eitaa logo
آزادنامه
862 دنبال‌کننده
611 عکس
64 ویدیو
20 فایل
آثار و اندیشه‌های دکتر علی‌رضا آزاد هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد دین‌پژوهی، هرمنوتیک، اخلاق، جامعه اطلاعات تماس: @Dr_Alireza_Azad https://t.me/AzadName https://youtube.com/azadnameh https://instagram.com/alireza_azad_amoli
مشاهده در ایتا
دانلود
🔷اخلاقِ گناه بخش سوم ✍️ دکتر علی‌رضا آزاد ▫️در بخش اول گفتیم که اخلاق گناه، راهنمای عملیِ زیستن در لحظه‌های گناه‌آلود است و نه در قله‌های پرهیزکاری بلکه در دره‌های لغزش‌کاری معنا می‌شود. ▫️در بخش دوم گفتیم که قابوس‌نامه، اخلاقِ ناصری و انیس الناس با این رویکرد نوشته شده است و به‌عنوان نمونه اخلاقِ شراب‌خواری را در این کتاب‌ها مرور کردیم. ▫️هر چند محتشمانه گناه کردن در مرام و مسلکِ عارفان و عیاران و طراران، فراوان بوده اما در بخش سوم از این سلسله نوشتار، برخی از تجربه‌های شخصی‌ام را بازگو می‌کنم که پس از ۶۰ دوره تدریس اخلاق، مرا به تفکری تازه واداشت؛ تأمل در مرز باریک تقدس و تباهی؛ جایی در کرانه های ناپیدای اخلاقِ گناه. 🔹قیمتِ صداقت استادی داشتم که جنتلمن تمام عیار بود. ۲۵ سال پیش چند واحد اقتصاد کشاورزی با او گذراندم. چیزی از درس او به‌خاطر ندارم جز این جمله: «اگه خواستین صداقت‌تون رو بفروشین، به قیمت بفروشین. برای کمتر از میلیارد، دروغ نگین، حیفه!» نمی‌دانم به شوخی می‌گفت یا جدی ولی حرفش طوری در دلم نشست که تا امروز دروغ نگفتم. شاید چون پیشنهاد میلیاردی نداشتم! 🔹صیغه اورژانسی ساعت ۱ نیمه شب، تلفن فردی ناشناس مرا از خواب بیدار کرد. جوانی پشت‌خط و با اضطراب گفت: «من سال‌ها پیش دانشجوتون بودم. حقیقتش دختری رو به خونه آوردم. نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم ولی نمی‌خواهم زنا کنم. استاد، همین الان پشت تلفن صیغه‌مون رو بخون که حلال بشه.» این کار را نکردم و با نصیحت‌هایی که می‌دانم اثری نداشت، به مکالمه پایان دادم. هنوز هم نمی‌دانم آیا کار درستی کردم؟ انگار هر دو می‌گریختیم؛ او از بار گناه و من از بار مسؤولیت، و هیچ کدام‌مان راه گریزی نمی‌یافتیم. 🔹زکاتِ تن‌فروشی زنی معلوم‌الحال می‌گفت: «گاهی کاسبی نمی‌کنم و فقرا و کارتون‌خوابا و کارگرای غریب و بعضی جوونای بی‌پول رو مجانی به کام دل‌ می‌رسونم. آخه اونام دل دارن و تن‌فروشی هم خمس و زکاتی داره.» انگار برای خودش، جایی بین بهشت و جهنم تعریف کرده بود. جایی شبیه به آنچه پیامبر در آن روایت مشهور فرمود: «غُفِرَ لاِمْرَأَةٍ مُومِسَةٍ مَرَّتْ بِكَلْبٍ...: زنى بدكاره سگى را در بیابان ديد كه از تشنگى در حال مرگ بود. کفشش را به روسریش گره زد و از چاه آب كشيد و به سگ داد و به سبب اين كار، آمرزيده شد.» 