eitaa logo
آزادنامه
862 دنبال‌کننده
609 عکس
64 ویدیو
20 فایل
آثار و اندیشه‌های دکتر علی‌رضا آزاد هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد دین‌پژوهی، هرمنوتیک، اخلاق، جامعه اطلاعات تماس: @Dr_Alireza_Azad https://t.me/AzadName https://youtube.com/azadnameh https://instagram.com/alireza_azad_amoli
مشاهده در ایتا
دانلود
✊ بنازم به ایران؛ بنازم به تهران! ✍ علی‌رضا آزاد 🔻در روز قدس ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ مردم تهران تصویری از مقاومت به نمایش گذاشتند که در تاریخ ماندگار خواهد شد و معادلات سیاسی را تغییر خواهد داد. جهان برای نخستین‌بار مردمی را دید که زیر بمباران، بدون ترس به راهپیمایی‌شان ادامه دادند. 🔻شاید تصور شود که موارد مشابه این واقعه قبلاً در ویتنام، لبنان، یمن، غزه، سوریه و سایر نقاط جهان اتفاق افتاده است. اما چنین نیست: 🔻در ویتنام و مناطق تحت کنترل ویت‌کنگ (کمونیست‌ها) خطر بمباران هوایی آمریکا وجود داشت. اما تئودور هافمن در کتاب The Vietnam War می‌نویسد که در هوچ‌مینه و هوانگ‌خوآ و... تظاهرات مدنی بعد از بمباران صورت می‌گرفت و نه همزمان با آن. 🔻در لبنان و طی جنگ ۳۳ روزه، در برخی مناطق، مردم پس از بمباران‌های اسرائیل متجاوز به خیابان می‌آمدند و تظاهرات می‌کردند. در گزارش سازمان عفو بین‌الملل نیز تظاهرات همزمان با بمباران در لبنان ثبت نشده است. 🔻در سوریه بمباران روزانه شهر حلب صورت می‌گرفت اما طبق اسناد UN OCHA هیچ راهپیمایی عمومی در زیر بمباران برگزار نشد. البته فیلم‌هایی در آن دوره منتشر گشت که بعداً جعلی بودن آنها ثابت شد. 🔻در غزه و طی عملیات رژیم صهیونیستی در این سال‌ها، فلسطینیان بارها در خیابان‌ها تظاهرات گسترده برگزار کردند اما همه آنها قبل یا بعد از بمباران بود و همزمان با بمباران، تظاهرات برگزار نکردند. 🔻در یمن طبق گزارش Human Rights Watch در مناطقی مانند مکلا و تاکز که زیر بمباران سنگین بود، تظاهرات برگزار نشد و در عدن که بمباران نمی‌شد، تظاهرات ادامه یافت و در صنعا تظاهرات پس از بمباران، متوقف گشت. 🔻بی‌نظیر بودن آنچه در روز قدس ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ در تهران اتفاق افتاد، از چند جهت است: ۱. بمباران هوایی و حمله موشکی و پهپادی در نزدیکی تجمعات و تظاهرات معمولاً با هشدارهای قبلی اتفاق می‌افتد. اما رژیم صهیونیستی در این روز، چنین نکرد و ناجوانمردانه بدون اطلاع پیشین به اجتماع مردم عادی حمله هوایی نمود. ۲. راهپیمایان اغلب در مواجهه با حمله هوایی، پراکنده می‌شوند و به جان‌پناه می‌روند. اما مردم تهران در این روز، علی‌رغم مشاهده بمباران ساختمان مجاور و احتمال شهادت، مصمم‌تر از قبل به راهپیمایی خود ادامه دادند. ۳. اهتزاز پرچم آغشته به خون یکی از شهیدان همین بمباران، نه تنها راهپیمایان را متزلزل