eitaa logo
آزادنامه
863 دنبال‌کننده
612 عکس
64 ویدیو
20 فایل
آثار و اندیشه‌های دکتر علی‌رضا آزاد هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد دین‌پژوهی، هرمنوتیک، اخلاق، جامعه اطلاعات تماس: @Dr_Alireza_Azad https://t.me/AzadName https://youtube.com/azadnameh https://instagram.com/alireza_azad_amoli
مشاهده در ایتا
دانلود
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍉 یلدا؛ الهیاتِ نور و تاریکی ۱. ماجرای شب یلدا چیست و از چه زمانی در ایران رواج یافته است؟ ۲. رابطه یلدا با آیین مهرپرستی ایرانی و میترائیسم رومی چیست؟ ۳. چرا سر سفره یلدا انار و هندوانه قرار می‌دهند؟ ۴. رابطه یلدا با باورهای مسیحی چیست؟ ۵. چرا در شب یلدا فال حافظ می‌گیرند؟ ۶. نظر اسلام درباره یلدا چیست؟ ✨ پاسخ این سؤالات را در ویدئوکست ۱۵ و ۱۶ یوتیوب آزادنامه در آدرس‌های زیر ببینید: https://youtu.be/O9Msk4sZaTI?si=bU4G-KGF1R4GFMXU https://youtu.be/O9Msk4sZaTI?si=setj0h36KN2_JHc3 @AzadName
🍉 آیین یلدایی کافه کتاب آفتاب 📕 یلدا؛ الهیات نور و تاریکی ✨نسبت یلدا و حافظ ✨نسبت یلدا و مسیحیت و اسلام ✨نسبت یلدا با میترائیسم رومی و مهرپرستی ایرانی ▪️ارائه: علی‌رضا آزاد 👈 چهارشنبه ۳ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۰ 👈 مشهد، احمدآباد، نبش قائم ۴ https://www.instagram.com/school_cafe_ketab_aftab @AzadName
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥣 کافه‌کَلّه صبحی گرم؛ طعمی اصیل؛ گفت‌وگویی فرهنگی 🕗 ۸ تا ۱۰ صبح جمعه ۵ دی‌ماه 🍽 همراه با سرو کله‌پاچه ✨گفتگو با: دکتر علی‌رضا آزاد ✨ در موضوع: فرهنگ‌نامه کله‌پاچه ⏳ یک صبح متفاوت برای شروع روز (صبحانه + گفتگو + حالِ خوب) ▪️آدرس: احمداباد - رضا ۳۱ - پلاک ۱۴/۱ - کافه جیم ▪️هزینه ثبت‌نام: ۴۰۰ هزارتومان (ظرفیت محدود) 📝 ثبت‌نام و کسب اطلاع بیشتر: ۰۹۱۰۷۹۰۲۵۴۰ @jimlandcafe @AzadName
بیــا گــویــم بــرایـت رازهـایـی کـه گــردی آشنـای کلـــه پـاچـه چنانچه بنـــده‌ی پیــتزا شمـایی منـم امـا، خــــدای کــله پـاچــه‌ فقط‌آن‌کس‌کند درک‌این‌مفاهیم که بـاشـد مبــتلای کلـــه پـاچــه‌ جمعه ۵ دی ساعت ۸ صبح درباره: - سینما و کله‌پاچه - مردم‌شناسی کله‌پاچه - شعر و ادبیات کله‌پاچه - احادیث و روایات کله‌پاچه - آیین‌های فرهنگی‌واجتماعی کله‌پاچه - و... در کافه جیم همراه با صرف کله‌پاچه گفتگو خواهیم کرد. امکان حضور خانوادگی و اتاق نگهداری از کودکان فراهم است. (ظرفیت محدود) جهت ثبت‌نام لطفا یک روز قبل، با شماره ۰۹۱۰۷۹۰۲۵۴۰ هماهنگی فرمایید. @jimlandcafe @AzadName
