eitaa logo
از ایران بخوان
149 دنبال‌کننده
20 عکس
18 ویدیو
0 فایل
راوی قدرت و قوت و امکانات کشور تلاش برای روشنایی در میان گرد و غبار روایت‌ها ارتباط با ما: @Jagerani
مشاهده در ایتا
دانلود
13.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 نماهنگ "شهید خدمت" به بهانه سالروز شهادت آیت‌الله سیدمحمدعلی آل‌هاشم نماینده پیشین ولی فقیه در آذربایجان شرقی و امام‌جمعه سابق تبریز @AzIranBekhan
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خاطره یک قاری قرآن از دلسوزی و پیگیری‌های آیت‌الله آل‌هاشم امام‌جمعه شهید تبریز ‏ @AzIranBekhan
29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خداوند «ابراهیم» را دوست داشت بیانات رهبر انقلاب در منزل شهید رئیسی و تصاویری از تشییع رئیس‌جمهور شهید @AzIranBekhan
18.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 امام جمعه؟ نه! او امام شنبه تا جمعه بود! @AzIranBekhan
18.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سربازی که امیر میدانِ دیپلماسی ایران بود @AzIranBekhan
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 استانداری که در کارتابلش فقط یک جمله بود: خدمت به مردم @AzIranBekhan
شهیدان پرواز اردیبهشت دست‌خط رهبر انقلاب در تجلیل از فضایل اخلاقی شهید رئیسی و همراهانش @AzIranBekhan
19.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 لحظاتی از برخی دیدارها و گفت‌وگوهای شهید رئیسی با رهبر انقلاب و بیانات رهبری درباره کتمان برجستگی‌های این شهید و آزردن او @AzIranBekhan
64.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تابوت بی‌نشان | واکنش مردم به صدای کسی که دیگه نیست... @AzIranBekhan
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 این‌طور آقازاده‌ای هم داریم؛ پسر وزیر بهداشت دولت دهم - احمدی‌نژاد - شهید جهاد آب‌رسانی به مناطق محروم کشور در نوروز امسال @AzIranBekhan
از بهشتِ عقل تا دوزخِ خون سینا کلهر: استیصال، درماندگی، حیرت، و اندوه... این‌ها تمام داشته‌های ما شده‌اند در برابر اخباری که هر روزه از غزه می‌رسند؛ اخباری که استخوان را می‌سوزانند و چشم را طاقت دیدن‌شان نیست. تصاویر، یکی پس از دیگری، از ویرانی، از گرسنگی، از مرگ کودکان، مادران، از بمباران که حتی برای دفن‌شان خاکی نمانده. ما، تماشاگرانی بی‌دفاع، در حلقه‌ی اخبار ایستاده‌ایم و تنها کاری که از دست‌مان بر می‌آید، آهی‌ست در دل یا گریه‌ای در خلوت یا فرار از اخبار و عکس‌ها تا روان‌مان بیش از این از هم فرو نپاشد، تا آنجا که کار به جایی رسیده است که برای ماندن در مدار انسان‌بودن، گویی راهی جز امساک از خوردن، جز گرسنگیِ ارادی، برای‌مان باقی نمانده است؛ گویی تنها با نخوردن، می‌توانیم اندکی از شرمساری‌مان را فرو بنشانیم. چه کسی فکر می‌کرد که روزی جهان به نقطه‌ای برسد که آخرین سنگر انسان بودن، گرسنگی دادن به خویشتن برای دفاع از مظلوم شود؟ که آخرین تلاش بشر برای ماندن در مدار انسانیت، امساک از خوردن باشد؟ ما به ژرفای استیصال و ناتوانی سقوط کرده‌ایم؛ چنان که گویی تنها امکان یاری‌رساندن‌مان، هم‌دردی از راه بی‌نان ماندن است. یک‌سال و اندی‌ست که جهانی با نزدیک به هشت میلیارد شاهد، تماشاگر مردمی‌ست که هر روز کشته می‌شوند، خانه‌های‌شان زیر خاک می‌رود، کودکان‌شان بی‌نان می‌مانند، و هنوز نه جنایت متوقف شده و نه جنایت‌کاران شرم کرده‌اند؛ بلکه بر عکس، اینان امروز خود را مستحق جایزه صلح می‌دانند! وه که چه جهان مشمئزکننده‌ای‌ست! و انسان، چه سطحی از رذالت را تجربه می‌کند. "نا-انسان" ظهور کرده و در اوج قدرت است؛ هیولایی با نقاب تمدن، که به خون‌خواری و کشتار فخر می‌فروشد؛ و در برابر او، بازمانده‌ی انسان، مستأصل و مفلوک، تنها تماشاگر مرگ تدریجی هم‌نوع خویش است. صفحه‌ای دیگر از ننگ دارد بر پرده‌ی تاریخ حک می‌شود؛ و این بار، نه‌فقط عاملان، که ساکتان و تماشاچیان نیز، همه در این جنایت سهیم‌اند. چنان عطش زنده‌ماندن و میل به دوام این دوزخِ بی‌معنا، در جان‌ها ریشه دوانده که حتی "فکر" مبارزه، دعوت به خیزش، یا جنگ برای عدالت، ناممکن شده است؛ از ترس آن‌که مبادا آرامش‌مان بر هم بخورد، مبادا بمبی بر سرمان فرود آید، مبادا با مرگ مواجه شویم. ملت ایران اما در این میانه، سرافراز ایستاده است؛ تنها ایستاده، تنها هزینه داده، تنها بیش از هزار تن از بهترین فرزندانش را به این راه تقدیم کرده است. نه ساکت ماند، نه نظاره‌گر. برخاست، فریاد زد، جنگید. و باز هم دریغ که این ایستادگی، نتوانست جلوی نسل‌کشی را بگیرد. تشت رسوایی تمامی ادعاهای اخلاقی و فلسفی غرب، مدت‌هاست فرو افتاده؛ بی‌آبروییِ تمدنی که مدعی انسان‌گرایی‌ست، اکنون عیان است. اما چه ارزش دارد زمانی که در آن گوشه‌ی فراموش‌شده‌ی جهان، در آن باریکه‌ی غریب، مردمی هنوز از گرسنگی می‌میرند، از بمباران کشته می‌شوند، و حیات‌شان لحظه‌به‌لحظه به ویرانی نزدیک‌تر می‌شود. این است فرجام آن بهشتی که انسان می‌خواست بر زمین بنا کند. همان مدینه‌ی فاضله‌ای که عقل نوین، در سودای ساختنش، از سنت برید و از آسمان روی برتافت. همان جهانی که علم، ابزارهایش را ساخت؛ تکنولوژی، پی‌اش را ریخت؛ و عقل مدرن، درهایش را گشود؛ جهانی که قرار بود عدالت را نهادینه کند، کرامت را پاس دارد، و آزادی را به کف هر انسان بنشاند. رویای انسانی که با بیکن آغاز شد، با دکارت سامانی یافت، در کانت و هگل اوج گرفت، و در نیچه و هایدگر شک کرد و فرو ریخت. اکنون، همین عقلِ مدرن، با همان ابزارهایی که قرار بود عدالت را ممکن سازند، نسل‌کشی را مدیریت می‌کند؛ انسان‌کشی را توجیه می‌کند؛ و با افتخار، بر ویرانه‌های اخلاق، پرچم "صلح" بر می‌افرازد. بهشت زمینیِ موعود، سرانجام در هیأت دوزخی پدیدار شده است که تاریخ نظیرش را ندیده بود. نه در آشوویتس، نه در هیروشیما، و نه در رواندا. اکنون این دوزخ، نه از دل بربریت، که از دل عقلانیت برآمده است؛ و این، فاجعه را ژرف‌تر، و شر را ساختاری‌تر کرده است. مدرنیته‌ای که قرار بود طرحی نو دراندازد و جهانی نو بسازد، ناتمام ماند؛ و اکنون نیمه‌کاره، نیمه‌جان و نیمه‌انسان، در میدان‌های جنگ و محاصره، و بر تن‌های بی‌جان کودکان، خود را تمام کرده است. پروژه‌ی کنش‌های ارتباطی آزاد و گفت‌وگوی عقلانی که هابرماس نویدش را می‌داد، در برابر اولین قتل‌عام، به سکوتی مرگ‌بار فرو رفت. و اکنون، این صحنه‌ی تاریخ است که همه‌ی این ناکامی‌ها و نیرنگ‌ها را با وضوح تمام به نمایش گذاشته است. @AzIranBekhan