نکرد بلکه بر استواری قدم‌های‌شان افزود. ۴. مسؤولان تراز اول کشور در میان جمعیت و در فاصله چند صد متری محل بمباران حضور داشتند اما جا نزدند و دوش‌به‌دوش مردم شجاع، با مشت‌های گره کرده و فریادهای الله‌اکبر به این حمله واکنش نشان دادند. ۵. در نظیر چنین مواردی، مسؤولان حکومتی در اغلب کشورها نگران‌اند که مردم جا نزنند. بالعکس مردم ایران در این روزها از شور و انگیزه بالایی برای مقاومت برخوردارند و اغلب نگران‌اند که مسؤولان جا نزنند. این عزم راسخ را در تظاهرات امروز تهران به عیان نشان دادند. ۶. مردم تهران ثابت کردند که حتی زیر بمباران، خیابان را رها نمی‌کنند. هیچ پیامی برای نیروهای مسلح، دلگرم‌کننده‌تر از این نیست که امروز مردم در عمل گفتند: "شما مرزها را نگه‌دارید، ما شهرها را نگه می‌داریم." ۷. عمّال امریکایی-صهیونی با بمباران ساختمانی در مسیر تظاهرات میلیونی مردم تهران، می‌خواستند آنها را بترسانند تا صحنه را خالی کنند و از ادامه راهپیمایی منصرف شوند و به خانه‌های‌شان پناه ببرند. اما ایستادگی مردم، جلوه تاریخی بی‌نظیری از شجاعت آفرید. اکنون معادله واژگون شد و این دشمنان هستند که در برابر اراده بی‌نظیر ملت شجاعی که حتی از بمباران هم نمی‌ترسند، در وحشت و هراس‌اند. 🔻ملتی که شهادت را افتخار می‌داند و تا پای جان در راه دین و میهن و آرمان خویش می‌ایستد، بی‌تردید شکست‌ناپذیر است. إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا @AzadName
🔹برای ایران ▫️نامه جمعی از استادان علوم انسانی کشور به دبیرکل سازمان ملل متحد را برای دفاع از ایران عزیز، امضا کردم. ▫️از شما سروران نیز برای امضای این نامه و قیام توأمان قدم و قلم در دفاع از میهن دعوت می‌کنم. "نجات در وطن است." متن و لینک امضای نامه: https://www.karzar.net/291543 @AzadName
🔸 یارِ هم باشیم... ▫️جمعه گذشته برنامه‌ای با عنوان "دین‌آزردگی و بی‌زبانی، مقدمه خشونت‌ورزی" در کافه جیم داشتم. ▫️از آنجا که طرح این موضوع را مناسب شرایط جنگی امروز نمی‌دانستم، پوستر آن را در کانال آزادنامه منتشر نکردم. ولی به احترام دعوت برگزارکنندگان، حضور یافتم. ▫️علاقه‌مندانی که اغلب شفاهی همدیگر را مطلع کرده بودند و اکثرشان را نمی‌شناختم، در این روزهای وانفسا چنان حضور گرمی داشتند که مرا شگفت‌زده کرد. ▫️انگار در این روزهای پرالتهاب جنگ، همه ما بیش از هر زمان دیگری به هم‌نشینی، همدلی، التیام‌بخشی، گفتن و شنیدن و کنار هم بودن نیاز داریم. ▫️شاید نبودن اینترنت و اغلب فضاهای مجازی، فرصتی باشد برای بازگشت به کتاب، نوشتن، دیدن و بودن با انسان‌ها در فضای حقیقی. بیا تا مونس هم، یار هم، غم‌خوار هم باشیم انیسِ جانِ غم‌فرسوده‌ی بیمارِ هم باشیم دوای هم، شفای هم، برای هم، فدای هم دل هم، جان هم، جانان هم، دلدار هم باشیم (فیض کاشانی) @jimslandcafe @AzadName
