eitaa logo
از ایران بخوان
149 دنبال‌کننده
20 عکس
18 ویدیو
0 فایل
راوی قدرت و قوت و امکانات کشور تلاش برای روشنایی در میان گرد و غبار روایت‌ها ارتباط با ما: @Jagerani
مشاهده در ایتا
دانلود
نخوان و بکوب! سوگ‌نشینی دیگر در پی حواشی لایحه مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی حامد نیکونهاد - استاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی: انحطاط جریان خودروشن‌فکرپندار و به‌اصطلاح آکادمیک در جامعه ما فقط به این منحصر نیست که تفاوت حقوقی میان لایحه قضایی را با لایحه غیرقضایی و تشریفات قانونی مربوط را نمی‌داند؛ فقط این نیست که بدون مطالعه متن پیش‌نویس قانونی، ذهنیات فرسوده خود را به متن می‌چسباند و هیاهو می‌کند. یا فقط این نیست که از واکنش‌های تنظیم‌گرانه و کیفری کشورها و نهادهای حکمرانی گوناگون در دنیا (حتی کشورهایی که سال‌ها در آنجا درس خوانده‌اند یا تدریس کرده‌اند و مرتباً مسافرت می‌کنند یا دانشجویان خود را به آن سو سوق می‌دهند) برای مواجهه قاطع با انواع مطالب گمراه‌کننده و فیک‌نیوز و غیرقانونی در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، بی‌اطلاع است. یا فقط این نیست که نمی‌داند که لایحه مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی، بعد از طی فرایندی چندین ساله از طرف قوه قضاییه تنظیم و به دولت تقدیم شده و بعد از تصویب دولت راهی مجلس شده و اصلاً ارتباطی با اتفاقات مربوط به جنگ تحمیلی ۱۲ روزه ندارد. آن‌ها عادت دارند که برساخته‌های ذهنی خود را که سال‌ها با آن‌ها خو کرده‌اند، و گویا در قالب متونی از قبل آماده تدارک کرده‌اند، به بهانه هر اتفاق کوچک و بزرگ، به‌عنوان مشهورات مسلم و قطعی، به مخاطب کم‌اطلاع تزریق و تحمیل کنند؛ حتی حاضر نیستند در مواجهه با عینیت‌های واضح و رویدادهای واقعی جامعه خود کمی اندیشه کنند و دست‌کم نسبت به داشته‌های قبلی خود قدری تأمل و تجدیدنظر کنند. کاش دست از ارتجاع بر می‌داشتند و دست کم، غرب امروز، و نه دهه‌ها قبل را برای دانشجویان و مخاطبان ترجمه‌ و تفسیر می‌کردند. چارچوب آزادی بیان را نصفه و نیمه آموخته‌اند و می‌خواهند نصفه نیمه هم تزریق کنند. گویا از مفاهیم پرمغز و رفیعی چون احیای حقوق عامه مردم و یا تضمین امنیت روانی شهروندان و یا حق بر دانستن حقیقت هیچ نشنیده‌اند! تخصص این جریان بیمار، ایجاد خفقان شعاری است: با هوچی‌گری و سر و صدای کَرکننده، فضای اندیشه‌ورزی و گفتگوی علمی را مسدود می‌کند تا با جار و جنجال رسانه‌ای، همان بلایی که بر سر طرح صیانت یا قانون عفاف و حجاب آوردند، بر سر لایحه اخیر نیز بیاورند. (نخوان و بکوب) بدیهی است که این لایحه همچون سایر پیش‌نویس‌های قانونی مصون از ایراد و انتقاد نیست و می‌بایست تکمیل و ارتقا یابد اما نکته اینجاست که مواجهه کاملاً ایدئولوژیک و غیرعلمی این دسته از حضرات با یک پیش‌نویس قانونی، مبتنی بر پیش‌فرض‌های ذهنی آن‌ها است. کاتوليک‌تر از پاپی هستند که خود آن پاپ، یا مرده یا توبه کرده. نیز بدیهی است که برای مواجهه مؤثر با این پدیده‌ی به شدت آسیب‌زا (رواج محتوای ناقص یا تحریف‌شده یا خلاف واقع در فضای کاملاً حقیقیِ مجازی)، قانون به تنهایی کافی نیست و اقدامات جدی فرهنگی مانند آموزش و افزایش سواد رسانه‌ای نیز ضروری است. راهی که این حضرات در پیش گرفته‌اند فقط به رهاسازی مصالح مردم و تضعیف حکمرانی قانونمند و جولان رفتارهای مسئولیت‌گریزانه و آسیب‌رسان در فضای مجازی می‌انجامد. بنده متن لایحه را به‌طور کامل خوانده‌ام و از نگاه کلان و رویکرد حاکم بر آن دفاع می‌کنم؛ اگرچه انتقاداتی در جزئیات بر آن وارد است. مثل همیشه، به دانشجویان و دغدغه‌مندان توصیه می‌کنم مستقیماً متن کامل لایحه را مسئولانه بخوانید و مباحثه کنید و پیشنهادهای روشن و انتقادهای دلسوزانه خود را به‌منظور اصلاح و تکمیل متن لایحه منتشر کنید. @AzIranBekhan