💰 ۵ هزار یا ۱۰۰ هزار؟! ▪️انگلیسی‌ها به کسی که اولویت‌ها را نمی‌شناسد، می‌گویند: " Penny wise, pound foolish یعنی: حواسش به پِنی (پول خُرد) هست و به پوند (پول درشت) نیست." ▪️کل بودجه دولتی و شبه‌دولتی نهادهای دینی و فرهنگی کشور، جمعاً کمتر از ۵ هزار تومان به ازای هر نفر ایرانی در هر روز است. ▪️خسارت بالقوه ناشی از تأخیر در بهره‌برداری مؤثر از فازهای پارس جنوبی بیش از ۱۰۰ هزار تومان به ازای هر نفر ایرانی در هر روز است. ▪️چرا درباره اولی فریاد می‌کشیم و نسبت به دومی بی‌تفاوت هستیم؟! رضا امیرخانی برای اولی، کتاب "نفحاتِ نفت" را نوشت. چه کسی برای دومی، کتاب "نفتِ رفته" را خواهد نوشت؟ ▪️هنرِ محیط‌بان، دیدن درخت نیست، شناخت جنگل است. @AzadName
🔻 جنگلِ مدرن ▪️آرمانِ مدرنیته، دست‌کم آن‌گونه که در مانیفست‌ها نوشتند، این بود: - قانون، نه به نفع حاکمان بلکه برای همه، حتی ضعیف‌ها؛ - آزادی، نه برای اربابان، بلکه برای همه انسان‌ها؛ - عدالت، نه با تعریف قدرتمندان، بلکه با اجماع ملت‌ها؛ ▪️قرار بود دموکراسی، حقوق بشر و اخلاق، قدرت را مهار کنند، نه آن‌که خود، به ابزار توجیه قدرت بدل شوند. ▪️اکنون اما پرسش ساده‌ای پیشِ روی ماست: جهانِ امروز، به کدام‌یک از آن آرمان‌ها رسیده است؟ قوانین بین‌المللی کجای این جهان ایستاده‌اند؟ سازمان‌هایی که به نام «جامعه جهانی» سخن می‌گویند، در لحظه‌های تعیین‌کننده، چرا یا غایب‌اند یا خاموش؟ بله، جهان مدرن شده است؛ اما نه در شکل اتوپیایی بلکه به هیئت یک جنگلِ مدرن. ▪️اکنون مسأله دفاع از این و آن نیست، مسأله سلطانِ جنگلی‌ست که قانون را می‌نویسد، می‌شکند، و دیگران را به نام قانون، محاکمه می‌کند: ۱۹۵۳: نخست‌وزیر منتخب ایران، محمد مصدق، با کودتای اطلاعاتی–نظامی توسط سلطان جنگل سرنگون می‌شود؛ جرمش چیست؟ ملی‌کردن نفت ایران. ۱۹۶۵: در اندونزی، دولتی کنار می‌رود و سلطان جنگل، دیکتاتور نظامی، سوهارتو را بر سر کار می‌اورد و صدها هزار قربانی می‌گیرد؛ چرا؟ برای «مقابله با کمونیسم». ۱۹۷۰: سلطان جنگل بدون مجوز بین‌المللی و حتی بدون اطلاع کنگره، طی عملیات منو، حدود ۳ میلیون تن بمب بر روی روستاهای کامبوج می‌ریزد و تمام. ۱۹۷۳: سالوادور آلنده، رئیس‌جمهور محبوب شیلی، نه در انتخابات که زیر چکمه سلطان جنگل حذف می‌شود؛ و پینوشه، نماد شکنجه و سرکوب، دوستِ نظمِ جهانی لقب می‌گیرد. ۱۹۸۶: دیوان بین‌المللی دادگستری، سلطان جنگل را به‌خاطر مداخله در نیکاراگوئه محکوم می‌کند اما او جهان را به سخره می‌گیرد و دادگاه بین‌المللی را بی‌صلاحیت می‌شمارد و همچنان ادامه می‌دهد. ۱۹۸۹: سلطان جنگل، مانوئل نوریگا رئیس جمهور پاناما را به بهانه مبارزه با مواد مخدر، ربوده و به آمریکا منتقل و محاکمه می‌کند و کانال پاناما را تصاحب می‌کند. ۱۹۹۹: یوگسلاوی بعد از تجزیه و قتل عام مسلمانان، با اشاره سلطان جنگل توسط ناتو بدون مجوز سازمان ملل