▪️شهید دکتر علی لاریجانی نه ۱ بار که ۴ بار ترور شد: ۱. سال ۱۳۷۸ وقتی رقیبان سیاسی شعار دادند: "چراغ لاریجانی، خاموش باید گردد." ترور شد. ۲. سال ۱۴۰۰ وقتی رد صلاحیت شد تا گزینه محبوب، بی‌رقیب بماند، ترور شد. ۳. سال ۱۴۰۳ وقتی رد صلاحیت شد تا گزینه مطلوب، حاصل شود، ترور شد. ۴. سال ۱۴۰۴ وقتی عملاً میدان‌دار کشور در شرایط جنگ بود، به دست ناپاک صهیونیست‌ها ترور شد. ▪️شهادت بر تو گوارا باد که همواره یار بودی نه بار؛ با تمام بی‌مهری‌ها، هیچ‌گاه به انقلاب و نظام و کشور پشت نکردی و در لحظه‌های سخت، در کنار مردم بودی و عقلانیت را در سپهر سیاست به تصویر کشیدی. ▪️مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ @AzadName
🔷 نهالستان (۱) ✍ علی‌رضا آزاد خلق همه یکسر نهالِ خدای‌اند هیچ نه برکن تو زین نهال و نه بشکن «ناصر خسرو» 🔹چه در زمان جنگ و چه بعد از آن، جامعه و نظام سیاسی برای بقای پایدار، نیاز به «نهالستان» دارند. اما نهال‌اندیشی چیست؟ 🔹 در اکوسیستم‌های ناپایدار مانند مزرعه و گل‌خانه، تنوعِ زیستی «تهدید» است. رشد هر گیاهی جز آنچه کاشته شده، مضر قلمداد شده و حذف می‌گردد تا یک‌دستیِ حداکثری حاصل شود. اما در اکوسیستم‌های پایدار مانند تالاب و جنگل، تنوعِ زیستی «ضامن بقا» است. حضور و هم‌کنشیِ گونه‌های مختلف، مفید قلمداد شده و پایداری اکوسیستم در گرو تنوعِ حداکثری است. از همین رو، مزرعه به کود و سم و علف‌کُش نیاز دارد اما جنگل بی‌نیاز از آنهاست. 🔹حکومت اسلامی باید باغبانِ جامعه و امانت‌دارِ نهالستانِ خدا باشد؛ نه آنکه هر درختان متفاوتی را ببُرد و به نیمکت و نردبان تبدیل کند. طیف‌های اجتماعی، گرایش‌های سیاسی، سلیقه‌های هنری، اندیشه‌های فلسفی و ایدئولوژی‌های دینی، هر کدام گونه‌ای از تنوع زیستی در اکوسیستم اجتماعی‌اند. در کنار هم قرار گرفتن همه این رنگ‌هاست که تصویر زیبا و فریبای جامعه را می‌سازد. 🔹یک‌دست، یک‌رنگ، یکسان و یک‌فکر کردنِ بیش از حد جامعه، این نهالستان را به مزرعه‌ای تبدیل می‌کند که برای بقا، دائماً محتاجِ مهندسیِ اصحابِ قدرت است. این مداخلات در بلندمدت، امکان‌های اجتماعی و توانِ درون‌زایِ جامعه را تضعیف می‌کند. 🔹در اکولوژی سیاسی، قدرتِ نظام‌های حکمرانی و اجتماعی و اعتقادی، مساوی با توان آنها برای فروکوفتن مخالف و یک‌دست‌سازی جامعه نیست. بلکه در میزان تحمل منتقدان و تبدیل‌شان به فرصت‌های نوظهور و امکان استفاده از تنوع فکری برای پایدارسازی سیستم‌ حکمرانی است. 