«غزه؛ عاشورای قرن ۲۱» رقیه ملک‌محمدی: در آستانه اربعین حسینی همچنان صدای هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنی به گوش می‌رسد. اکنون غزه نه یک منازعه سیاسی که صحنه‌ای است همانند کربلای سال ۶۱ قمری که جمله‌ی "اگر دین ندارید لااقل آزاده باشیدِ" حسین(ع) را یادآوری می‌کند. اکنون غزه نه فقط از بمب بلکه از گرسنگی جان می‌سپارد؛ کودکانی که در شکم مادر محسن‌گونه سقط می‌شوند و نوزادانی که علی‌اصغرگونه تشنه و گرسنه تلظی می‌کنند؛ کشتی کمک‌رسان حنظله که با عبور از نهر فرات و به گل نشستنش به دست شمر‌های زمانه چشمان منتظر را حیران و امید را ناامید می‌کند. کربلای قرن ۷ میلادی به غزه قرن ۲۱ بدل شده و گرسنگی و تشنگی کودکان غزه سندی است بر بی‌عدالتی و بی‌کفایتی ساختار‌های جهانی و مدعیان حقوق بشر؛ حقوق بشر فشلی که راه به جایی نمی‌برد. سیاستمداران خاموش‌اند و کاری نمی‌کنند؛ سیاست‌مداران راه‌های زیادی برای توقف جنایت دارند؛ مانند تعلیق روابط دیپلماتیک با جنایت‌کار، اعمال تحریم‌های اقتصادی و نظامی و... اما در سکوت و لابی‌گری به سراغ غنیمت‌هایی برای خود می‌گردند و با برچسب حقوق بشر سیاستی ضد انسانیت را دنبال می‌کنند. در این میان البته هستند دل‌هایی که روز به روز بیدارتر می‌شوند و فریاد free free Palestine سر می‌دهند؛ مردمانی که دیدگاهی خلاف سیاستمداران دارند، به جنایت اسرائیل اعتراض می‌کنند و بازداشت می‌شوند. میان سکوت سیاستمداران وظیفه من و تو فریاد است؛ فریادی در خیابان، فریادی از جنس قلم، فریادی از جنس کارزار، فریادی از جنس ارسال نامه به نهادهای گوناگون، و مهم‌تر از همه فریادی از جنس اتحاد، فریادی برای شکست سکوت. @AzIranBekhan
وفاق با دروغگویان! دولت لایحه مقابله با نشر اکاذیب را پس گرفت‌ یادداشت کیهان، ۸ مرداد ۱۴۰۴: دکتر پزشکیان که همواره بر آیات قرآن کریم و اجرای سیاست‌های کلی نظام و تبعیت از رهبر معظم انقلاب تأکید دارد، شایسته نیست که مرعوب صف‌بندی مرجفون فی‌المدینه (شایعه‌افکنان در شهر)، عاملان ولنگاری و شرارت در فضای مجازی و رسانه‌های زنجیره‌ای، اخلالگران امنیت روانی جامعه و فتنه‌گران شورش ۸۸ و «ز.ز.آ» علیه «لایحه مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» شود. دولت از ادای حق امنیت روانی مردم امتناع کرد پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری خبر داد که «اعضای دولت در جلسه دیروز هیئت دولت بعد از بحث و تبادل‌نظر، با اکثریت قریب به اتفاق آرا، تصمیم به استرداد لایحه ۲ فوریتی «انتشار محتوای خلاف واقع» از مجلس شورای اسلامی گرفتند و مقرر شد اقدامات لازم برای استرداد این لایحه انجام شود.» دوفوریت «لایحه مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» پس از ارسال از سوی دولت، روز یک‌شنبه ۵ مرداد در مجلس شورای اسلامی تصویب و به دنبال آن جیغ بنفش مدعیان اصلاح‌طلبی در موضع امتداد داخلی جنگ روانی دشمن بلند شده بود. این طیف که همواره با کنش‌های ضدامنیت و آرامش ملی و در رسانه‌های زنجیره‌ای خود همیشه در حال تهیه خوراک و سناریوهای مدنظر سرویس‌های جاسوسی دشمن، برخی سفارتخانه‌های خارجی و رسانه‌های بیگانه هستند، خواستار پس گرفتن این لایحه شده بودند و آن را در تضاد با آزادی بیان اعلام کرده بودند. به این معنا که با تصویب این لایحه دیگر نمی‌توانستند با معترض نامیدن آشوبگرانی که آمبولانس‌ حامل بیمار را آتش می‌زدند، چادر و روسری از سر بانوان با حجاب می‌کشیدند و گلوی پلیس را می‌بریدند، از اغتشاشات پشتیبانی کنند. دیگر نمی‌توانستند با معترض مدنی نامیدن اغتشاشگران تحت حمایت رژیم تروریست آمریکا که برای کسبه و بازاریان با هدف اعتصاب اجباری ایجاد ارعاب می‌کردند، پرچم ایران، بانک‌ها، مغازه‌های مردم، مساجد و قرآن کریم را آتش می‌زدند، مدافعان عزیز امنیت را آتش می‌زدند، بسیجیان پاکباخته و سرافراز را شکنجه می‌دادند و خیابان‌ را می‌بستند، منافع آمریکا، اسرائیل و دولت‌های اروپایی را تأمین کنند. گروه نیابتی دشمن در داخل کشور، با تصویب این لایحه نمی‌توانست به دروغ بگوید ۲۰۰ نفر در سیل امامزاده داوود(ع) مدفون شده‌اند یا امثال الیاس حضرتی رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت و فیاض‌زاهد عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت و حسین مرعشی دبیرکل حزب کارگزاران دیگر جرئت نمی‌کردند یکی از خالی‌بندی‌های بزرگ زمان برجام را ۱۰ برابر کنند و به دروغ مدعی توافق قریب‌الوقوع با آمریکا و جذب هزار تا دو هزار و پانصد میلیارد دلار سرمایه در ایران شوند. یا دیگر مدعیان اصلاحات در جریان بزک برجام ادعا کنند به واسطه توافق با آمریکا، ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی به ایران سرازیر می‌شود که پنج میلیارد دلار هم جذب نشد و یکی از پایین‌ترین رکوردهای جذب سرمایه خارجی در دولت روحانی ثبت شد. تأکید دولت چهاردهم بر وفاق و حفظ اتحاد و انسجام است. افرادی که خواستار استرداد این لایحه شدند، چنین وضعیتی دارند؛ دروغگویی، تحریف و وارونه‌نمایی واقعیات و تشویش اذهان، مأیوس‌‌سازی، ایجاد التهاب و بحران‌سازی در کشور با هدف ایجاد بستر نارضایتی و تأمین منافع دشمن، سانسور اخبار مثبت، کوچک‌نمایی نقاط پیشرفت و بزرگنمایی نقاط ضعف، القای بن‌بست، تشکیک در مبانی اسلام و انقلاب و متأسفانه دولت در میانه مشکلات گوناگون اقتصادی که همین طیف با نفوذ در دولت برای مردم به‌وجود آورده است، با دروغگویان وفاق کرده است. همین طیف آلوده از استرداد این لایحه دستاوردسازی کرده و آن را شنیدن صدای مردم دانسته است! این لایحه طیف اشرافی غربگرای آلوده را از شرارت علیه روان مردم و تضعیف نظام و کشور منع می‌کرد، در همین حال این طیف، استرداد چنین لایحه‌ای را ایستادن دولت طرف مردم اعلام کرده‌اند! دولت باید به امنیت روانی مردم اهمیت بدهد طیف افراطیون مدعی اصلاحات همواره با هدف بحران‌سازی و تضعیف مؤلفه‌های قدرت نظام و کشور، در حال تحریف وقایع با تحلیل‌های اشتباه هستند و فضای امنیت روانی جامعه را نابود می‌کنند. این در حالی است که امنیت روانی یكی از اركان حقوق عامه است و دولت باید به این مسئله اهمیت بدهد. از انتشار اخبار دروغ جلوگیری و آرامش روانی مردم را حفظ کند. افراطیون مدعی اصلاحات در پی انداختن دولت در چاه اعتماد به دشمن، تعطیل کردن توانمندی‌ها، بر باد دادن فرصت‌های کشور پای وعده‌های دروغ آمریکا، شرطی کردن اقتصاد، به بن‌بست کشاندن دولت و عقب‌گرد کشور هستند. دولت می‌بایست چنین افرادی را کنار بگذارد. نباید اصحاب «ما نمی‌توانیم» دور رئیس‌جمهور را بگیرند. @AzIranBekhan
پزشکیان رئیس‌جمهور صلح‌طلب در کلام، اما جنگ‌طلب در عمل! کامران غضنفری: در شرایطی که کشور در میان یک جنگ ترکیبی بی‌سابقه قرار دارد؛ از حملات فیزیکی و سایبری گرفته تا تحریم اقتصادی و جنگ روانی، طرح علنی بحران‌هایی از جنس آب، آن هم از زبان عالی‌ترین مقام اجرایی کشور، اگر درست مدیریت نشود، می‌تواند به‌جای هشدار داخلی، به ارسال پالس ضعف برای دشمن تبدیل شود. اساساً دشمن با عدد و رقم و ادعا کاری ندارد بلکه با رفتار و تصویر عمومی تصمیم‌گیری می‌کند. وقتی رئیس‌جمهور، به‌جای تصویر امید و تدبیر، روی "غیرقابل انکار بودن بحران"و "خشک شدن چاه‌ها" و حتی "چمن‌کاری در نهاد ریاست‌جمهوری و..." مانور می‌دهد، آیا این دقیقاً همان تصویری نیست که تحلیل‌گر اطلاعاتی دشمن برای تشویق فرمانده اش به حمله لازم دارد؟ تصویری از یک ساختار ناکارآمد، ناهماهنگ، و در لبه فروپاشی منابع حیاتی و نارضایتی و... حالا کمی مکث می‌کنیم و به عقب بر می‌گردیم: در دوره‌ای که دشمن آشکارا طرح تجزیه ایران را روی میز گذاشته، جنگ آب یکی از ابزارهای کلیدی در این طراحی است. در چنین موقعیتی، آیا درست است که رئیس‌جمهور به‌جای ایجاد روایت اعتماد، خودش با زبان رسمی، اعتماد عمومی را مخدوش سازد؟ در این شرایط، حتی اگر مسئله‌ی آب واقعی و جدی باشد، نحوه طرح آن نباید به گونه‌ای باشد که به جنگ روانی دشمن ضریب ببخشد. آیا نمی‌شد همین هشدار را در جلسه‌ی محرمانه‌ با مدیران منابع آب و استانداران مطرح کرد و در فضای عمومی، با ادبیات "در حال مدیریت و عبور از چالش‌ها هستیم" ظاهر شد؟ این رفتار پزشکیان دقیقاً همان تصویرسازی‌ست که اتاق عملیات دشمن می‌پسندد: ایرانِ جنگ‌زده، ایرانِ بی‌آب، ایرانِ بدون الگوی مصرف، ایرانِ ناهماهنگ و ایرانِ... @AzIranBekhan
