♦️ پیشگامانِ نواندیشانِ دینی
✍ علیرضا آزاد
هیأت علمی الهیات دانشگاه فردوسی مشهد
🔻بارها ضمن خواندن کتابهای متقدمان و مطالعه سنت عالمان اسلامی، آراء نواندیشانهای را دیدهام که کم از اقوال روشنفکرانه امروز ندارد. بهعنوان مثال:
▫️شیخ صدوق(۳۸۱) قائل به سهوالنبی بود؛ شیخ طوسی(۴۶۰) در تفسیر سوره انعام امکان سهو و نسیان ائمه را مطرح کرد و شیخ مفید(۴۱۳) قائل شد که برخی ترک اولیها از انبیا سر زده است.
▫️شیخ صدوق(۳۸۱) و ابنابیعقیل(۳۳۰) و محقق اردبیلی(۹۹۳)، شراب را نجس نمیشمردند، هر چند که خوردن آن را حرام میدانستند.
▫️محقق حلی(۶۷۶) ازدواج با زنان غیرمسلمان اهل كتاب را صحيح قلمداد میکرد.
▫️محقق اردبیلی(۹۹۳) دلایل حرام شمردن موسیقی غنایی را کافی نمیدانست.
▫️فیض کاشانی(۱۰۵۸) سن بلوغ را نسبی میدانست.
▫️سید مرتضی(۴۳۶) به تباین جسم و روح یا تجرد محض روح باور نداشت و همصدا با نظّام(۲۲۱) و دیگر معتزلیان، روح را جسم لطیف قلمداد میکرد.
▫️شیخ مفید(۴۱۳) برخلاف نظر مشهور شیعه که علم امام را لدنی و دفعی میدانند، قائل بود که امامان علم اکتسابی دارند و تدریجاً بر دانششان افزوده میشود. علاوه بر آن علم امام را به منحصر به حکم ماکان و مایکون میدانست و نه عین ماکان و مایکون. حتی سید مرتضی(۴۳۶) اطلاع امام حسین از شهادتش را زیر سوال میبرد و میگوید: "ولم یکن فی حسابه..."
▫️نجمالدین طوفی(۷۱۶) معتقد بود که اگر نص شریعت با مصلحت اجتماعی منافات داشته باشد، مصلحت جامعه باید مقدم شمرده شود.
▫️فیض کاشانی(۱۰۵۸) بنا بر نقل صاحب جواهر، نکاح معاطاتی را جایز میشمرد و شیخ مفید(۴۱۳) غسل را پس از رابطه کامل جنسی بدون انزال، واجب نمیدانست.
▫️سید مرتضی علمالهدی(۴۳۶) و برخی از دیگر فقیهان خمس را محدود به غنائم جنگی میدانستند و در سود حاصل از کسب و کار واجب نمیشمردند.
▫️ابن ادریس(۵۹۸) تحتالحنک کردن را نه فقط مستحب نمیدانست بلکه به خاطر آنکه نوعی لباس خلاف عرف جامعه بود، حرام میدانست.
▫️ابن جنید(۳۸۱) و شیخ صدوق(۳۸۱) حجاب و پوشش سر را برای زنان کنیز نه تنها واجب نمیدانستند و گاه حرام میشمردند و برخی دیگر وجوب حجاب را به ستر صلاتی محدود کرده بودند.
▫️ابنابیعقیل(۳۳۰) معتقد بود که اگر همسر شرط کند که شوهرش همسر دوم نگیرد، تعدد زوجات حرام خواهد بود.
▫️ابنهیثم(۴۳۰) میگفت که برای شناخت طبیعت باید بر تجربه و آزمایش تکیه کرد، نه بر روایات و متون نقلی.
▫️ابن ابیالحدید(۶۵۶) و برخی علمای زیدیه و معتزله آیه ارث را ناظر به شرایط اجتماعی صدر اسلام میدانستند و تلویحاً قائل به امکان تساوی ارث زن و مرد بودند.
▫️خواجه نصیرالدین طوسی(۶۷۲) و ابنحزم(۴۵۶) نوشیدن اندکی شراب را تا حدی که حالت سکر و مستی نیاورد، حرام نمیدانستند.
▫️شیخ مفید(۴۱۳) و سید مرتضی(۴۳۶) و ابوالقاسم بلخی(۳۱۹) و برخی دیگر، قائل بودند که اعجاز در ذات قرآن نیست بلکه خداست که با تصرف قلبی در دل معارضان، مانع از آوردن مشابه آن توسط آنان میشود.
🔻هرچند در بسیاری از موارد بالا با آنان همرأی نیستم اما برایم سؤال است که:
❓چرا چنین نوگراییهایی راه خود را در تاریخ تراث اسلامی، چنان که باید و شاید باز نکرد و هرگز تبدیل به جریان غالب نشد و همواره در سایه ماند؟
❓آیا در آن زمان با عالمانی که چنین آراء خلاف مشهوری داشتند، برخوردی قهری صورت میگرفت؟ آیا خلع لباس و اخراج و اعدام میشدند؟!
❓با وجود این همه نوگرایی برخاسته از عمق سنت گذشته، چرا امروزه نواندیشان دینی بیش از رهیافتهای اندیشمندان اسلامی، به رهیافتهای غربی نظر دارند؟
🔻پاسخ این سؤالات هر چه باشد، به نظر میرسد برخی عالمان گذشته روشنفکرتر از عالمان امروز بودند و شهامت بیشتری در طرح نظرات خلاف مشهور داشتند و تبعات کمتری را بابت ابراز عقایدشان متحمل میشدند.
🔻آنچه مسلم است آنکه راه صحیح نواندیشی دینی در امروز و آینده، آشنایی عمیق با سنت و میراث عالمان گذشته اسلامی است.
@AzadName
🔷اخلاقِ گناه
بخش اول
✍ دکتر علیرضا آزاد
🔹اخلاقِ گناه نه در قلههای پرهیزکاری بلکه در درههای لغزشکاری تعریف میشود و میگوید: گناه نکنید اما اگر میکنید، چگونه انجامش دهید که به خود و دیگری، آسیب کمتری بزنید.
🔹اخلاقِ گناه، نه تشویق به خطاکاری یا نفی کمالگرایی بلکه راهنمای عملیِ زیستن در لحظههای گناهآلود است که همه ما کم و بیش تجربهاش کردهایم. اخلاقِ گناه، دیدن سایهروشنهای خاکستریِ روان و رفتار انسانهاست؛ مرز بهداشتِ اخلاقی با مددکاریِ اخلاقی.
🔹در شیوه صوفیان و عیّاران و قلندران، مواردی از این دست، فراوان است. فضیل عیاض راهزنی میکرد اما در امانت خیانت نمیکرد، طیب حاجرضایی اوباشی میکرد اما حرمتها را نگه میداشت و لوطیِ بیچفت و بستی نبود.
🔹از روانشناسان گرفته تا عالمان دینی، از معلمان گرفته تا مربیان ورزشی، همه میدانند که انسان، نیمیست ز آب و گل، نیمیست ز جان و دل. لذا علاوه بر انجام خوبیها، چگونه خطا کردن را هم باید بیاموزاند...▪️فوتبالیستها علاوه بر شیوه پاس دادن و شوت زدن، روش خطا کردن روی حریف با حداقل صدمه و جریمه را هم میآموزند. آنها حتی روش صحیح زمین خوردن بعد از تکل خطرناک حریف را هم یاد میگیرند تا اگر پایشان آسیب دید، لااقل سر و صورتشان صدمه نبیند.▪️رانندهها علاوه بر اصول ترمز کردن، روش کم کردن صدمه هنگام بریدن ترمز را هم باید یاد بگیرند. ▪️جوانها علاوه بر اطلاع از خطرات روابط نامتعارف با جنس مخالف، گاهی لازم است روش کاهش مخاطره و آسیب جسمی و روحی خود و دیگری در روابط پرخطر جنسی را هم بیاموزند.
🔹هر چند که بهتر است از وقوع بحران پیشگیری کنیم ولی آیا بحران هرگز اتفاق نخواهد افتاد؟ مدیریت بحران را باید از که آموخت؟ آیا بهتر نیست که یاد بگیریم اگر به هر دلیلی در گناه افتادیم، چگونه حد نگه داریم و لاابالیوار و بیقاعده گناه نکنیم؟!
🔹مولا علی چه نیکو فرمود: لَيْسَ الْعَاقِلُ مَنْ يَعْرِفُ الْخَيْرَ مِنَ الشَّرِّ وَ لَكِنَّ الْعَاقِلَ مَنْ يَعْرِفُ خَيْرَ الشَّرَّيْنِ: عاقل،آن نيست كه خوبى را از بدى بشناسد؛ بلكه عاقل آن کسی است كه از ميان بدىها (بین بد و بدتر) بهترين (کمزیانتر) را تشخيص دهد.
🔹آدابِ خطاکاری ایجاب میکند که انسان نه تنها در برابر انتخابهای خطای خود مسؤول باشد بلکه در برابر چگونه خطا کردنِ خویش نیز احساس مسؤولیت کند.
🔹متأسفانه چنین رویکردی در آموزشهای مرسوم اخلاقی، جایگاه پررنگی ندارد. از جمله معدود متون کلاسیک فارسی که با این رویکرد نوشته شده، اخلاق ناصری و قابوسنامه است که در قسمت بعد درباره آنها سخن خواهم گفت.
ادامه دارد...
@AzadName
🔷اخلاقِ گناه
بخش دوم
✍ دکتر علیرضا آزاد
🔹در بخش اول گفتیم که اخلاقِ گناه نه در قلههای پرهیزکاری بلکه در درههای لغزشکاری تعریف میشود و میگوید که گناه نکنید اما اگر میکنید، چگونه انجامش دهید که به خود و دیگری، آسیب کمتری برسانید. اخلاقِ گناه، نه تشویق به خطاکاری یا نفی کمالگرایی اخلاقی بلکه راهنمای عملیِ زیستن در لحظههای گناهآلود است که همه ما کم و بیش تجربهاش کردهایم.
🔹از جمله معدود متون کلاسیک فارسی که با این رویکرد نوشته شده، قابوسنامه نوشته ابوالمعالی کیکاوس بن وشمگیر (قرن ۵) و اخلاقِ ناصری نوشته خواجه نصیرالدین طوسی (قرن ۷) و انیس الناس نوشته شیخ شجاع شیرازی (قرن ۹) است.
🔹بهعنوان نمونه آداب و اخلاقِ شرابخواری را در این کتابها برمیرسیم. هر ۳ نویسنده قائل به حرمت مستی و شراباند و فرزندان و اصحاب خویش را به پرهیز از شراب دعوت میکنند اما در ادامه با عباراتی لطیف به آنان توصیه میکنند که اگر خواستید شرعیات را زیر پا بگذارید و لب به شراب آلوده کنید، لااقل اصول اخلاقی شرابخواری را رعایت نمایید تا به دنیا و آخرتتان آسیب کمتری بزنید.
🔹آدابِ شراب در قابوسنامه:
شراب را نگویم که بخور و نگویم که مخور، که جوانان بهقول کسی از فعل جوانی بازنگردند، که مرا نیز بسیار گفتند و نشنودم، اما اگر نخوری سود دو جهان با تو بود و هم خشنودی ایزد جل و علا و هم از نهاد و سیرت بیعقلان رسته باشی. اگر رغبت در خوردن آن ننمایی سخت دوست دارم ولیکن جوانی، دانم که رفیقان نگذارند که نخوری. و اگر خوری دانم که دل بر توبه داری و بر کردار خویشتن پشیمان باشی. مستی به خانه کن که آنچه زیر سقف خانه توان کرد زیر آسمان نتوان کرد. باری تا توانی پیوسته صبوحی کردن، عادت مکن که خردمندان صبوحی را نه ستوده داشتهاند. پرهیز کن از لقمه سیری و از قدح مستی.
🔹 آدابِ شراب در اخلاق ناصری:
بايد كه به هيچ حال چندان مقام نكند كه مست گردد كه در دين و دنيا هيچچيز بامضرتتر از مستى نبود. اگر ضعيف شراب بوَد اندك خورَد اگر بر شراب خوردن قادر بود، التماس زياده بر آنچه دُور میگردد، نكند در حديث مستان خوض نكند و ميوه و ريحان از پيش ياران برندارد و نُقل بسيار نخورد. چون قِى كند به مجلس معاودت ننمايد. اگر صاحب جمالى حاضر بود در او بسيار نظر نكند.
▪️ترجمه خودمانی کلام خواجه نصیر:
اون قدر پیک پشت پیک نزن که کاملاً مست بشی. چون هیچی توی دنیا و آخرت، ضایعتر از این نیست که مدام مست و پاتیل باشی. اگه زود میبُرّی و شراب تو رو میگیره، بیشتر از یکی دو پیک بالا نزن. اگه هم هفت خطی و میتونی گالن گالن بخوری، به همون مقدار مشروبی که به همه میدن، بسنده کن و لیوان رو نگیر راه نیفت که ساقیجان، سرریز بریز. نشی مثل اون بنده خدایی که میگفت: "ساقیا ته استکانهایت نمیگیرد مرا/لطف کن از دور بعدی، پیک لیوانی بریز/نه شراب روس میخواهم نه جنس ارمنی/از همین سگمزههای تلخِ ایرانی بریز" خلاصه که این جوری نباش داداش. میدونی که آدمای مست، جفنگ زیاد میگن، پس به حرفاشون گیر نده و از این حالشون سوء استفاده نکن که اسرار زندگیشون رو بفهمی. میوه و تنقلات جلو یکی دیگه رو ور ندار و مفت خوری نکن. در خوردن مزههای کنار آبشنگولی هم افراط نکن. وقتی دیدی داری بالا میاری، زود برو بیرون و دیگه هم بر نگرد و حال بقیه رو خراب نکن. اگه یه خوش بر و رویی توی جمع بود، هی بهش زل نزن و هیزبازی در نیار.
🔹آداب شراب در انیس الناس:
در موافقت مهمان، جرعهنوش باش و از خویش میدزد تا مست نگردی و از تفقّد حال مهمان باز نمانی. آغازِ شرابخواری نماز دیگر کن که چون مست گردی، شب نیز در آمده باشد و مردمان مستی تو نبینند. ظروف مجلس را از صراحی و جام و غیره تمام چینی ساز و آلات چینی را بر آلات طلا و نقره مقدم دار تا دلالت بر آن نکند که این صاحب مجلس از وهم آنکه ظروف نشکند صراحی و جام طلا و نقره اختیار کرده که این معنی را با طریق حشمت منافات بوَد. بدان که مرتبه سرخوشی ما صدق «تتخذون منه سکرا و رزقا کریما» بوده. پس از این مرتبه مگذران و به حالت مستی و لایعقلی مرسان.
🔹چنین رویکردی نه تشویق به خطا بلکه پاسداشت اخلاق، حتی در هنگام ارتکاب گناه است. اخلاقِ گناه، شاید به مذاق خاماندیش برخی متدینان خوش نیاید اما کسانی که علاوه بر تجربه نصیحتگویی، حشر و نشر عملی با خطاکاران دارند، به خوبی میدانند که گاه لازم است از دوگانههای همه/هیچ، حرام/حلال، بکن/نکن، بهشت/جهنم عبور کنند.
🔹برای کسانی که به هر دلیلی نمیتوانند یا نمیخواهند از گناه دوری کند، باید از اخلاقِ گناه و آیینِ خطاکاری بجای احکام شرعی سخن گفت تا آنانکه از چارچوب شرعیات عبور کردهاند، لااقل چارچوب اخلاقیات را مراعات نمایند و آسیب کمتری به دنیا و آخرت خود و دیگری برسانند.
🔹در بخش بعد، از برخی تجربههای شخصیام در اینباره خواهم گفت.
ادامه دارد...
@AzadName
🔷اخلاقِ گناه
بخش سوم
✍️ دکتر علیرضا آزاد
▫️در بخش اول گفتیم که اخلاق گناه، راهنمای عملیِ زیستن در لحظههای گناهآلود است و نه در قلههای پرهیزکاری بلکه در درههای لغزشکاری معنا میشود.
▫️در بخش دوم گفتیم که قابوسنامه، اخلاقِ ناصری و انیس الناس با این رویکرد نوشته شده است و بهعنوان نمونه اخلاقِ شرابخواری را در این کتابها مرور کردیم.
▫️هر چند محتشمانه گناه کردن در مرام و مسلکِ عارفان و عیاران و طراران، فراوان بوده اما در بخش سوم از این سلسله نوشتار، برخی از تجربههای شخصیام را بازگو میکنم که پس از ۶۰ دوره تدریس اخلاق، مرا به تفکری تازه واداشت؛ تأمل در مرز باریک تقدس و تباهی؛ جایی در کرانه های ناپیدای اخلاقِ گناه.
🔹قیمتِ صداقت
استادی داشتم که جنتلمن تمام عیار بود. ۲۵ سال پیش چند واحد اقتصاد کشاورزی با او گذراندم. چیزی از درس او بهخاطر ندارم جز این جمله: «اگه خواستین صداقتتون رو بفروشین، به قیمت بفروشین. برای کمتر از میلیارد، دروغ نگین، حیفه!» نمیدانم به شوخی میگفت یا جدی ولی حرفش طوری در دلم نشست که تا امروز دروغ نگفتم. شاید چون پیشنهاد میلیاردی نداشتم!
🔹صیغه اورژانسی
ساعت ۱ نیمه شب، تلفن فردی ناشناس مرا از خواب بیدار کرد. جوانی پشتخط و با اضطراب گفت: «من سالها پیش دانشجوتون بودم. حقیقتش دختری رو به خونه آوردم. نمیتونم جلوی خودمو بگیرم ولی نمیخواهم زنا کنم. استاد، همین الان پشت تلفن صیغهمون رو بخون که حلال بشه.» این کار را نکردم و با نصیحتهایی که میدانم اثری نداشت، به مکالمه پایان دادم. هنوز هم نمیدانم آیا کار درستی کردم؟ انگار هر دو میگریختیم؛ او از بار گناه و من از بار مسؤولیت، و هیچ کداممان راه گریزی نمییافتیم.
🔹زکاتِ تنفروشی
زنی معلومالحال میگفت: «گاهی کاسبی نمیکنم و فقرا و کارتونخوابا و کارگرای غریب و بعضی جوونای بیپول رو مجانی به کام دل میرسونم. آخه اونام دل دارن و تنفروشی هم خمس و زکاتی داره.» انگار برای خودش، جایی بین بهشت و جهنم تعریف کرده بود. جایی شبیه به آنچه پیامبر در آن روایت مشهور فرمود: «غُفِرَ لاِمْرَأَةٍ مُومِسَةٍ مَرَّتْ بِكَلْبٍ...: زنى بدكاره سگى را در بیابان ديد كه از تشنگى در حال مرگ بود. کفشش را به روسریش گره زد و از چاه آب كشيد و به سگ داد و به سبب اين كار، آمرزيده شد.»
🔹موسیقی و حرم
شنیده بودم که بعضی لوطیها، محرم و صفر به احترام امام حسین بساط عرق و ورق را جمع میکنند. به قول حافظ: «سه ماه مِی خور و نُه ماه پارسا میباش» بعدها که به مشهد آمدم مشابه آن، بارها دیدم که راننده تاکسیها هنگام عبور از زیرگذر حرم امام رضا، صدای ضبط را میبندند. برایشان فرقی هم نداشت که نانسی عجرم بخواند یا شجریان؛ موسیقی مطرب باشد یا محزون. گاهی حتی سیگارشان را هم خاموش میکردند. مسألهشان اصلاً حرام و حلال شرعی نبود؛ حرمت نگه میداشتند؛ نه بهخاطرِ ترس گناه که بهخاطر ادبِ حضور.
🔹شکارچیام نه قاتل
با دوستان برای چند روز سیاحت، به کوههای اسفراین رفتیم و چادر زدیم. گوسفندی خریده بودیم تا بساط کبابمان بهراه باشد. یکی از همراهانمان شکارچی حرفهای بود. ولی هر چه اصرار کردیم، نپذیرفت سر گوسفند را ببُرد. میگفت: «من شکارچیام، قاتل که نیستم. حیوون صحرا رو میزنم. حیوون دست و پا بسته رو نمیکشم.» خلاصه قبول نکرد و خودم زحمت کار رو کشیدم. تمام واجبات و مستحبات ذبح را هم رعایت کردم ولی...
🔹آن مرز سرخ
کسی از تجربه خلوتاش با خانمی میگفت که در ازای پول، هر کاری میکرد اما به هیچکس و بههیچ قیمتی کام لب نمیداد و میگفت: «این رو برای عشقم نگه داشتم.» انگار شرم گناهاش در آن مرز سرخ ایستاده بود و این شعر سیمین بهبهانی را تداعی میکرد: «لب من، ای لبِ نیرنگفروش / بر غمم، پردهای از راز بِکِش / تا مرا چند دِرَم بیش دهند / خنده کن، بوسه بزن، ناز بکش»
🔹دزد با مرام
جوان خفتگیری را برای مشاوره آورده بودند. میگفت: «به دزدی عادت کردهام اما بهقاعده میدزدم. جیب زائر و غریب رو نمیزنم. از عصا بهدست، خفتگیری نمیکنم. از بچه زورگیری نمیکنم. از رفقای دزد خودم هم نمیدزدم...» او میگفت و میگفت و من به یاد داستانهای سَمَک عیار و مرام فراموششده لوطیان قدیم میافتادم. او میگفت و من به این فکر میکردم که آیا به او مشاوره بدهم یا از او مشاوره بگیرم؟!
▫️مولا علی چه زیبا میفرماید:
اِتَّقِ اَللَّهَ بَعْضَ التُّقَی وَ إِنْ قَلَّ وَ اجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اَللَّه سِتْراً وَ إِنْ رَقَّ.
پرهيزكارى پيشه كن هرچند كم باشد و ميان خودت و خدایت پردهاى از شرم قرار بده، هرچند نازک باشد.
▫️آری، اخلاقِ گناه، خدا را در جایی میان خاک و افلاک دیدن است.
▫️در بخش بعدی درباره رویکرد علمی به این موضوع و The Ethics of Harm Reduction و Minimal Morality خواهم نوشت.
ادامه دارد...
@AzadName
◼️در سوگ مرحوم دکتر محمود روحانی
▪️دکتر محمود روحانی، استاد پیشکسوت دانشگاه علوم پزشکی مشهد و یکی از شریفترین قرآنپژوهان کشور، از خاک به افلاک پر کشید.
▪️اغلب ایشان را با کتابِ سترگِ المعجم الاحصائی لالفاظ القرآن الکریم که کتاب سال کشور شد و در سراسر جهان اسلام شناخته شده است، و نیز اثباتِ نادرستیِ نظریه عدد ۱۹ رشاد خلیفه توسط وی، میشناسند.
▪️ایشان را میتوان نقطه پیوند شهید مطهری و دکتر شریعتی دانست. پیش از انقلاب با خواهر دکتر شریعتی ازدواج کرده بود و خواهر خودش نیز همسر شهید مطهری بود.
▪️سال ۱۴۰۱ دکتر ساکت عزیز با خوشسلیقگی همیشگیاش، ایشان را برای سخنرانی در برنامه درخت معرفت دعوت کرده بود. تمام دانشجویان خود را برای شرکت در این برنامه روانه کردم. آن پیرمرد باصفا از دیدن دانشجویان نسل جوان و معاشرت با آنان بسیار سر ذوق و شوق آمده بود؛ دانشجویان نیز همینطور.
▪️از آنچه در دانشکده الهیات بر من رفته بود، کم و بیش مطلع بود و تفقد و دلجویی میکرد. به شوخی به ایشان گفتم: "شما از پزشکی و من از مهندسی به سراغ قرآن رفتهایم. لذا آقایان ناراحتاند که چرا پا در نعلینشان کردیم."
▪️او که روز ۱۲ بهمن در کنار امام خمینی بود و در دولت شهید باهنر و میرحسین موسوی مسؤولیت داشت، قطعاً بیش از من با چنین رفتارهایی آشنا بود. شاید به همین خاطر بود که در همان دهه ۶۰ سیاست را برای همیشه کنار گذاشت و به قرآنپژوهی روی آورد.
▪️ همیشه برای من جای سؤال و بلکه آیینه عبرت است که در سخنرانی ایشان در سال ۱۴۰۱ و نیز در مراسم نکوداشت ایشان در سال ۱۴۰۲ که با حضور جمع زیادی از قرآنپژوهان کشور در مرکز مفاخر دانشگاه (به فاصله ۱۰۰ متری دانشکده الهیات) برگزار شد، هیچیک از استادان گروه علوم قرآن و هیچکدام از هیأت رئیسه آن روزِ دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد، حضور پیدا نکردند!
▪️دستی که یک عمر، قرآن را با علم و اخلاصی کمنظیر ورق زده بود و آیه به آیه و کلمه به کلمه و حرف به حرف شکافته بود، و قلبی که یک عمر با مهربانی برای خدا و خلق تپیده بود، اکنون در بند کفن آرام گرفته است. خدایا، بندهای به سوی تو آمده که "مانعلم منه الا خیراً" قرآن را شفیع و آبروی او و ما در روز جزا قرار بده.
دکتر علیرضا آزاد
هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد
۲۰ مهر ۱۴۰۴
@AzadName
🔰مدرسه آفتاب برگزار میکند:
🔰کارگاه اخلاقِ گناه
🔸با همراهی:
دکتر علیرضا آزاد
🔻سرفصلها:
-مهارتِ زیستِ خطاکارانه
-اخلاقِ لغزش و لغزشِ اخلاقی
-هممرز بودن با فرشته و شیطان
-همخوانی فتوتنامه و قابوسنامه
-آدابِ گناه در آیینِ عیّاران و عارفان
-روشها، پیامدها و کاربردهای اخلاقِ گناه
⏰ چهارشنبهها، ساعت ۶ عصر
شروع از ۳۰ مهر (۴ جلسه)
حضوری/مجازی
📍مشهد، خ احمدآباد، نبش قائم۴، کافه کتاب آفتاب
📥 برای ثبت نام به صفحه مدرسه آفتاب در اینستاگرام پیام ارسال نمایید.👇
🌐https://www.instagram.com/school_cafe_ketab_aftab/
🌱🌱🌱
@school_cafe_ketab_aftab
@AzadName
آزادنامه
🔰مدرسه آفتاب برگزار میکند: 🔰کارگاه اخلاقِ گناه 🔸با همراهی: دکتر علیرضا آزاد 🔻سرفصلها: -مهارتِ
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کارگاه اخلاقِ گناه
شروع از چهارشنبه ۷ آبان
ثبتنام در صفحه مدرسه آفتاب:
🌐https://www.instagram.com/school_cafe_ketab_aftab/
@AzadName