🔻جنگ هم تهدید و هم فرصت نهال‌اندیشی است. اگر جنگ‌ها، برنده یا بازنده مطلق نداشته باشند، حین و پس از آن، حالت‌های زیر به وقوع می‌پیوندد: ▫️در زمان جنگ، بقای کشور یا حفظ نظام سیاسی، اولویت اول است. لذا حکومت‌ها از تمام ظرفیت‌های همگن و ناهمگن، به‌ویژه اگر از اعتبار اخلاقی یا حمایت جمعی برخوردار باشند، برای تقویت روحیه مقاومت در برابر دشمن مشترک، استفاده می‌کنند و نشان می‌دهند: «جنگ، جنگ همه‌ است.» ▫️در زمان جنگ، اختلافات داخلی موقتاً فراموش یا فریز می‌شوند و با تقویت هویتِ جمعی یا هر امر مشترک دیگری، همکاری عمومی در مقابل دشمن، افزایش می‌یابد. حکومت‌ها از حجم زیادی از مخالفان داخلی گفتمان‌های انتقادی، در راستای مبارزه با براندازان و دشمنان، بهره می‌گیرند و گاه نامحرمان دیروز به منابع اعتمادسازی امروز بدل می‌شوند و نگاه اکوسیستمانه و نهال‌اندیشانه تا حد زیادی به رسمیت شناخته شده یا لااقل تحمل می‌شود. ▫️از فردای جنگ، در حکمرانیِ توسعه‌یافته، «ما»ی جدیدی متولد می‌شود و ارزش‌ها در قالب‌های فراگیرتری تفسیر می‌شوند. خطوط قرمز فراخ و امکان هم‌پوشانیِ اجتماعی بیشتر می‌شود. حاکمیت و ساختار سیاسی به‌سوی تنوع‌بخشی و جذب حداکثریِ نهالستانِ جامعه حرکت می‌کند و برای استفاده از ظرفیت‌های اجتماعی برای بازسازی، انعطاف بیشتری نشان می‌دهد و الگوهای پویا جایگزین نگاه‌های ایستا می‌گردد. ▫️از فردای جنگ، در حکمرانیِ توسعه‌نیافته، بجای بازسازی کشور، حفظ هویت سیاسی دوباره اولویت می‌یابد؛ خطوط قرمز تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شوند؛ مزرعه‌وار کردنِ جامعه آغاز می‌گردد؛ ساختارهای رسمی قدرت، برای کنترل حداکثری، شروع به علف‌کُشی و یک‌دست‌سازی مزرعه می‌کند تا به محصول مدنظر خود برسند؛ منتقدانی که در زمان جنگ، دوش‌به‌دوش حاکمیت در برابر دشمنان مشترک ایستاده بودند، دشمن و تهدید بالقوه قلمداد شده و از نهالستان جامعه حذف می‌گردند. 🔹همه این منتقدان، سرنوشت یکسانی ندارند. کسانی که هدف‌شان سهیم شدن در قدرت، یا حصول نتیجه در کوتاه‌مدت بود، پا پس می‌کشند. اما منتقدانی که نقشی فراتر از سهم‌بری در قدرت دارند و به آرمان‌های بلند دینی یا ملی یا اجتماعی‌ می‌اندیشند، علی‌رغم ناسپاسی‌ها، طردها و انحصارگرایی‌های پس از جنگ، همچنان به تلاش خود ادامه می‌دهند. زیرا می‌دانند تنوع‌بخشی به اکوسیستم سیاسی و اجتماعی، ضامن تحقق و بقای پایدار آرمان‌های اصیل‌شان است. 🔹 تجربه نشان داده که متأسفانه بعد از جنگ، اغلب کشورها جامعه را تبدیل به مزرعه می‌کنند و نه نهالستان. «پس، چه باید کرد؟» 🔹 جنگ با تمام ویرانی‌ها و رنج‌ها می‌تواند فرصت تازه‌ای برای بازطراحی مناسبات دولت-ملت باشد تا اتحاد و انسجامی را که در خلال جنگ حاصل می‌شود، در فردای جنگ نیز ادامه یابد و با وجود تمام تفاوت‌ها و اختلاف‌ها بدانیم: «حضور من، ضامنِ بقای تو، و حضور تو، ضامنِ بقای من است.» 🔹در قسمت‌های بعدی درباره روش‌ها و تجربه‌های نهالستانی و مزرعه‌واری در سایر کشورها و متناسب‌سازی آن با شرایط جنگی امروز ایران و فردای پس از آن، سخن خواهیم گفت. ادامه دارد... @AzadName
به پیشنهاد دوستان، نام سلسله نوشتار اخیر که تا ۸ شماره ادامه خواهد داشت، از اکوسیستمانه به نهالستان تغییر کرد.