خشم صهیونیسم؛ اعترافی ناخواسته به اثرگذاری قالیباف یوسف زارع‌پور: در روزگاری که رسانه‌ها و حساب‌های وابسته به رژیم صهیونیستی، به چهره‌هایی چون قالیباف حمله می‌کنند، جای هیچ تردیدی نیست: دشمن، امروز به وضوح از اثرگذاری بعضی چهره‌ها احساس تهدید می‌کند. قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ بگو: «با همین خشمی که دارید بمیرید! خدا از (اسرار) درون سینه‌ها آگاه است.» (سوره آل عمران، آیه ۱۱۹) خشم دشمن، سندی بی‌واسطه‌ از اثرگذاری است. آیا برخی جریان‌ها، ناخواسته یا عامدانه، با چنین دشمنی مخرج مشترک یافته‌اند؟ یا آنکه خودِ اسرائیل، با تمام توان سعی کرده خطوط خود را با آنان همسو کند؟ آنچه مسلم است، نقش قالیباف در شکل‌گیری قدرت دفاعی کشور انکارناپذیر است. به روایت شهید حاجی‌زاده، شهرهای موشکیِ سپاه، بخشی از میراث اوست. همان شهرها، که آرامش تل‌آویو را به کابوسی بی‌پایان بدل ساخته‌اند. و حالا، دشمنِ هراسناک، با ادبیاتی زننده، دارد اعتراف می‌کند: ما از شما واهمه داریم. @AzIranBekhan
ابتکار ایران در حاشیه حضور در مهم‌ترین گردهمایی پارلمانی مصطفی غنی‌زاده در خبرگزاری مهر نوشت: یکی از ابزارهای مهم دیپلماتیک و سیاسی کشور، استفاده از ظرفیت دیپلماسی پارلمانی است. پارلمان در تمام کشورها، نماد خواست مردم است. لذا ارتباط بین آن‌ها، به مثابه ارتباط بین ملت‌ها تعبیر می‌شود. ششمین کنفرانس جهانی رؤسای مجالس جهان، مهم‌ترین نشست بین‌المللی در سطح قوای مقننه است که هر پنج‌سال یک‌بار به ابتکار اتحادیه بین‌المجالس جهانی IPU و با همکاری سازمان ملل متحد برگزار می‌شود. جایی برای شنیده شدن صدای ملت‌ها از طریق رؤسای مجالس کشورها که همزمان در سازمان ملل نیز شنیده می‌شود. هیئت پارلمانی ایران به ریاست قالیباف و با حضور چند تن دیگر از نمایندگان مجلس و مسئولین ارشد وزارت خارجه در این اجلاسیه مهم شرکت کردند تا صدای ملت ایران را به دیگر مسئولین پارلمانی و رسانه‌های آزاد جهان برسانند. معمول این است که چنین اجلاسی شامل یک سخنرانی اصلی و چند دیدار حاشیه‌ای باشد. اما هیئت ایرانی این بار کاری ویژه و ابتکاری جدید را برای رساندن صدای ایران به کار بستند. ایران در حاشیه اجلاسیه اصلی، یک نشست مستقل برگزار نمود و از رؤسای کشورهای همسایه و همسو دعوت به عمل آورد تا صدای ایران را به جهانیان برساند. این نشست با عنوان «پایبندی به حقوق بین‌الملل و منشور ملل متحد برای تضمین صلح و امنیت بین‌المللی» علیه رژیم وحشی صهیونیستی و با حضور بیش از ۳۲ هیئت از کشورهای مختلف و سه هیئت از سازمان‌های جهانی صورت گرفته. استقبال از این جلسه مستقل و ایرانی به حدی زیاد بوده که سالن تخصیص داده شده از طرف سازمان ملل ظرفیت دیگری برای هیئت‌های جدید نداشته و برخی از افراد مجبور شدند ایستاده به سخنرانی‌ها گوش دهند. در این نشست، قالیباف به‌عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی، تصویری از نظم جهانی به‌شدت آسیب‌دیده ارائه داد و رژیم صهیونیستی را با کلیدواژه‌ای صریح و کوبنده به عنوان «نازی‌های قرن ۲۱» توصیف کرد. عبارتی که در واقع پاسخی روایی به یکی از مهم‌ترین تاکتیک‌های غرب در روایت‌سازی تاریخی است. اگر نازیسم قرن بیستم نماد شر مطلق در ذهن افکار عمومی غرب بود، اکنون ایران با هوشمندی آن چارچوب ذهنی را برای افشای جنایات صهیونیسم معاصر به کار می‌گیرد. سخنان قالیباف در این نشست، نه‌تنها به افشای جنایات اسرائیل در غزه و علیه ایران اختصاص داشت، بلکه حامل پیام روشنی از سوی تهران بود: جمهوری اسلامی ایران نه در موقعیت انفعال، بلکه در جایگاه یک کنشگر فعال، مشروع و مورد استقبال قرارگرفته، می‌تواند دیپلماسی مقاومت را به گفتمان غالب در سطح پارلمان‌های جهان بدل کند. کشورهای روسیه، چین، عربستان، امارات، مالزی، عمان، قطر، ونزوئلا، بحرین، غنا، فنلاند، نیجریه، کوبا، سودان، تاجیکستان، بولیووی، اندونزی، لبنان، پاکستان و نیکاراگوئه برخی از هیئت‌های حاضر در این جلسه بوده‌اند. همچنین سه سازمان بین‌المللی صلیب سرخ، پناهندگان و سازمان جهانی بهداشت در این جلسه حضور یافتند. چنین ابتکارات و اقداماتی در اجلاسیه مهم IPU صدای ایران و منطق قوی جمهوری اسلامی را به گوش تمام کشورها می‌رساند. علاوه بر این نشست، چند دیدار حاشیه‌ای با رؤسای برخی پارلمان‌ها