بمباران می‌شود و حکومت‌های دست‌نشانده یکی یکی بر سر کار می‌آیند و انسان‌ها قتل‌عام می‌شوند. ۲۰۰۱: افغانستان اشغال و هزاران نفر کشته می‌شوند و سلطان جنگل ۲۰ سال بعد آنجا را دوباره تقدیم طالبان می‌کند تا هر چه می‌خواهند، بکنند. ۲۰۰۳: عراق بدون مجوز بین‌المللی، با ادعای سلاح کشتار جمعی توسط سلطان جنگل اشغال می‌شود. سلاحی پیدا نشد اما ۵ سال، حاکم آمریکایی در بغداد می‌نشیند. ۲۰۰۴ به بعد: به نام «دفاع پیش‌دستانه»، یمن، سومالی، پاکستان و... به آزمایشگاه پهپادها و ترورهای هدفمند بدل می‌شوند و سلطان جنگل صدها هزار قربانی می‌گیرد. ۲۰۱۱: با نقض حاکمیت پاکستان، اسامه بن‌لادن در ابوت‌آباد کشته می‌شود نه دادگاهی، نه محاکمه‌ای، نه حتی تلاشی برای دستگیری. فقط جوخه آتش. ۲۰۱۱: لیبی و بعدها سوریه را نابود و قذافی و اسد توسط سلطان جنگل سرنگون و تا امروز آنجا در قالب کشور‌هایی بی‌دولت رها می‌شوند. ۲۰۱۹: بولیویِ مستقل به پایان می‌رسد و سلطان جنگل، این بار نه با یونیفرم نظامی بلکه با کت و کراوات، مورالس را ساقط می‌کند. ۲۰۲۶: سلطان جنگل، رئیس‌جمهور یک کشور عضو سازمان ملل متحد را به بهانه مبارزه با مواد مخدر، می‌رباید و از ونزوئلا به امریکا منتقل می‌کند. سلطان جنگل نه تنها نگران زیر پا گذاشتن همه قوانین بین‌المللی نیست بلکه نقض آشکار آنها را با افتخار فریاد می‌زند. ▪️در همین جنگل شوم، هم‌شکاران سرِ سفره قربانیان جشن می‌گیرند و نخست‌وزیر رژیمی که ده‌ها هزار غیرنظامی را در غزه قتل‌عام کرده، در کنگره با سوت و کف استقبال می‌شود. ▪️مسأله این نیست که نتیجه به نفع یا ضرر چه کسی است. مسأله نه دفاع از پرونده پر مسأله مادورو و هوگو چاوز و نه آن «پدیده هزاره»‌ای است که روزی تلویحاً او را یار امام زمان خوانده بود!!! و مادرش را در آغوش گرفته بود؛ نه. مسأله فراتر از نفع و ضرر مقطعی ماست. مسأله، تغییر منطق جهان و ادامه قانونِ جنگل است. ▪️وقتی زور جای قانون می‌نشیند، وقتی قدرت، معیار حق می‌شود، وقتی عدالت و آزادی نه برای انسان‌ها بلکه به نفع متحدان سلطان تفسیر می‌شود، دیگر نباید از فروپاشی اخلاق، بی‌اعتباری حقوق بشر، بی‌اعتنایی به سازمان‌های بین‌المللی و بی‌اعتمادی ملت‌ها تعجب کرد. 🔹در جنگلِ مدرن: - آزادی هست، اما برای شیرها؛ - عدالت هست، اما در میان دندان‌ها؛ - قانون هست، اما برای دریدن ضعیف‌ها. ▪️بزرگ‌ترین خطر برای جهان معاصر آن است که نقض قانون، دیگر رسوایی نیست، بلکه «رویه» حاکم بر جهان است. مسأله، تبدیل جهان به جنگل است. ▪️این رویه اگر کنترل نشود، حتی اگر امروز به نفع عده‌ای باشد، فردا دودمان بشر را به باد خواهد داد و تمام آرمان‌ها را نابود خواهد کرد. @AzadName
