهارنظرهای با زمینه انتقادی دیده‌ایم. این در حالی است که سطوح این تقابل‌ها و گفتگوها از طراحی تا اجرا و با در نظر گرفتن سطح توان و نقشه راه حریف، در بالاترین رده جنگ‌های ترکیبی روز جهان بوده است. بنابراین برای نقد کردن این دو موضوع مهم، دو نوع اطلاعات نیاز است، اول انبوهی از اطلاعات تخصصی حوزه جنگ و دیپلماسی و دوم انبوهی از اطلاعات درباره زمان مناسب جنگ یا مذاکره، شرایط جبهه خودی، شرایط جبهه دشمن در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی نیاز داریم. یک سئوال مهم این است که چند درصد نقدکنندگان به هر دو جنبه این اطلاعات راهبردی که گاه بسیار محرمانه هست، دسترسی داشتند؟ اساساً برای اکثریت نقدکنندگان حتی دسترسی به اطلاعات کافی در این موضوعات هم وجود دارد؟ وقتی به این موارد نگاه می‌کنیم اطلاعات نداشته ما در این زمینه صدها برابر بیشتر از خرده اطلاعاتی هست که داریم. بنابراین این اصل کلی را باید درباره کم‌اطلاعی خودمان باور کنیم، به لحاظ منطقی و روانی پذیرفتن این مرحله که بی‌اطلاعی‌های ما بسیار بیشتر از اطلاعاتمان هست، بخش مهمی از روند نقد در کشور را حل خواهد کرد. اشکال عمده دیگر همین‌جا اتفاق می‌افتد، ما عموماً اطلاعاتِ نداشته را به‌حساب خودمان نمی‌گذاریم بلکه به‌حساب عدم وجود آن‌ها و یا حتی عدم اطلاع افراد و مجموعه‌های مربوطه از آن موضوع می‌گذاریم و سپس می‌خواهیم نقد کنیم. ضعف دیگر نیز این‌طور اتفاق می‌افتد؛ کم‌اطلاعی، ناخودآگاه سبب می‌شود که اطلاعات محدود خود را هم کافی بدانیم و هم درست بدانیم، در حالی‌که اطلاعات محدود ممکن است درست باشند ولی وقتی با انبوهی از اطلاعات درست دیگر تکمیل نشوند، نقص ذاتی دارند و برای نقدکردن کفایت نمی‌کنند. گاهی کم‌اطلاعی فقط درباره جبهه خودی در عرصه نظامی یا دیپلماسی نیست، بلکه اطلاعات ما درباره دشمن کم است. به‌همین دلیل نه‌تنها دشمن را به‌خوبی نقد نمی‌کنیم بلکه این ضعف اطلاعات درباره دشمن، در نقد توان جبهه خودی هم ما را از واقعیت دور می‌کند. کم‌اطلاعی یک آفت مهم دیگر هم دارد؛ اطلاعات محدود داشتن درباره یک موضوع ناخواسته سبب می‌شود که ذهن آن را ساده‌سازی کند. مثلاً جنگ پیچیده‌ی اسرائیل علیه ایران و یا مذاکرات چند ماهه اخیر با آمریکا را به‌علت کمی اطلاعات، خیلی ساده می‌بیند، و به‌همین دلیل با کمترین اطلاعات، احساس می‌کند، موضوع ساده هست و ضعف‌ها و ایرادهای آشکار زیادی را به‌راحتی می‌تواند به آن وارد کند. گاهی هم فضای مجازی ما را به این اشتباه می‌اندازد که فرد مطلعی هستیم. زیادی وجود اطلاعات درباره یک موضوع در فضای مجازی لزوماً به معنی درستی ابعاد مختلف اطلاعات درباره آن موضوع نیست. ما عموماً فکر می‌کنیم چون درباره جنگ ایران و اسرائیل و یا مذاکره ایران و آمریکا مطالب و اخبار زیاد مطالعه کرده‌ایم، لزوماً اطلاعات ما هم در این‌باره زیاد و دقیق هست. در حالی که بخش اعظمی از اخبار در ایام جنگ و در طول مذاکرات اتفاقاً برای تزریق اطلاعات نادرست و ایجاد گمراهی درباره ابعاد جنگ و مذاکره منتشر می‌شود. بنابراین زیاد فضای مجازی دیدن لزوماً به معنای مطلع بودن هم نیست و مهم درستی اطلاعات هست که بسیاری از مواقع در فضای مجازی نیست و در اختیار خود مجموعه‌ها هست و باید از خود آن‌ها سئوال و تحقیق کرد. در هر صورت اصرار به تکمیل اطلاعات، بخشی مهمی از رعایت تقوا در تحلیل را تضمین می‌کند، قاعدتاً هر چه به رعایت تقوا در این زمینه بیشتر پایبند باشیم، هم نیاز خودمان را برای کسب اطلاعات بیشتر احساس می‌کنیم و هم در نقدکردن احتیاط بیشتری خواهیم داشت. رهبری در دیدار اخیر با مسئولین قوه قضائیه فرمودند، در نقد قضیّه‌ی مربوط به نظامی یا دیپلماسی یا غیره به یک مسئولی علاوه بر لحن قابل قبول، باید بعد از تحقیق و اطلاع‌یابی باشد. حال یک پرسش مهم این است که چند درصد از ما، قبل از نقدکردن یک موضوع، برای تکمیل‌کردن اطلاعات و مطلع شدن کارهای انجام‌گرفته و یا نگرفته درباره آن موضوع، اهل تحقیق هستیم؟ آیا بسیاری از ما با اولین مشاهدات چشمی و اطلاعات محدود خوانده شده و یا شنیده شده، نقد نمی‌کنیم؟! @AzIranBekhan
23.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ایران قوی‌تر شد و دست بالاتر را دارد، از فرصت‌ها و ظرفیت‌های شرایط جدیدمان استفاده کنیم. گفتاری از ‎محمدصادق شهبازی ‌ @AzIranBekhan