مانند تاجیکستان، قطر و روسیه نیز توسط هیئت ایرانی انجام شده است. اما مرکز ثقل این سفر، سخنرانی اصلی رئیس مجلس در صحن اجلاسیه بود. جایی که قالیباف عکس تصویر رایان ۲ ماهه که در جنگ ۱۲ روزه توسط رژیم صهیونیستی به شهادت رسید و یک کودک اهل غزه را به‌عنوان نماد جنایت نازی‌های قرن ۲۱ در اجلاس رؤسای مجالس جهان در ژنو روی دست گرفت. رئیس مجلس در این سخنرانی بر قدرت منطق و قدرت نظامی کشور در دفاع از تمامیت ارضی و حقوق اساسی تاکید نمود. او با تاکید بر اینکه ایران بر سر میز مذاکره حضور داشت و به گفتگو پایبند بود اما این مهاجمان بودند که میز مذاکره را واژگون کرده و راه دیگری را برگزیدند، بر منطق صادقانه‌ی سیاسی ایران تاکید ورزید. اما ادامه داد که ایران در پاسخ به تجاوز رژیم وحشی صهیونی با قاطعیت از سرزمین و مردم خود دفاع کرد. نشست ژنو با محوریت ایران را باید بیش از آن‌که یک کنش مقطعی دانست، نقطه عطفی در استراتژی جدید جمهوری اسلامی برای بازتعریف تریبون‌های جهانی دانست. اگر تا دیروز نهادهای بین‌المللی صرفاً در اشغال گفتمان غرب بودند، امروز ابتکارهایی چون نشست مستقل ایران، این انحصار روایی را می‌شکنند. ایران دیگر در حاشیه روایت‌ها نیست و خود سعی می‌کند تا در فضای بین‌المللی با حضور فعال روایت‌سازی کند. @AzIranBekhan
سه کلیدواژه مهم بیانیه واجا محسن مهدیان در همشهری نوشت: از آن‌جایی که احتمال می‌دهم بیانیه‌ی تبیینی وزارت اطلاعات را به‌دلیل حجم بالا نخوانده باشید، در این یادداشت نگاهی خلاصه و تحلیلی به محتوای آن داریم. اولین تذکر بیانیه چیست؟ در حالی‌که بسیاری نگاه‌شان به موشک‌ها و میدان نظامی دوخته شده، بیانیه تأکید می‌کند که جنگ ۱۲ روزه، فقط یک درگیری نظامی نبود؛ بلکه یک جنگ ترکیبی تمام‌عیار بود با ابعاد نظامی، امنیتی، اطلاعاتی، شناختی، تروریستی، خرابکارانه و آشوب‌ساز داخلی. دو کلیدواژه‌ی مهم بیانیه: "جنگ کثیف" و "ناتوی اطلاعاتی" بیانیه می‌گوید ما در برابر ناتوی اطلاعاتی - امنیتی قرار داشتیم که یک جنگ کثیف علیه ما به‌راه انداخت. اجازه دهید مختصری از بیانیه فاصله بگیریم و این دو واژه را توضیح دهیم و دوباره برگردیم تا برسیم به کلید واژه سوم. ۱- جنگ کثیف چیست و چرا این جنگ، کثیف شد؟ جنگ کثیف یعنی شکستن تمام خطوط قرمز انسانی، اخلاقی و حقوقی؛ جنگی به سبک مافیا، نه ارتش‌های منظم. دشمن در این جنگ با ترکیبی از شبیخون نظامی، فریب دیپلماتیک، ترور، عملیات روانی و رسانه‌ای، و تحریک اجتماعی، تلاش کرد ایران را از درون فرو بپاشاند. ۲- ناتوی اطلاعاتی - امنیتی چیست؟ همان‌طور که ناتو یک ائتلاف نظامی است، ناتوی اطلاعاتی نیز ائتلافی است از آمریکا، رژیم صهیونیستی و چند کشور غربی که در کنار لشکرکشی، با ابزارهای پنهان اطلاعاتی، رسانه‌ای و سایبری وارد میدان می‌شوند. هدف این ناتو، براندازی یا بی‌ثبات‌سازی کشورها در قالب جنگ ترکیبی است؛ با به‌کارگیری اوباش سایبری و میدانی و مافیای اطلاعاتی - امنیتی، برای به‌راه انداختن یک جنگ کثیف تمام‌عیار. تا این‌جا تصویر صحنه‌ی جنگ روشن شد. اما وزارت اطلاعات چه کرد؟ این بخش را خوب است با دقت دنبال کنیم، چون ما معمولاً کمتر به این ابعاد جنگ توجه می‌کنیم. ۳- بیانیه با تعبیر «یورش اطلاعاتی ترکیبی و بی‌سابقه» از عملکرد خود یاد می‌کند که همان سومین کلید واژه در بیانیه است. از میان مجموعه‌ای از دستاوردها، دو نکته مهم را انتخاب کردم که بیش از سایر بخش‌ها قابل اعتناست: نخست، نفوذ در درونی‌ترین لایه‌های امنیتی رژیم صهیونیستی است. ثمره‌اش چه بود؟ ایران توانست با استخدام عوامل اطلاعاتی از داخل ساختارهای امنیتی و نظامی اسرائیل، به مأموریت‌های دقیق دست یابد. این بخش بسیار مهم است، مخصوصاً برای کسانی که دائم از «نفوذی در داخل ایران» سخن می‌گویند. باید توجه داشت که در میدان جنگ، نفوذ ابزاری طبیعی و متقابل است. همان‌طور که دشمن ممکن است نفوذ داشته باشد، وزارت اطلاعات ایران نیز در قلب اسرائیل جاسوس داشت؛ جاسوسانی که نقشی کلیدی در نقطه‌زنی‌های دقیق ایفا کردند. کارکرد این نفوذ چه بود؟ اصل ماجرا، استخراج اطلاعات فوق‌سرّی از ده‌ها مرکز امنیتی، پدافندی، صنعتی، نیروگاهی، بیولوژیکی و... بود. اما نکته‌ی جذاب‌تر، انتقال این اطلاعات به نیروهای مسلح ایران در مراحل قبل، حین و بعد از جنگ بود. در ادامه، ماجرای پروژه‌ی دولت جایگزین را ببینید: این پروژه، در عین بیان خباثت دشمن، از نظر بلاهت و حماقت نیز بامزه است! بیانیه از کشف طرحی خبر می‌دهد که دشمن تلاش داشت با هدف تشکیل «دولت دست‌نشانده» به رهبری رضا پهلوی، هم‌زمان با تجزیه‌ی ایران، آن را در خاک کشور رقم بزند. این طرح مضحک و بی‌شرمانه نیز با اقدامات ترکیبی دستگاه امنیتی خنثی شد؛ از جمله دستگیری ۲۰ جاسوس موساد، خنثی‌سازی طرح ترور ۳۵ مسئول، و دستگیری فرماندهان داعش و ۵۰ تروریست تکفیری و مقدار قابل اعتنایی سلاح. جالب اینکه، ۹۸ عامل شبکه‌ی اینترنشنال نیز دستگیر شدند که این هم در جای خود قابل تأمل است. فراموش نکنید که اینترنشنال در این ایام، دقیقاً به‌عنوان عضو اتاق جنگ رژیم عمل می‌کرد. و دو نکته‌ی نهایی اینکه: وزارت اطلاعات در این راه، ۶ شهید تقدیم کرد. و البته همه‌ی این مسیر، با مشارکت معنادار و قابل تحسین مردم در همکاری با دستگاه‌های امنیتی طی شد؛ نکته‌ای که در بیانیه نیز به‌صورت ویژه مورد توجه قرار گرفته است. @AzIranBekhan
پرده‌‌برداری آیت‌الله خامنه‌ای از لایه تمدنی جنگ ۱۲ روزه مهدی جهان‌تیغی: آیت‌الله خامنه‌ای در مراسم بزرگداشت چهلمین روز شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی بر ضد ملت ایران تأکید ویژه کردند که علت اصلی دشمنی‌ استکبار جهانی و در رأس آن آمریکای جنایت‌کار، مخالفت با ایمان، دانش و اتحاد ملت ایران است. ۱- قرن‌هاست که کشور مسلمانی به چنین شکوفایی و جایگاهی نرسیده بود که دشمنانش هم‌زمان با دین و دانش او در این وسعت و حدت، مخالفت و دشمنی کنند. امروز ایران اسلامی بعد قرن‌ها این اتفاق عظیم را در بخش مهمی از جغرافیای جهان اسلام رقم زده است. به تعبیر دقیق‌تر، این کارآمدی و جامعیت حاکمیت جمهوری اسلامی است که این پدیده تاریخی را رقم زده است. ۲- تحمیل جنگ ۱۲ روزه اخیر به ایران با حمایت مستقیم آمریکا، به بهانه فراتر رفتن ایران از خطوط قرمز هسته‌ای از منظر آن‌ها - بخوانید به‌علت پیشرفت در دانش هسته‌ای - و همچنین با هدف تسلیم کردن ملت ایران - بخوانید شکستن قدرت ایمان و اتحاد مردم ایران - اتفاق افتاد. اما دلایل عمیق‌تر شکل‌دهنده جنگ علیه ایران، نشانه راهبردی بزرگی در درون خود دارد که رهبر انقلاب، آن را در اظهاراتی که در ابتدای یادداشت آورده شد، بیان کردند. این جمله عمیق رهبری را می‌توان این‌گونه امتداد داد که در واقع آمریکا و اسرائیل به نمایندگی از دنیای غرب، به ایران جهش‌یافته در دانش و دین حمله نظامی کردند؛ اگر این دو عنصر را از مهم‌ترین مولفه‌های شکل‌دهنده یک تمدن بدانیم، در واقع این حمله نظامی، ترس از نشانه‌های شکوفاشدن تمدن اسلامی در ایران و تسری آن به دیگر جغرافیای جهان اسلام معنا می‌یابد. در واقع عمیق‌ترین علت تحمیل جنگ به ایران،  را باید در این ترس تمدنی بزرگ جستجو کرد. آمریکا به‌عنوان اصلی‌ترین نماد تمدن غربی و استکبار جهانی بیش از اضلاع دیگر قدرت این تمدن روبه‌زوال، خطری در ابعاد تمدنی از جمهوری اسلامی ایران احساس می‌کند. ۳- در قرن‌های اولیه ظهور اسلام نیز چنین شکوفایی تمدنی که اینک در ایران نشانه‌های جدی آن قابل مشاهده هست، در بخش‌هایی از جغرافیای جهان اسلام اتفاق افتاد ولی آنچه این‌بار و تاکنون نویدبخش‌تر از گذشته است، پدیده استحکام جمهوری اسلامی، ارتباط عمیق و اعتقادی ایرانیان با این حاکمیت، سرعت رشد دانش و عمق دین‌داری ایرانیان، اتحاد کم‌نظیر میان آحاد ملت ایران و صدالبته شناخت و بصیرت ژرفی که از دشمن زمانه خود دارند، است. از سوی دیگر امت اسلامی نیز رهبران سیاسی همچون امام خمینی(ره) و آیت‌الله خامنه‌ای را قرن‌هاست که تجربه نکرده بود. مجموع این عوامل سبب شده که دوراندیشان در امت اسلامی امیدوارتر از هر زمانی به تحقق مجدد تمدن اسلامی باشند و از آن‌سو دشمنان تمدن اسلامی، عصبانی‌تر و خشمگین‌تر از هر زمان دیگری مجبور به واکنش شده‌اند. @AzIranBekhan