🔷 نهالستان (۲) ✍ علی‌رضا آزاد خلق، همه یکسر نهالِ خدای‌اند هیچ، نه برکن تو زین نهال و نه بشکن «ناصر خسرو» 🔹در قسمت اول گفتیم که نهال‌اندیشی، امتدادِ اتحاد و انسجام ملیِ روزهای جنگ در فردای پس از جنگ است؛ مدیریت هوشمند تنوعِ هم‌راستا، بجای یک‌دست‌سازی و مزرعه‌سازی جامعه است. این رویکرد در نقطه مقابلِ چیزی است که در جامعه‌شناسی سیاسی «استفاده سیستماتیک از منتقدان در زمان بحران» نامیده می‌شود. نهال‌اندیشی، باور عملی به این شعار است: «حضور من، ضامنِ بقای تو، و حضور تو، ضامنِ بقای من است.» 🔹در این قسمت، چند نمونه تاریخی از تجربه مزرعه‌وارسازی بجای نهال‌اندیشی را در برخی کشورها مرور می‌کنیم: 🔹شوروی: ▫️شوروی طی جنگ جهانی دوم تجربه مشابهی داشت. برخی جریان‌های داخلی، آلمانِ نازی را ناجی خود می‌دانستند و با حمله به کشورشان همسو بودند. اما پس از آغاز جنگ و مشاهده جنایت‌های ارتش آلمان، اغلب پشیمان شدند. ▫️رژیم استالینی در برهه‌ای از جنگ، وادار شد تا در راستای تقویت جبهه میهنی، حتی از ظرفیت‌های اجتماعیِ منتقدان میهن‌پرست داخلی، بهره بگیرد و تا حدی آزادی اجتماعی بدهد. به این ترتیب، اجازه فعالیت‌های محدود مذهبی و مجوز بازگشایی برخی کلیساها صادر شد و برخی از آثار شاستین و برگسون اجازه انتشار یافت. ▫️اما این تغییر، موقت و متأثر از شرایط جنگی بود و تبدیل به سیاستی برای اصلاح ساختاری نشد. لذا پس از پیروزی و ورود ارتش سرخ به برلین، بازگشت به سیاست مزرعه بجای نهالستان، از سر گرفته شد. کمیته‌های امنیت ایژفسکی و کاسین، به سراغ تک‌تک نویسندگان و دانشگاهیانی که تا دیروز در کنار استالین در برابر آلمان نازی ایستادگی کرده و جبهه میهنی را تقویت نموده و چند صباحی رفیق نامیده شده بودند، رفتند. «زمستان سیاسی» (۱۹۴۶–۱۹۵۳) شروع شد و منتقدانِ ملی‌گرایی مثل زوکوفسکایا به شدت سرکوب شدند. ▫️این سیاست چهار دهه ادامه یافت. در آستانه سقوط شوروی، دیگر برای نهال‌اندیشی و اکوسیستمانه‌اندیشی گورباچف در قالب گلاسنوست و پرسترویکا، دیر شده بود و کشوری که توانسته بود در برابر آلمان و آمریکا بایستد، از درون فروپاشید. ▫️شوروی این امکان را داشت که همگرایی روزهای جنگ را در فردای پس از جنگ، ادامه دهد و نهالستانه بیاندیشد و با جذب حداکثریِ منتقدان میهن‌پرستِ ضد غرب در دل ساختاری منعطف، بقای نظام سیاسی‌اش را تضمین کند اما ترجیح داد که مزرعه‌وارانه بماند و به علف‌کشی دائمی جامعه بپردازد و به تدریج از درون بفرساید و فرو بپاشد. 🔹ویتنام: ▫️ویتنام نمونه دیگری از مزرعه‌وار کردن جامعه است. پس از پایان جنگ و خروج آمریکا و سقوط سایگون، ویتنام شمالی و جنوبی متحد شدند اما نظام سیاسی به‌جای نهال‌اندیشی، بلافاصله به سراغ مزرعه‌وارسازی جامعه رفت. بازآموزیِ اجباریِ میلیون‌ها نفر و سرکوبِ گسترده کارگران، تاجران و دانشگاهیانِ غیرسوسیالیستی آغاز و شبکه‌های اجتماعیِ مذهبی و اقتصادی و مدنی تعطیل شد. ▫️چیزی نگذشت که اقتصاد کشور فروپاشید، مهاجرتِ گسترده بوتی‌ها آغاز شد، و ویتنام یک دهه عملاً به کُما رفت و صرفاً بعد از ۱۹۸۶ بود که با اعمال سیاست دوجانبه‌گرایی و آزادسازی ظرفیت‌های اجتماعی به سمت نهالستان حرکت کرد و نجات یافت. 