💧مدرسه زمستانه حکمرانیِ آب 💧موضوع: فلسفه و اخلاقِ آب 💧ارائه: دکتر علی‌رضا آزاد 💦 سه‌شنبه ۱۶ دی، ساعت ۱۳ 💦دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده کشاورزی، سالن جلسات ساختمان آموزش @AzadName
📕 نوشته‌های سکوت 👇 @AzadName
📕 نوشته‌های سکوت ▪️این روزها مدام می‌نویسم؛ بهتر بگویم، به نوشتن پناه می‌برم اما هیچ‌کدام را منتشر نمی‌کنم. - می‌نویسم از مرام علی در مواجهه با مخالفان؛ - می‌نویسم از علل و آسیب اعتراض‌ها در جهان؛ - می‌نویسم از نسبت تاریخ با وضع اکنونِ ایران؛ - می‌نویسم از دلایل سکوتِ دانشگاهیان؛ - می‌نویسم از نسبتِ نان و ایمان؛ - می‌نویسم از بحرانِ اخلاق و اخلاقِ بحران؛ ▪️می‌نویسم و می‌نویسم و می‌نویسم. بسیار هم می‌نویسم... اما منتشر نمی‌کنم: - نه به این دلیل که نوشته‌هایم باعث ۲ سال اخراج من از هیأت علمی دانشگاه شد. - و نه به این دلیل که تنها ۲ هفته به پایان بازگشت موقت ۶ماهه‌ام مانده و در دو راهیِ تبعید به شهری دیگر یا اخراج دوباره از دانشگاه قرار دارم. - نه. ننوشتن‌ام به‌خاطر مسأله شخصی نیست؛ که اگر بود، همین چند خط را هم نمی‌نوشتم. ▪️می‌نویسم ولی منتشر نمی‌کنم، چون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که دیگر از کلمات، کاری ساخته نیست: - نه گوشی مانده که بشنود. - نه حرفی مانده که گفته شود. - نه دلی مانده که با تلنگری بیدار شود. - نه کسی مانده که منتظر سخنی باشد. گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من آنچه البته به جایی نرسد، فریاد است ▪️من و امثال من که سرمایه‌مان کلمه بود و دارایی‌مان اندیشه و مسأله‌‌مان مردم و آینده، بنا بر رسالت معلمی، بارها و بارها گفتیم، نوشتیم، راه‌کار دادیم، تحلیل نمودیم، نقد کردیم، هشدار دادیم، اما: - نتیجه چه شد؟ - چه کسی شنید؟ - چه چیزی تغییر کرد؟ - چه رنجی از بین رفت؟ - چه کسی نمره قبولی گرفت؟ ▪️امروز چه فرادستان و چه فرودستان، چه مقصران و چه آسیب‌دیدگان، به شکلی خطرناک، می‌پندارند که حق با آنهاست. هر دو طرف گمان می‌کنند که صاحب مطلق حقیقت‌اند و سیاست را هم بلدند و مرز آرمان و امیال را می‌شناسند. فرصت‌طلبان نیز مثل همیشه منتظرند که خشم‌ را به خشونت بدل کنند و از دیوار بی‌اعتمادی‌ دولت-ملت بالا بروند و از نان و ایمان، خنجر بسازند و جگرِ کشور را چاک‌چاک کنند. ▪️و من در میان این هیاهوها، نه از سر رضایت و نه طلب عافیت، که از سر انبوهِ اندوه، با کورسویی از امید، رنجورِ روزگار، به سکوتی سرد پناه برده‌ام؛ زیرا می‌دانم فریاد، وقتی شنیده نمی‌شود، تنها حنجره را می‌خراشد. لذا: گرچه از آتش دل، چون خُمِ مِی در جوشم مُهر بر لب زده‌، خون می‌خورم و خاموشم @AzadName
