نگاه اروپا به مکانیسم ماشه، فشار سیاسی است نه اقتصادی
جوان نوشت:
تحلیلها نشان میدهد، هدف اصلی اروپا از فعالسازی مکانیسم ماشه نه ضربه مستقیم به اقتصاد ایران، بلکه افزایش فشار سیاسی است.
در واقع اقتصاد ایران تحت تحریمهای گستردهتر امریکا قرار دارد و بازگشت قطعنامههای شورای امنیت بیشتر کارکرد نمادین دارد.
بنابراین این اقدام بیش از آنکه درآمد نفتی یا مبادلات ارزی کشور را تغییر دهد، بر روابط دیپلماتیک ایران با اروپا و مسیر مذاکرات آینده اثر میگذارد.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
Eitaa.com/AzIranBekhan
۹ کشور دیگر در فهرست حملات اسرائیل
فرهیختگان نوشت:
رژیم صهیونیستی پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، به ۸ کشور و منطقه در غرب آسیا و شمال آفریقا حمله کرده است. این حملات تنها به محور مقاومت محدود نشده و متحدان آمریکا را نیز دربرمیگیرد.
صهیونیستها طی هفته گذشته دو کشور به لیست قبلی افزودند و با حمله به تونس و قطر، دامنه تجاوزات خود را به خلیجفارس و شمال آفریقا در مدیترانه مرکزی گسترش دادند.
علاوه بر غزه و کرانه باختری در فلسطین، لبنان، سوریه، عراق، یمن، ایران، تونس و قطر که تاکنون هدف قرار گرفتهاند، مناطقی شامل لیبی، الجزایر، نیجر، سودان، سومالی، عربستان سعودی، کویت، عمان و قبرس شمالی در صف حملات احتمالی هستند.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
Eitaa.com/AzIranBekhan
اینکه گذشت... اما امان از مظلومیت جمهوری اسلامی
این ماجرا هم تمام میشود و تهماندهاش هم جمع خواهد شد و غبارش میخوابد؛ اما مظلومیت جمهوری اسلامی میماند.
و چه بسا این تصاویر هم فراموش میشود:
تصویر جوانکی که در حال پرتاب نارنجک به سمت پلیس است؛ نارنجک در دست خودش منفجر میشود و همان پلیسی که هدف حمله بوده، اولین کسی است که به دادش میرسد.
علی دایی در یک فقره که تازه افشا شده، ۱۵ میلیارد تومان رانت خرید عینک از پتروشیمی میگیرد، سالها با انواع تسهیلات و مجوزها کار میکند، بعد از «خاصهتراشی جمهوری اسلامی» میگوید و طلبکار هم میشود.
شریفیزارچی درخواستش را محرمانه به نام آیتالله خامنهای ثبت میکند، امتیازش را میگیرد، بعد علنی مینویسد «رهبر من نیست».
بازاری بینوا میخواهد از گرانی و فشار معیشت اعتراض کند؛ هنوز دهانش را باز نکرده، یکی کنار گوشش میایستد و شعار «نه غزه، نه لبنان» میدهد تا اعتراضش مصادره شود. میخواهد دکانش را باز کند و کاسبی کند، با قمه تهدیدش میکنند.
جوان بسیجی در جنگ دوازدهروزه، صبح تا شب ایست بازرسی میدهد تا خانههای خالی مردم غارت نشود؛ امروز همان جوان زیر دستوپای اوباش ایلام کتک میخورد.
همایون شجریان، از بالا تا پایین نظام، احترام میبیند، مجوز میگیرد، کنسرت برگزار میکند، پول به جیب میزند؛ بعد میرود و میگوید «در اعتراض به کشتار مردم کنسرت را لغو میکنم».
هر کس بخواهد در فضای مجازی از جمهوری اسلامی دفاع کند، با یک سازوکار نانوشته روبهرو میشود؛ اینستاگرام محدودش میکند، دسترسیاش را میبندد، دیدهشدنش را کم میکند و همزمان ترولها میریزند سرش؛ فحش، حمله، تهدید، ریپورت، فشار روانی.
پلیس بینوا وسط خیابان جمهوری، مقابل چشم مردم، در محاصره اوباش کتک میخورد؛ فحش میشنود، ناسزا میشنود، زمین میخورد، دورهاش میکنند. اما صبوری میکند و همه از او انتظار دارند در هر شرایطی خون بدهد، مجروح شود، حتی کشته شود؛ اما از سلاحش استفاده نکند.