🔹تجربه شوروی و ویتنام نشان داد که حتی پیروزی نظامی، بدون نهال‌اندیشی نمی‌تواند ضامن بقای پایدار کشور و نظام سیاسی باشد. 🔹نهالستان نه یک آرمان، بلکه یک استراتژیِ بقا است. چه در طبیعت و چه در سیاست: «حضور من، ضامنِ بقای تو، و حضور تو، ضامنِ بقای من است.» 🔹در قسمت‌های بعد درباره روش‌ها و تجربه‌های مثبت برخی کشورها از نهالستان‌اندیشی و متناسب‌سازی آن با شرایط جنگی امروز ایران سخن خواهیم گفت. ادامه دارد... @AzadName
🔷 نهالستان (۳) ✍ علی‌رضا آزاد خلق همه یکسر نهالِ خدای‌اند هیچ نه برکن تو زین نهال و نه بشکن «ناصر خسرو» 🔹در قسمت‌های قبل، رویکرد نهال‌بانی را به‌عنوان مدیریت هوشمندِ تنوعِ هم‌راستا، در برابر رویکرد یک‌دست‌سازی و مزرعه‌وارسازی جامعه تعریف کردیم؛ تا راهی بیابیم که اتحاد و انسجامِ ملیِ طیف‌های اجتماعی، در فردای پس از جنگ نیز امتداد یابد. شوروی و ویتنام را به عنوان نمونه‌های منفی تاریخی از مزرعه‌وارسازی جامعه مثال زدیم که در شرایط جنگی از منتقدان میهن‌پرست داخلی استفاده کردند اما از فردای جنگ آنان را کنار زدند و ساختارِ متصلب را برگزیدند و در نهایت به فروپاشی رسیدند. 🔹اکنون کشورهایی را مرور می‌کنیم که تا حدی جامعه را نهالستان دیدند و توانستند جنگ را به فرصتی برای بازآرایی مناسبات دولت-ملت تبدیل کنند: 🔹کره جنوبی: ▫️پس از جنگ دو کره، ابتدا منتقدان و روشنفکران تهدید شمرده شدند. اما برخلاف کره شمالی، در کره جنوبیِ دهه‌ ۱۹۸۰، با فشار جنبش‌های دانشجویی، مدنی و نخبگان، کمیته‌هایی برای گفتگوی ملی تأسیس شد. با مشارکت منتقدان ملی‌گرا، سیاست‌های بازسازی اجتماعی طراحی گشت. نهایتاً در ۱۹۸۷ انتخابات آزاد برگزار شد و کره‌جنوبی در پرتو پذیرش تکثر، به مرور به‌سوی حکمرانی پایدار حرکت کرد. 🔹سوئد: ▫️سوئد در عین بی‌طرفی در جنگ جهانی دوم، تحت فشار فزاینده رژیم‌های نازی آلمان و کمونیستی شوروی بود و جریان‌های انتقادی زیادی در آن وجود داشتند. اما این کشور بجای حذف آنها، یا غلتیدن به دامن شوروی یا آلمان، با مشارکت دادن نهادهای مشورتی، دانشگاه‌ها، انجمن‌ها، متفکران، شاعران، روزنامه‌نگاران و نویسندگان منتقد مانند مگنوسون و گونار ویکبرن و... در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی و محیط زیست و... توانست از این گردنه بگذرد و الگوی موفقی از رویکرد نهال‌اندیشی را به جهان ارائه نماید. 