مردم شریف کجا؟! مُهره‌های CIA و MI6 کجا؟! روزنامه کیهان نوشت: عطاءالله مهاجرانی در روزنامه ایران نوشته: اگر می‌خواهید از پایمردی مردم در دفاع از کشور و نظام تشکر کنید، راحت است؛ اول نظارت استصوابی را برچینید و دوم زندانیان سیاسی را آزاد کنید. او همچنین می‌نویسد: سرانجامِ صدام حسین و قذافی و خاندان اسد و خاندان پهلوی و نظام شوروی، به‌دلیل سنگین بودن وزن سیاست زندگی مردم بود. مردم در دفاع به خیابان نیامدند. ما در ایران و در نظام جمهوری اسلامی می‌بایست از این پنج سرنوشت عبرت بگیریم. اما قدرشناسی از پایمردی مردم، چه ربطی به برداشتن نظارت انتخاباتی یا آزاد کردن مجرمانی دارد که بعضی از آن‌ها مرتکب وطن‌فروشی قطعی شده‌اند؟! آقای مهاجرانی در موقعیتی از مجرمیت ایستاده که کسی باید شفاعت خود او را بکند. نه اینکه با وجود سوابق توهم‌زدگی و خیانت، تازه بخواهد نسخه هم بپیچد. وزیر ارشاد دولت خاتمی، اواخر مسئولیت ادعا کرد از سیاست کناره می‌گیرد. او مدعی شد آمدنش به میدان سیاست، به‌خاطر شیر درازگوشی بوده که به او خورانده‌اند: «سیاست در کام من در این میان‌سالی، طعم شیر درازگوش می‌دهد که جرعه‌هایی از آن را در دهه اوّل عمر نوشیده‌ام و پیرزنی کولی و طالع‌بین در جام جهان‌‌نمای چشمان کبودش انگار مثل پیرزنی که نقش خشت خام را می‌خواند، از پیشانی‌‌ام خواند که وکیل و وزیر می‌‌شوم!» سپس، مباحثی درباره اختلافات خانوادگی وی سر زبان‌ها افتاد و مدتی بعد، خبر آمد که مهاجرانی در لندن اقامت گزیده است. امکانات مالی گسترده و تامین هزینه‌های مسکن و... موجب شد تا صدای جاسوس کارکشته‌ای مثل نوری‌زاده در بیاید که مهاجرانی، بدون کمک چگونه می‌تواند در لندن اقامت کند؟ مدتی بعد، اسناد درخواست مهاجرانی از سفارت سعودی برای بورس کردن پسرش منتشر شد. دولت عربستان، آذرماه ۱۳۹۱ موسسه‌ای را در وین تحت عنوان "مرکز گفت‌وگوی ادیان» با پرداخت سالانه ۱۵ میلیون یورو تاسیس کرد که مهاجرانی یکی از اعضای آن بود. سال ۱۳۸۸، هنگامی که فتنه سبز طبق نقشه آمریکا، انگلیس و اسرائیل رخ داد، مهاجرانی به سیاست برگشت؛ اما این بار به مراتب افراطی‌تر. او "اتاق فکر جنبش سبز در خارج کشور" را در لندن را با حضور سروش، کدیور، بازرگان و گنجی تشکیل داد. مهاجرانی آن روز به خدمت شبکه‌ای درآمده بود که با دروغ بزرگ تقلب، و برای شورش علیه رای ۲۴/۵ میلیونی مردم (در مقابل رای ۱۳ میلیونی نامزد اصلاح‌طلبان) به خط شده بودند. حتی خاتمی هم بارها به دروغ بودن ادعای تقلب اذعان کرد؛ اما بر مبنای همان دروغ، خسارات سیاسی و امنیتی و اقتصادی بزرگی به کشور وارد آمد. سردمداران فتنه، هر کدام در این جنایت بزرگ سهیم هستند؛ از جمله مهاجرانی. فردی با این مختصات طبیعتاً باید محاکمه و مجازات شود، نه اینکه در روزنامه دولتی خواستار آزادی مجرمان امنیتی و خذف نظارت بر انتخابات شود. منظور این طیف از حذف نظارت استصوابی چیست؟ مگر نه اینکه از خاتمی و موسوی و معین تا روحانی و همتی و پزشکیان در گود انتخابات حاضر بوده‌اند و برخی از همین‌ها هزینه‌های هنگفتی به کشور تحمیل کرده‌اند؟! دنبال کدام گزینه بوده‌اند که نوبر نکرده باشند؟! مردم در جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی پایمردی کردند و در مقابل جنگ ترکیبی برای براندازی ایستادند. این مردم شریف و شجاع و با شعور کجا، و سیاست‌بازانی که در انواع فتنه‌ها، مُهره بازی CIA و موساد و MI6 شدند، کجا؟! اتفاقاً برای تقدیر از شرافت و شهامت و پایمردی این مردم، باید بر پایوران بازی دشمن سخت گرفت، همچنان که باید از سرنوشت اعتماد شوروی و لیبی به آمریکا و اروپا درس گرفت. جنگ اخیر، نمایش خیره‌کننده اقتدار مردمی جمهوری اسلامی ایران بود. و عجیب نیست که عناصر بدسابقه و منافق مامور باشند این اقتدار و انسجام را تحریف، و به شکل ضعف و تفرقه بازنمایی کرده و عقب‌نشینی از اصول انقلاب را نتیجه بگیرند؛ یعنی همان آرزوی ناکام دشمنان در جنگ ترکیبی همیشگی. @AzIranBekhan
پدافند چندلایه نهاد ریاست‌جمهوری یوسف پزشکیان: آنچه می‌خوانید نظر شخصی من است، بدون اینکه نظر رئیس‌جمهور را بدانم و بدون هماهنگی و سئوال از رئیس‌جمهور دارم منتشر می‌کنم. در قانون «تعیین حدود وظایف و اختیارات و مسئولیت‌های ریاست جمهوری اسلامی ایران» آمده است: نهاد ریاست‌جمهوری ایران نهادی دارای شخصیت حقوقی است که به‌منظور اداره امور نظارت رئیس‌جمهور ایران و همچنین معاونت‌های رئیس‌جمهور تشکیل شده است. این نهاد با چند هزار نفر نیرو و ساختار مفصل برای این ایجاد شده است که امور ریاست‌جمهوری با کمترین خطا انجام شود. تصویب لایحه «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» در دولت و ارسال آن به مجلس نشان می‌دهد مجموعه فعال در نهاد نیاز به اصلاح و بازبینی دارد. این لایحه گویا با نظر شورای عالی فضای مجازی، توسط قوه قضائیه تهیه و در اختیار دولت قرار گرفته است. دولت می‌بایست لایحه را بررسی، در صورت نیاز بازبینی و سپس به مجلس ارسال کند. از نظر علمی قانون و مقررات مربوط به هر موضوعی باید با مشارکت ذی‌نفعان آن موضوع تهیه و تدوین شود. دکتر پزشکیان نیز بارها روی این موضوع تاکید کرده که بدون نظر و همراهی مردم، تصمیمات مهم و تاثیرگذار بر زندگی آن‌ها را اتخاذ نخواهد کرد. ببینیم این لایحه از چند لایه عبور کرده است: لایه اول - شورای عالی فضای مجازی و قوه قضائیه لایه دوم - لایه‌ای که باید وجود داشته باشد ولی وجود ندارد: لازم است کمیسیون‌ دولت نسبت به اخذ دیدگاه‌های کارشناسان (حقوق‌دان‌ها و جامعه‌شناسان) و ذی‌نفعان (فعالان رسانه‌ای و خبرنگاران) برای بررسی لایحه اقدام می‌کردند. لایه سوم - پیش از اینکه لایحه در دستور کار کمیسیون‌ قرار بگیرد، توسط دبیر کمیسیون و شاید برخی دیگر از اعضا بررسی و تایید می‌شود. لایه چهارم - اعضای کمیسیون‌ها در جلسات متعدد لایحه را بررسی، اصلاح و تایید کرده‌اند. کدام وزارتخانه‌ها و معاونت‌های ریاست‌جمهوری در تصویب این لایحه دخیل بودند؟ وزارت دادگستری، وزارت ارشاد، معاونت حقوقی، معاونت پارلمانی، معاونت زنان، و سایر کارشناسان و اعضای کمیسیون. وزرا یا شخصاً در جلسه کمیسیون حاضر بودند یا نماینده‌شان حضور داشته است. لایه پنجم - دبیرخانه دولت باید لایحه را از کمیسیون دریافت و در دستور کار هیئت دولت قرار دهد. برخی تشکیک کرده‌اند که آیا این لایحه پیش از طرح در جلسه، در دستور کار قرار داشته یا اینکه در همان روز تصویب در دستور کار قرار گرفته. لایه ششم - اعضای هیئت دولت پیش از جلسه هیئت دولت باید به لوایح و دستور جلسات هیئت دولت دسترسی داشته باشند و در صورت نیاز از کارشناسان خود بخواهند که لایحه بررسی شود و نظر وزارتخانه در خصوص لایحه تهیه و آماده شود. لایه هفتم - جلسه هیئت دولت: در این جلسه باید لایحه بررسی و تایید شود. گویا اصلاً لایحه در جلسه قرائت نشده است و فقط با توجه به چند نکته بلافاصله تایید شده است: ۱- عنوان لایحه مورد پذیرش بود (هیچ‌کس با انتشار محتوای خلاف واقع در فضای مجازی موافق نیست)؛ ۲- ارسال لایحه از طرف قوه قضائیه به‌عنوان کارشناس‌ترین مجموعه در حوزه حقوقی در ذهن اعضای هیئت دولت تاثیر داشته است؛ ۳- بررسی لایحه در کمیسیون و نظر مثبت کمیسیون و اعتماد به نظر کمیسیون تخصصی؛ ۴- عدم مخالفت وزرا و معاونین صاحب نظر در این حوزه (وزیر ارتباطات، وزیر ارشاد، وزیر علوم، وزیر دادگستری، وزیر اطلاعات، وزیر کشور، معاون حقوقی، معاون پارلمانی، معاون زنان، رئیس شورای اطلاع رسانی و...) گویا یک نفر از اعضای هیئت دولت مخالفت کرده است، از او پرسیدند که «متن لایحه را خوانده‌ای؟». او هم گفته «نه!». گفته‌اند: «پس با چی مخالفت می‌کنی؟» بدین ترتیب لایحه از لایه هفتم نیز عبور کرده است. لایه هشتم - دفتر ریاست‌جمهوری که باید تمام نامه‌ها و مطالبی را که رئیس‌جمهور امضا می‌کند بررسی، تایید یا تهیه و در اختیار رئیس‌جمهور قرار دهد تا امضا کند. یا متن لایحه بررسی نشده است یا علی‌رغم بررسی هیچ اشکالی در لایحه ندیده‌اند و در اختیار رئیس‌جمهور قرار داده‌اند تا امضا کند. لایه نهم (لایه آخر) - شخص رئیس‌جمهور: شخص رئیس‌جمهور هم به‌خاطر حجم بالای کارها و نامه‌ها، متن نامه ارسال لایحه به مجلس را بدون بررسی شخصی امضا کرده است. عبور این لایحه از پدافند چندلایه دولت، معنایش لزوم بازنگری در عملکرد و کارایی هر کدام از اجزای این سیستم است. @AzIranBekhan