آن رسانهای که در جنگ دوازدهروزه عضو ثابت اتاق جنگ صهیونیست ها بوده است، حالا ژست دلسوزی برای ملت ایران میگیرد.
آنکه با تحریم اجازه نمیدهد نفت ایران فروخته شود، آنکه راه بازگشت ارز را میبندد، آنکه با فشار سیاسی و دستکاری روانی بازار قیمت دلار را بالا میبرد، حالا دم از حمایت از معترضین میزند و نام مردم را خرج خود میکند.
خانمی چادری، نخبه و استاد دانشگاه، تنها میان جماعت اوباش میایستد و در دفاع از انقلاب شعار میدهد؛ نه سلاحی دارد، نه حفاظی، نه پشتوانهای. در همان لحظه، عدهای که مدعی «زن، زندگی، آزادی» هستند، با مشت و لگد به او حمله میکنند، هتک حرمتش میکنند.
پیرمرد کف سبزه میدان؛ همان که سالها پیشرو در دفاع از این خاک و مردم بوده است فریاد میزند حیا کنید و بازار را ترک کنید و چند لحظه بعد تصویر زمین زدن پیرمرد وسط بازار مخابره میشود.
و حالا آن مردک پست؛
آنکه اجدادش خاک ایران را فروختند،
آنکه به اعتراف خودشان دختران این سرزمین را پیشکش پادشاهان عرب میکردند، آنکه سالهاست با پول دزدی از ملت ایران فرار کرده و در ناز و نعمت خوشگذرانی میکند، امروز شده منجی ایران و مدعی بازگشت!
و جهاد تبیین سطحش آنقدر نازل شده که باید بگوید این همان ملعون است. باور نکنید.
جمهوری اسلامی همان اندازه که مقتدر است، بلکه عمیقتر و بیشتر مظلوم است و مظلوم./ محسن مهدیان
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
یک ارزن شعور
استاد دانشگاه صنعتی شریف بودن، مانع از سقوط شخصیت و ابراز قضاوتهای آمیخته به جهالت نیست.
علاوه بر کشورهای بسیار، حتی در آمریکا هم ربودن رئیسجمهور ونزوئلا، بهعنوان اقدامی غیرقانونی، تجاوزکارانه و یاغیگرانه محکوم شد. ۷۵ شهر آمریکا شاهد اعتراضات مردم به این اقدام دزدانه بود.
اما علی شریفیزارچی در اینباره توییت زد: "یک دیکتاتور دیگر که ملت خود را، بهرغم منابع عظیم نفتی، در فقر و بدبختی نگاه داشته بود، به زبالهدان تاریخ پیوست".
این در حالی است که ترامپ بارها به صراحت گفته بود دنبال نفت ونزوئلاست و امروز هم گفت: "فعلاً نفت میخواهیم و کاری با اپوزیسیون ونزوئلا نداریم".
یک ذیشعور، چگونه میتواند با یاغیگری سیاستمداری بی سر و پا "خودنمایی" کند و حال آنکه ترامپ، چند ماه قبل، انیمیشنی را از خود منتشر کرد که با جنگنده بر سر معترضان در خیابانهای آمریکا مدفوع میریزد؟!
میلیونها معترض آمریکایی که اینگونه مورد توهین قرار قرار گرفتند، جرمشان این بود که شعار داده بودند "ما شاه نمیخواهیم".
اما نبوغ امثال زارچی به این است که هم لاف مخالفت با دیکتاتوری بزنند و هم پادوییِ پادوهای اسرائیل و آمریکا را بکنند؛ اپوزیسیون مستاصلی که اجاقش کور است و حداکثر افق نگاهش، به پسر لوده شاه مخلوع ختم می شود!
مسخره نیست؟!
محمد ایمانی
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
شش کاری که از من و شما بر میآید
قبل از هر چیز، از پای گوشی بلند شوید و به خیابان بیایید. اینستاگرام، توئیتر و تلگرام را رها کنید. اجازه ندهید واقعیت را برایتان وارونه نشان بدهند.
مردم در حال زندگی عادیشان هستند. اگر در بعضی مناطق مغازهای بسته شده، اغلب از ترس یک عده اوباش است، نه چیز دیگر. وگرنه کدام کاسب، شب عید و روز پدر، مغازهاش را تعطیل میکند؟ چرا باید به خیابان بیایید؟ چون وقتی فقط در محاصره رسانهها هستید، عملاً کاری از دستتان بر نمیآید.