🔹آفریقای جنوبی: 🔹پس از سقوط آپارتاید که ۴۶ سال بر اساس سیاست «یک‌دست‌سازی» بر آفریقای جنوبی حکومت کرد، کمیته‌ حقیقت و مصالحه (TRC) با محوریت دزموند توتو تشکیل شد. این کمیته متشکل از نهادهای مذهبی، مبارزان گذشته مثل ماندلا، منتقدانی مثل ویلسون و فعالان حقوق بشری مثل ریگز بود و وظیفه داشت که به‌جای سرکوب، تجربه‌ مبارزه را به سیاست سازنده تبدیل کند و «عدالتِ ترمیمی» را جایگزین «عدالتِ کیفری» نماید. با رویکرد نهالستانی، تکثر سیاسی به رسمیت شناخته شد. هرچند که چالش‌های اقتصادی و اجتماعی تا حدی باقی ماندند اما از فروپاشی سیاسی کشور جلوگیری شد. 🔹آلمان: ▫️آلمان پس از جنگ جهانی دوم و سقوط نازی‌ها، کار سختی در پیش داشت و دیوار برلین، نماد دوپاره‌سازی کشور بود. ▫️آنچه آلمان غربی را نجات داد، در پیش گرفتنِ سیاستِ «پاک‌سازی» بجای «سرکوب» بود. مسؤولان کلیدی نازی و افسران گشتاپو کنار گذاشته شدند اما کسی مثل لوبکه و کارستنس و شیل که سابقه عضویت در حزب نازی داشتند یا به‌عنوان پیمانکار، خلبان، توپ‌‌چی، حقوق‌دان، سابقه خدمت به نازی‌ها در زمان جنگ در پرونده‌شان بود، پس از سرنگونی نازی‌ها بجای آنکه حذف شوند، توسط سیستم جدید جذب شد و حتی اندکی بعد، هر سه نفر حتی رئیس‌جمهور آلمان غربی شدند. ▫️دانشمندان، استادان، مهندسان و معلمانی که تحت فشار نازی ناچار به همکاری با آنها شده بودند، در قالب منابعِ انسانیِ بازیافت‌پذیر، به کار برگشتند و طی کمتر از ۴ سال، اکوسیستم سیاسی چندحزبی، جان گرفت و جمهوری فدرال آلمان تشکیل گردید و تهدیدِ تسویه حداکثری به فرصتِ جذب حداکثری بدل شد و بقای پایدارِ نظام حکمرانی جدید، تضمین گشت. ▫️اما آلمان شرقی برعکس بجای نهالستان‌سازی، به مزرعه‌وارسازی و علف‌کُشی دائمی جامعه روی آورد و پس از سقوط نازی، تمام مخالفان و متفاوتان خود را قلع و قمع نمود. نتیجه آن شد که در نهایت، دیوار برلین در ۱۹۸۹ فروریخت و آلمان شرقی شکست خورد. ▫️آلمان متحد با عبرت از این عاقبت، نهال‌اندیشی را بجای مزرعه‌سازی در پیش گرفت. تنوع‌بخشی به زیست اجتماعی را بجای فروکوفتن مخالفان سیاسی برگزید تا بتواند راه توسعه را هموار کند؛ تا حدی که آنجلا مرکل که تربیت‌یافته آلمان شرقی بود، بجای آنکه تنگ‌نظرانه از صحنه سیاسی حذف شود، صدراعظم آلمان متحد و قدرتمندترین زن سیاستمدار جهان شد. 🔹کشورهای مانند کره جنوبی، سوئد، آفریقای جنوبی و آلمان، برخلاف کشورهایی مانند شوروی و ویتنام، رویکرد نهالستانی را نه یک تاکتیک موقت برای زمان جنگ بلکه به‌مثابه استراتژیِ بقا برای فردای جنگ، برگزیدند و موفق هم شدند زیرا باور داشتند: «حضور من، ضامنِ بقای تو، و حضور تو، ضامنِ بقای من است.» 🔹در این سه قسمت، سیاستِ نهال‌بانی را در برابر سیاست مزرعه‌‌سازی تعریف کردیم و از تجربه‌های مثبت و منفی آن در کشورهای گوناگون گفتیم. در قسمت‌های بعدی درباره متناسب‌سازی این رویکرد با شرایط جنگی امروز ایران، سخن خواهیم گفت. ادامه دارد... @AzadName