🔴 از «ما» رابرت بِلّا تا «من» دونالد ترامپ (زوال اخلاق جهانی در پوپولیسم امریکایی) 🔹 رابرت بلا جامعه‌شناس اخلاق‌گرای امریکایی (۱۹۲۷-۲۰۱۳) بر این باور بود که مدرنیته با بحران «فقدان روایت کلان» و «سستی بنیان‌های اخلاقی مشترک» روبه‌روست. دونالد ترامپ را می‌توان مصداق عیان این بحران‌ها دانست. رفتارهای ترامپ فراتر از نقض هنجارهای سیاسی، حمله به «امکانِ امر جمعی» در سطح جهانی است. از منظر رابرت بلّا، این رفتارها صرفاً یک بی‌نزاکتی سیاسی نیست؛ بلکه نوعی «ویران‌گری اجتماعی» است: ۱. بحرانِ دینِ مدنیِ امریکایی: ترامپ یکی از جلوه‌های بحران «دین مدنی آمریکایی» در اندیشه بلّا بود. ترامپ نه ناخواسته، که کاملاً آگاهانه و عامدانه، نمادهای «دین مدنی آمریکا» را خلع تقدس کرد. او با کنارگذاشتن آیین‌های نهادی ملی و بین‌المللی، پیوندهای اعتمادی را که بلّا سنگ بنای جامعه می‌دانست، گسست. پرچم در دستان او، نه نماد اتحاد ملی که سلاحی برای دیگری‌سازی شد. هژمونی آمریکا که پیش‌تر مدعی استواری بر روایتی مشترک از لیبرالیسم، قانون، دمکراسی و ائتلاف‌های پایدار بر سر ارزش‌های جهانی بود، به‌شدت تضعیف شد و متأسفانه این الگو در حال تکرار شدت در جای‌جای جهان است. ۲. سنت‌ستیزیِ فردگرایانِ افراطی: ترامپ نه سنت‌شکن که بدعت‌ساز بود. او سنتی پوپولیستی ساخت که بر پایه بی‌اعتمادی به نخبگان، ملی‌گرایی خام و فردپرستی استوار است. این دقیقاً نقطه مقابل سنت متکثر و گفت‌گومحور مدنظر رابرت بلّاست. بلّا نگران غلبه فردگرایی بی‌قید و شرط بود. به باور او آمریکاییان دو زبان دارند: «زبان اول: زبان فردگرایی و منفعت» و «زبان دوم: زبان تعهد، شهروندی و خیر عمومی). ترامپ سخنگوی بی‌پرده «زبان اول» بود و نشان داد که جامعه آمریکا چقدر در بیان «زبان دوم» ناتوان شده است. ترامپ این الکن بودن را حتی به روابط بین‌الملل نیز تسری داد و هرگونه مسئولیت و اخلاق جمعی جهانی را نادیده گرفت. خروج از پیمان پاریس، برجام، یونسکو و تهدید ناتو، حمله به کشورها و ربایش سیاست‌مداران، حمایت بی‌چون‌و‌چرا از صهیونیست‌ها و... پیامی روشن داشت: «نظم جهانی لیبرال با تمام نهادها و آیین‌های بین‌المللی‌اش، فاقد اعتبار است و تنها در خدمت منافع آنی یک دولت-ملت قابل تحمل می‌باشد.» این رویکرد، جامعه جهانی را به صحنه «جنگ همه علیه همه» تبدیل کرده است. در جهانی که بلّا امیدوار بود «زبان اخلاقی مشترک» در آن توسعه یابد، ترامپ زبان زور را ترویج می‌کند. ۳. حمله اقتدارگرایان به نهادهای واسط جهانی: از منظر بلا، خطرناک‌ترین میراث ترامپ را می‌توان ارائه الگویی برای بی‌اعتبار کردن نهادهای واسط دانست. وقتی ترامپ مطبوعات را «دشمن مردم»، دستگاه حقوقی را «جانب‌دار» و علم را «سیاست‌زده» خواند، عملاً با ایجاد شکاف بین مردم و نهادهای حقیقت‌سنج و تعدیل‌گر قدرت، رابطه مستقیم حکمران-توده را تقویت کرد. این رویکرد، سنت‌ها و نهادهای دموکراتیک ملی و فراملی را که رابرت بلّا ضامن بقای اخلاق در جوامع پیچیده می‌دانست، در معرض تهدید جدی قرار داده است. ۴. عادی‌سازی بی‌اخلاقی و تقویت پوپولیسمِ راستِ افراطی: ترامپ، با عادی‌سازی دروغ، تحقیر مخالفان، نقض مکرر هنجارها، تطهیر ظلم و قلدری پیاپی، مرزهای اخلاق سیاسی را در مقیاس جهانی جابه‌جا کرد و باعث تقویت جریان‌های پوپولیستی مشابه در اروپا، آمریکای لاتین و آسیا شد که همگی از «پوچیِ آیین‌های دموکراتیک» و «مشروعیت‌زدایی از نهادهای بین‌المللی» می‌گویند و از ترامپ الهام می‌گیرند. آری، جهانی که رابرت بلّا از آن هراس داشت، جهانی که در آن «ما» مشترک در سایه «من» محو گردد و هیچ روایت اخلاقیِ جهان‌شمولی برای حل بحران‌های جمعی جهان متصور نباشد، با ترامپ محقق شده است. و به‌راستی چه کسی در این ویژگی‌ها، به ترامپ شبیه‌تر از نتانیاهو است؟! 🔹 جمع‌بندی: ▫️از منظر جامعه‌شناختی بلّا، ترامپ صرفاً یک رئیس‌جمهور جنجالی نیست. او عیان کننده بحران عمیقی ست که‌ مدرنیته در ذات خود داشت و مدت‌ها بر او سرپوش گذاشت: «بحران فقدان زبان مشترک اخلاقی». ▫️ترامپ «نقض آرمان شهر اخلاقی بِلّا» است؛ شهری که در آن گفت‌وگوی مبتنی بر ارزش‌های مشترک، جای خود را به مونولوگ قدرتِ بی‌پروا داده است. متأسفانه «منطق ترامپیستی» اکنون به یک الگوی فرهنگی-سیاسی خطرناک در جهان تبدیل شده که می‌تواند در قالب‌های دیگر نیز تداوم یابد. ▫️ترامپیسم نشان داد که چگونه فردگرایی افراطی در سطح حکمرانی جهانی می‌تواند میراث جمعی بشر را به مخاطره اندازد و جهان را به سمت واقع‌گراییِ تهاجمی، بدون هرگونه مهار اخلاقی سوق دهد. ▫️رفتارهای ترامپ هشداری است تا بدانیم وقتی سیاست، خود را از هر سنت اخلاقی واکنده و از مصلحت فردی آکنده شد، چگونه بشریت را به انحطاط می‌برد. ✍ علی رضا آزاد هيأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد @AzadName
🔴 «نه به پهلوی» ✍ علی‌رضا آزاد 🔻پهلوی‌خواهی تا چه اندازه توانسته صاحبان اندیشه و متفکران برجسته ایرانی را با خود همراه کند؟ 🔻اگر هیجانات سیاسی و رسانه‌ای را کنار بگذاریم و به واقعیت نظر کنیم، با مسئله قابل تأملی مواجه می‌شویم: 🔻به جز چند استثنا مانند عباس میلانی، تقریباً هیچ اندیشمند برجسته ایرانی را، چه در میان موافقان و چه در میان منتقدان و چه در میان مخالفان جمهوری اسلامی، در اردوگاه پهلوی نمی‌بینیم. 🔻موضع متفکران نزدیک به جمهوری اسلامی و چهره‌هایی مانند رضا داوری‌ اردکانی، بیژن عبدالکریمی، عماد افروغ، محمدرضا حکیمی، غلام‌رضا اعوانی، مهدی گلشنی، حسین کچوئیان، سعید زیباکلام و... در مخالفت با پهلوی که معلوم است. 🔻اما نکته مهمتر آنکه تقریباً تمام متفکران و اندیشمندان منتقد یا مخالف جمهوری اسلامی، چه آنان که در کشور ماندند و چه آنان که مهاجرت کردند و چه آنان که مهاجرانده شدند، چه آنان که تاوان دادند و چه آنان که منزوی شدند، هیچ‌کدام پهلوی‌خواه نبوده و نیستند. 🔻داریوش شایگان، عبدالکریم سروش‌، حسین بشیریه‌، عبدالعلی بازرگان‌، حسن انصاری، ابوالقاسم فنایی، عطاء الله مهاجرانی، محمدعلی امیرمعزی، اسلامی ندوشن، رضا براهنی، محمد مجتهد شبستری، جواد طباطبایی، همایون کاتوزیان، هدی صابر، محسن کدیور، مراد فرهادپور، یدالله و عزت الله سحابی‌، مصطفی ملکیان‌، یوسف اباذری‌، داود فیرحی‌، حسن یوسفی اشکوری‌، احسان و آرش نراقی، هادی خانیکی، احمد قابل‌، یاسر میردامادی، بابک احمدی‌، مقصود فراستخواه، عباس عبدی، حمید دباشی، داریوش آشوری، محمد و نعمت‌الله فاضلی، محسن رنانی و ده‌ها متفکر نام‌آشنای دیگر، با تمام اختلاف‌های فکری و تفاوت‌های روشی و نگرشی، در یک نقطه مشترک‌اند: «نه، به پهلوی». 🔻حتی کسانی مانند احمد مهدوی دامغانی و حسین نصر که در دوره پهلویِ پدر، نسبتی با دربار داشتند، هیچ‌گاه وارد پروژه سیاسی پهلویِ پسر نشدند و او را عددی به حساب نیاوردند و نهایت فاصله را با وی حفظ کردند و وارد بازیِ بازسازیِ نظریه سلطنت نشدند. 🔻از منظر تاریخ اندیشه، پس از «نه، به اجنبی» شاید در تاریخ معاصر ایران «نه، به پهلوی» بزرگ‌ترین و یکپارچه‌ترین «نه» اصحاب اصیل اندیشه ایران به یک فرد و جریان سیاسی است. هیچ «نه»ای تاکنون نتوانسته طیفی چنین گسترده از روشنفکران و متفکران ایران، از چپ تا راست، از دین‌دار تا بی‌دین، از ولایت‌مدار تا سکولار، از اصول‌گرا تا اصلاح‌طلب، از مانده تا رانده، از موافق تا مخالف جمهوری اسلامی را یک صدا کند و در یک داوری مشترک، گرد آورد. 🔻دلیل این وفاق آن است که مشکل پهلوی، پیش از آنکه مسئله قدرت یا مشروعیت سیاسی باشد، مسئله فقر تئوریک و فقدان اندیشه‌ای منسجم درباره جامعه، تاریخ، دین، فرهنگ و انسان ایرانی است. این ورشکستگی نظری و تهی بودن اردوی پهلوی از متفکران و اندیشمندان ایرانی، با حضور چند فوتبالیست و بازیگر سینما و روزنامه‌نگار و بلاگر و خاطره‌بازی چند ورشکسته سیاسی، برطرف نخواهد شد. با زر و زور و تزویر می‌توان افرادی را اجیر و خوراک رسانه‌ای تولید کرد و عده‌ای را فریب داد اما نمی‌توان بنیان اندیشه را بنا نمود و خاطر متفکران را ربود. 🔻در فقر نظری پهلوی‌خواهان همین بس که هیچ اندیشمند و صاحب‌نظر برجسته ایرانی، تاکنون نمایندگی فکری آنان را بر عهده نگرفته است. 🔻دغدغه‌مندان آینده ایران، بهتر است از اجماع نانوشته طیف‌های گوناگون متفکران علیه پروژه سیاسی پهلوی و پهلوی‌خواهی، استفاده شایسته نمایند و از این فرصت در جهت وفاق و هم‌افزایی حول محور «نه به پهلوی، نه به اجنبی» برای ساختن ایرانی بهتر، بهره گیرند. @AzadName