اما بعد از دیدن واقعیت، چه باید کرد؟
یکم | نمادها را رها نکنید
نمادها بسیار مهماند. شهادت امیرحسام یک نماد است؛ نماد مظلومیت. فیلم کتکخوردن نیروهای یگان ویژه و صبر انقلابیشان نماد است.
زن شجاعی که میان معترضان میرود و با وجود ضربوشتم عقب نمینشیند هم یک نماد است. روی این نمادها تمرکز کنید، دربارهشان محتوا بسازید و آنها را منتشر کنید.
دوم | فیکها را افشا کنید
این روزها فضای مجازی پر از محتوای جعلی است.
فیکها چند دستهاند:
برخی ویدئوها قدیمیاند یا صداگذاری شدهاند. بعضی با هوش مصنوعی ساخته شدهاند؛ مثل شهروندخبرنگارانی که اصلاً وجود خارجی ندارند و فقط برای تحریک دیگران ساخته شدهاند.
دستهای هم ترولها و کامنتگذارهایی هستند که عمدتاً خارج از کشورند و با رباتها کار میکنند تا فضا را شلوغ نشان بدهند.
حتی در ویدئوهای واقعی هم پیداست جمعیت اندک است و یک گروه محدود، مدام از این نقطه به آن نقطه میروند تا تصویر بسازند؛ همان روشی که اواخر ۱۴۰۱ هم استفاده میشد.
سوم | صهیونیستها را رصد کنید
هر جا جریان صهیونیستی یا وابستگان پهلوی از اغتشاش حمایت کردند، آن را برجسته کنید. این جریان بهشدت نزد مردم منفور است؛ بهویژه بعد از جنگ دوازدهروزه و شهادت بیش از هزار ایرانی. تناقض میان ادعای دلسوزی و عملکرد واقعیشان را نشان بدهید.
چهارم | زندگی عادی مردم را نشان بدهید
عکس و فیلمهایی منتشر کنید که نشان میدهد مردم در حال زندگی طبیعی خود هستند. این واقعیت صحنه است، اما نمیخواهند شما آن را ببینید.
پنجم | اخبار اختلاف و اعتراف دشمن را دنبال کنید
دو نوع خبر را جدی بگیرید:
یکی دعواها و اختلافات داخلی خودشان؛
دیگری خبرهایی که در آنها ناخواسته به شکست اعتراف میکنند.
ششم | مطالبهگری را فراموش نکنید
اعتراض حق مردم است. اما مطالبهگری باید طوری باشد که امید را تقویت کند، نه اینکه حس بنبست و ناامیدی بسازد.
محسن مهدیان
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
عقدهگشایی عضو جدید شورای اطلاعرسانی دولت علیه صداوسیما
««[...]» روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی - با بررسی دوقطبی موجود در فضای رسانهای، بر ضرورت شکلگیری یک «روایت سوم» که بازتابدهنده دغدغههای واقعی جامعه باشد، تأکید کرد. او عملکرد ایراناینترنشنال را اتاق تبلیغات جنگ خواند و صداوسیما را نیز رسانهای ایدئولوژیک دانست که هر دو در یک قطببندی نادرست قرار گرفتهاند.»
تصور میکنید این سیاهبازی تحلیلی، متعلق به چه کسی و کدام رسانه است؟! متن بالا در خبرگزاری ایسنا منتشر شده، خبرگزاریای که با حمایت مالی دولت و زیر نظر «جهاد دانشگاهی» فعالیت میکند.
فردی را هم که ایسنا بهعنوان «روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی» نام برده، آقای ماشاءالله شمسالواعظین است که ایسنا نه رویش شده بگوید «عضو شورای اطلاعرسانی دولت» است و نه رویش شده یادآوری کند که وی، سردبیر برخی روزنامههای رادیکال و توقیف شده در دوره موسوم به اصلاحات بود و تندروی را به جایی رساند که بازداشت شد و مهاجرانی وزیر دولت خاتمی (حامی این نشریات) ناچار شد بگوید زندان، کفاره مستیهای بیحساب آقای شمسالواعظین است(!)
ایسنا از قول شمسالواعظین نوشت: ایراناینترنشنال اتاق تبلیغات جنگ است و ویژگیهای یک رسانه حرفهای را ندارد، یک کشور، ایراناینترنشنال را اجاره کرده که با ایران جنگ دارد و میخواهد این رسانه کارهای تبلیغاتی و پروپاگاندایی را به اجرا بگذارد که به نحو احسنت اجرا میکند.