🔹موسیقی و حرم شنیده بودم که بعضی لوطی‌ها، محرم و صفر به احترام امام حسین بساط عرق و ورق را جمع می‌کنند. به قول حافظ: «سه ماه مِی خور و نُه ماه پارسا می‌باش» بعدها که به مشهد آمدم مشابه آن، بارها دیدم که راننده تاکسی‌ها هنگام عبور از زیرگذر حرم امام رضا، صدای ضبط را می‌بندند. برای‌شان فرقی هم نداشت که نانسی عجرم بخواند یا شجریان؛ موسیقی مطرب باشد یا محزون. گاهی حتی سیگارشان را هم خاموش می‌کردند. مسأله‌شان اصلاً حرام و حلال شرعی نبود؛ حرمت نگه می‌داشتند؛ نه به‌خاطرِ ترس گناه که به‌خاطر ادبِ حضور. 🔹شکارچی‌ام نه قاتل با دوستان برای چند روز سیاحت، به کوه‌های اسفراین رفتیم و چادر زدیم. گوسفندی خریده بودیم تا بساط کباب‌مان به‌راه باشد. یکی از همراهان‌مان شکارچی حرفه‌ای بود. ولی هر چه اصرار کردیم، نپذیرفت سر گوسفند را ببُرد. می‌گفت: «من شکارچی‌ام، قاتل که نیستم. حیوون صحرا رو می‌زنم. حیوون دست و پا بسته رو نمی‌کشم.» خلاصه قبول نکرد و خودم زحمت کار رو کشیدم. تمام واجبات و مستحبات ذبح را هم رعایت کردم ولی... 🔹آن مرز سرخ کسی از تجربه خلوت‌اش با خانمی می‌گفت که در ازای پول، هر کاری می‌کرد اما به هیچ‌کس و به‌هیچ قیمتی کام لب نمی‌داد و می‌گفت: «این رو برای عشقم نگه داشتم.» انگار شرم گناه‌اش در آن مرز سرخ ایستاده بود و این شعر سیمین بهبهانی را تداعی می‌کرد: «لب من، ای لبِ نیرنگ‌فروش / بر غمم، پرده‌ای از راز بِکِش / تا مرا چند دِرَم بیش دهند / خنده کن، بوسه بزن، ناز بکش» 🔹دزد با مرام جوان خفت‌گیری را برای مشاوره آورده بودند. می‌گفت: «به دزدی عادت کرده‌ام اما به‌قاعده می‌دزدم. جیب زائر و غریب رو نمی‌زنم. از عصا به‌دست، خفت‌گیری نمی‌کنم. از بچه زورگیری نمی‌کنم. از رفقای دزد خودم هم نمی‌دزدم...» او می‌گفت و می‌گفت و من به یاد داستان‌های سَمَک عیار و مرام فراموش‌شده لوطیان قدیم می‌افتادم. او می‌گفت و من به این فکر می‌کردم که آیا به او مشاوره بدهم یا از او مشاوره بگیرم؟! ▫️مولا علی چه زیبا می‌فرماید: اِتَّقِ اَللَّهَ بَعْضَ التُّقَی‌ وَ إِنْ قَلَّ وَ اجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اَللَّه سِتْراً وَ إِنْ رَقَّ. پرهيزكارى پيشه كن هرچند كم باشد و ميان خودت و خدایت پرده‌اى از شرم قرار بده، هرچند نازک باشد. ▫️آری، اخلاقِ گناه، خدا را در جایی میان خاک و افلاک دیدن است. ▫️در بخش بعدی درباره رویکرد علمی به این موضوع و The Ethics of Harm Reduction و Minimal Morality خواهم نوشت. ادامه دارد... @AzadName
در سوگ مرحوم دکتر محمود روحانی 👇 @AzadName
◼️در سوگ مرحوم دکتر محمود روحانی ▪️دکتر محمود روحانی، استاد پیش‌کسوت دانشگاه علوم پزشکی مشهد و یکی از شریف‌ترین قرآن‌پژوهان کشور، از خاک به افلاک پر کشید. ▪️اغلب ایشان را با کتابِ سترگِ المعجم الاحصائی لالفاظ القرآن الکریم که کتاب سال کشور شد و در سراسر جهان اسلام شناخته شده است، و نیز اثباتِ نادرستیِ نظریه عدد ۱۹ رشاد خلیفه توسط وی، می‌شناسند. ▪️ایشان را می‌توان نقطه پیوند شهید مطهری و دکتر شریعتی دانست. پیش از انقلاب با خواهر دکتر شریعتی ازدواج کرده بود و خواهر خودش نیز همسر شهید مطهری بود. ▪️سال ۱۴۰۱ دکتر ساکت عزیز با خوش‌سلیقگی همیشگی‌اش، ایشان را برای سخنرانی در برنامه درخت معرفت دعوت کرده بود. تمام دانشجویان خود را برای شرکت در این برنامه روانه کردم. آن پیرمرد باصفا از دیدن دانشجویان نسل جوان و معاشرت با آنان بسیار سر ذوق و شوق آمده بود؛ دانشجویان نیز همین‌طور. ▪️از آنچه در دانشکده الهیات بر من رفته بود، کم و بیش مطلع بود و تفقد و دل‌جویی می‌کرد. به شوخی به ایشان گفتم: "شما از پزشکی و من از مهندسی به سراغ قرآن رفته‌ایم. لذا آقایان ناراحت‌اند که چرا پا در نعلین‌شان کردیم." ▪️او که روز ۱۲ بهمن در کنار امام خمینی بود و در دولت شهید باهنر و میرحسین موسوی مسؤولیت داشت، قطعاً بیش از من با چنین رفتارهایی آشنا بود. شاید به همین خاطر بود که در همان دهه ۶۰ سیاست را برای همیشه کنار گذاشت و به قرآن‌پژوهی روی آورد. ▪️ همیشه برای من جای سؤال و بلکه آیینه عبرت است که در سخنرانی ایشان در سال ۱۴۰۱ و نیز در مراسم نکوداشت ایشان در سال ۱۴۰۲ که با حضور جمع زیادی از قرآن‌پژوهان کشور در مرکز مفاخر دانشگاه (به فاصله ۱۰۰ متری دانشکده الهیات) برگزار شد، هیچ‌یک از استادان گروه علوم قرآن و هیچ‌کدام از هیأت رئیسه آن روزِ دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد، حضور پیدا نکردند! ▪️دستی که یک عمر، قرآن را با علم و اخلاصی کم‌نظیر ورق زده بود و آیه به آیه و کلمه به کلمه و حرف به حرف شکافته بود، و قلبی که یک عمر با مهربانی برای خدا و خلق تپیده بود، اکنون در بند کفن آرام گرفته است. خدایا، بنده‌ای به سوی تو آمده که "مانعلم منه الا خیراً" قرآن را شفیع و آبروی او و ما در روز جزا قرار بده. دکتر علی‌رضا آزاد هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد ۲۰ مهر ۱۴۰۴ @AzadName
🔰مدرسه آفتاب برگزار می‌کند: 🔰کارگاه اخلاقِ گناه 🔸با همراهی: دکتر علی‌رضا آزاد 🔻سرفصل‌ها: -مهارتِ زیستِ خطاکارانه -اخلاقِ لغزش و لغزشِ اخلاقی -هم‌مرز بودن با فرشته و شیطان -هم‌خوانی فتوت‌نامه و قابوس‌نامه -آدابِ گناه در آیینِ عیّاران و عارفان -روش‌ها، پیامدها و کاربردهای اخلاقِ گناه ⏰ چهارشنبه‌ها، ساعت ۶ عصر شروع از ۳۰ مهر (۴ جلسه) حضوری/مجازی 📍مشهد، خ احمدآباد، نبش قائم۴، کافه کتاب آفتاب 📥 برای ثبت نام به صفحه مدرسه آفتاب در اینستاگرام پیام ارسال نمایید.👇 🌐https://www.instagram.com/school_cafe_ketab_aftab/ 🌱🌱🌱 @school_cafe_ketab_aftab @AzadName
در حال نوشتن فصل پایانی کتابِ "هوش مصنوعی و آینده مطالعات قرآنی" هستم و با خود می‌اندیشم: ✨شاید ما آخرین نسل از انسان‌هایی باشیم که کتاب می‌نویسند.@AzadName
🐪 قلمِ شتر از جمله غذاهای مورد علاقه من، عصاره و مغز استخوان قلمِ است که معمولاً ماهی ۱ بار توفیق خوردن آن را دارم؛ چربیِ ناب و خالص! به ضررش می‌ارزد. تصویر۱: استخوان قلم شتر (الان کیلویی ۸۰ هزار تومان) تصویر۲: جداسازی دو مرحله‌ای عصاره قلم (چربی + ژل) بعد از ۲۴ ساعت پختن تصویر۳: داغ کردن مجدد مغز و پُرز و پیه قلم بعد از پختن و جداسازی تصویر۴: یک وعده مغز استخوان لذیذ @AzadName