به نوشته ایسنا، شمسالواعظین در مقابل به صداوسیما پرداخت و گفت: از سویی دیگر رسانهای به اسم صداوسیما را داریم که یک رسانه ایدئولوژیک است، طرف خودش را نظام جمهوری اسلامی میداند و باید در جهت حفظ حکومت حرکت و تلاش کند.
رسانه نه مسئول سرنگونی یک حکومت است که ایراناینترنشنال این کار را میکند و نه مسئول حفظ یک حکومت است که صداوسیما این کار را میکند. رسانه باید از دل مردم بیرون بیاید، حرفهای مردم را بزند و انتقاد و بحث کند، خود نظام حفظ میشود وقتی این اتفاق بیفتد. اصلاً نیازی نیست صداوسیما برای حفظ نظام کار ایدئولوژیک کند. عوامل حفظ یک نظام تبلیغات نیست بلکه عملکرد است، رفتار و سلوک است و نظامها با تبلیغات رسانهها جا نمیافتند.
البته رسانهها میتوانند در جهت تقویت ثبات سیاسی یک کشور عمل کنند منتهی بهصورت کاملاًً غیرمستقیم از طریق انتخاب سوژه و قابسازی و روایتسازی همه تأثیرگذارند، منتها نه بهصورت مستقیم. در حال حاضر ایراناینترنشنال بهصورت مستقیم خواهان سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است و این طرف هم صداوسیما خواهان سرنگونی مخالفان است و این راه به جایی نخواهد برد.
شمسالواعظین گفت: «برای اینکه بین رسانههای موجود موازنه ایجاد کنیم و مانع دوقطبی رسانهای شویم، باید یک روایت سومی میداشتیم که محل رجوع افکار عمومی داخل و خارج، سفارتخانهها و دولتهای خارجی و بیگانه باشد که لحظه به لحظه گزارش میدهند، فلان رسانه قابل اعتماد است. ما الان فاقد آن رسانه هستیم. رسانهای که آمار واقعی بدهد، گزارش میدانی بدهد و با منافع ملی کار داشته باشد و نه منافع گروهی خاص.»
به نظر میرسد عضو شورای اطلاعرسانی دولت (سردبیر نشریات متخلف و توقیفشده) رویش نشده که بیمحابا علیه صداوسیمای کشورمان عقدهگشایی کند و این کار (به نیابت از رسانههای معاند) را در پوشش مقایسه و همساننمایی رسانه ملی با رسانه صهیونیستی اینترنشنال انجام داده که دست بر قضا، سردبیر امروز آن، معاون وزیر ارشاد در دولت خاتمی و سردبیر روزنامه زنجیرهای آفتاب امروز بوده است.
اینکه یک مقام دولتی، خط مقدم دفاع و تهاجم رسانهای کشور را با رسانه بدنام صهیونیستها مقایسه کند (رسانهای که توسط همکار و همطیف سابق وی اداره میشود)، معنایی جز رذالت ندارد و مثل این میماند که یک ایرانی (جز امثال منافقین) در موضوع جنگ تحمیلی صدام علیه ایران، هر دو طرف ظالم و مظلوم را به یک چوب براند و به گونهای ادای بیطرفی دربیاورد که در واقع، محکوم کردن طرف ایرانی است.
یا این مثال که کسی در جنگ میان جبهه امیرمؤمنان(ع) و معاویه، و جنگ امام حسین(ع) با یزید و ابن زیاد، وانمود کند که طرف سوم است و هر دو طرف را به یک اندازه، نقد و محکوم میکند!
ایسنا و عضو شورای اطلاعرسانی دولت باید توضیح بدهند که با این قاببندی تحریفآمیز، خود ایسنا یا ایرنا و روزنامه ایران، معتبر محسوب میشوند یا نامعتبر؟!
این نکته هم گفتنی است که تقسیم کار محافل معارض برای زدن انقلاب و نظام و نهادهای وابسته، شگرد لو رفته است چنان که سازمان منافقین و نهضت آزادی و دیگر گروهکها انجام میدادند و گاه نقد فرمالیته نسبت به یکدیگر هم انجام میدادند تا در این پوشش بتوانند از چند جبهه، تخطئه و تخریب و شبههافکنی کنند./ کیهان
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan