🚩 این فراز از پیام رهبر انقلاب، معناهایی را در خود پنهان کرده است:
. دشمن، قصاص را متوقف بر حیات رهبر سوم میپندارد.
. زیرا اولاً، هیچیک از سران نظام جز رهبری، بر قصاص قطعی قاتلان (نه کلیگوییهایی دربارۀ انتقام) موضع دقیقی نداشته است.
. ثانیاً، هیچیک از سران سیاسی نظام، در برابر تهدیدهای مکرّر رهبر انقلاب توسط دشمن، روایت متقابلِ محکم و بازدارنده نداشتهاند.
. آنچه تاکنون دیدیم، کلیگوییهایی رقیق و فاقد غیرت دینی و حتی غیرت سیاسی بوده که قدرت بازدارندگی و امنیتآفرینی در عرصه دیپلماسی ندارد.
. به واکنش ترامپ به فراگیر شدن روایت قصاص و ترورش بنگرید! که ایران را به شلیک قطعیِ هزاران موشک، تهدید کرده است.
. اگر نظام سیاسی در برابر تهدید رهبر انقلاب، روایت «خشونت مقدس» و موضع قاطعی برای تأمین امنیت حضرتشان، اتخاذ نکند، به طور طبیعی و تجربی، دشمن احساس خطر نخواهد کرد و تهدید خود را در عمل اجرا میکند.
▪️و بهطور ویژه: قصاص، دستور صریح امام انقلاب و مطالبۀ جامعه ایران است. یعنی مشروعیت و مقبولیت را توأمان دارد. قصاص، با مذاکرۀ با طرف قصاص، منطق و مبنا و عقلانیت ندارد. قصاص، آشکارا یعنی تعطیلی کامل هرگونه مذاکره و مردود بودن امید به گفتگو با قاتلان امام شهید است.
#قصاص
#انتقام
#سازش
@AzadeMahmoudian
🔻شکاف در سپر امنیت ملی؛
غفلت از مجاری کودتا، در دوران جنگ تمامعیار
آزاده محمودیان
۱. مسیری که این روزها در مواجهه با فضای مجازی و بهویژه سکوهای بدسابقه، طی میشود بسیار تأملبرانگیز است. در دل جنگی تمامعیار هستیم و هر روز نقاط متعدّدی از کشور مورد تعدّی دشمن واقع میشود؛ همین چند روز پیش چند بانک اصلی با حملات سایبری زمینگیر شدند؛ دشمن پیوسته از فعالشدن عُمال خود و نیروهای تجزیهطلب در داخل خاک ما سخن میگوید. در روزهای اخیر سلبریتیها در اینستاگرام و تلگرام آشکارا حملۀ خود به امنیت و روان جامعه را از سر گرفتهاند و...؛ مثل همیشه نظامِ تصمیمگیری برای فضای مجازی، منتظر و منفعل نشسته تا بعد از ضربهای مهلک، اقدامات امنیتی خود را آغاز کند!
۲. بعد از کودتای ۱۸ و ۱۹ دیماه، پژوهشهای میدانی نشان داد که بیش از هشتاددرصد از افرادی که به نحوی درگیر این فتنۀ خسارتبار شده بودهاند، از طریق سکوهای صهیونی، بهویژه اینستاگرام، وارد آتش فتنه شدهاند. اینستاگرام برای این افراد، یا ایجاد انگیزه کرده، و حس خشم و سرخوردگی را به میزان بالایی، تا سرحد کنشگری، تحریک کرده، یا آموزش جنگِ خیابانی داده، یا محل امنِ شبکهسازیشان شده، یا راهنمای فاز عملیات و اجرا شده و یا... .
۳. یک نکتۀ بسیار قابلتأمل در این ماجرا، تعداد بالای نوجوانانی است که از طریق اینستاگرام درگیر این فتنه شده بودند. در گفتگو با برخی از آنان که دانشآموز بودند، متوجه شدم که حتی ابتداییترین آگاهی را درباره شعاری که دادهاند یا خطرهای احتمالی حضورشان در آشوبها نداشتهاند؛ بودهاند! چون فلانسلبریتی در اینستاگرام، یکی دوهفتهای برای این اقدامات تبلیغ میکرده! به همین سادگی، برخی از آنان دچار آسیبهای جبرانناپذیری شدهاند که اثرش تا پایان عمرشان خواهد ماند. بهطور کلی، پایین بودن سن و سطح تحصیلاتِ دستگیرشدگان در شورشهای دیماه خبر از موجسواری سکوی اینستاگرام و تلگرام بر جهالت و بیخبری مخاطب میدهد.
۴. پس از چنین واقعۀ مهیبِ امنیتی، بهطور طبیعی دستگاههای مرتبط میبایست به این پرسش اساسی پاسخ میدادند که زمینۀ این موجسواری چگونه و توسط چه کسانی فراهم شده و «مجاری مصرف رسانهای» در ایران چطور چنین ناامن و مسموم شده است؛ و از پسِ پاسخ به این پرسش، میبایست تغییراتی جدّی و محسوس و فوری در مدیریت و حکمرانی فضای مجازی اعمال میگردید. اما هیچ اقدام بازدارندهای برای وقوع آشوبهای بعدی انجام نشد، و حتی پیشبینی علمی و تخصصیای از احتمال زمینهساز بودن این سکوها در وقایع امنیتی آتی به عمل نیامد.
۵. در حالیکه در بسیاری از کشورها، که هدف هجوم دشمن نیستند، قوانین سختگیرانهای در مصرف اینستاگرام و تلگرام وجود دارد، مسئولان ایرانی در نظام حکمرانی بر فضای مجازی، نهتنها هیچ دغدغهای برای ایجاد امنیت برای جامعه مصرفکننده رسانهای ندارند، بلکه دانسته یا نادانسته، اقداماتی کردهاند که ناایمنتر شدن این عرصۀ مهلک را در پی داشته و تا امروز خسارات متعدّدی را به کشور وارد کرده است. باز شدن اینترنت بینالملل (بخوانید آمریکایی) آنهم طی یک مسیر فراقانونی، در اولین آثار خود حملات سایبری به چند بانک و معطل شدن چند روزۀ زندگی مردم را در پی داشت. و اکنون با شدت گرفتن حملات دشمن، میتواند بستر وقوع فجایعی تلختر از گذشته باشد.
۶. همراهی و انسجام ملت در برابر دشمن، اصلیترین علت پیروزی ایران در جنگ چهلروزه بود. از مهمترین عوامل این همراهی، انسداد مجاری تأثیرگذاری و سیاهنمایی رسانههای معاند بود که ایمنی نسبی در مقابل تبلیغات دشمن آمریکاییصهیونی آفرید. اکنون به موازات زبانهکشیدن آتش جنگ، ضروری است که امکان نفوذ این سکوها، بهویژه اینستاگرام که راهبر اصلی در فتنۀ دیماه بود، هرچه سریعتر از بین برداشته شود.
@AzadeMahmoudian
📌اظهارات اخیر محمد خاتمی، یکی از سران فتنه، پیرامون جنگ را نباید ساده انگاشت و همچون اظهارنظر یک سیاستمدار ورشکسته معنا کرد.
تاریخ سه دهه اخیر نشان میدهد که همواره، او و برخی دیگر از چهرههای لیبرال، دانهای را در خاکِ عالم سیاست و اذهان مردم میکارند، و پس از مدت کوتاهی، شجرۀ خبیثهای از آن سربر میآورد؛ و حاصل آن زهر جانسوزی میشود که به کام ملت و نظام مقدس ما فرومیریزد.
متأسفانه با وجود چنین تجربۀ تلخ مکرری، کمتر نخبگان جبهه انقلاب واکنش عالمانه و به موقعی نسبت به این اظهارات داشتهاند.
در این موضوع، دو موضعگیری عالمانه، شجاعانه، مستدل و مبتنی بر عقلانیت و استنادات تاریخی، در برنامه سوره از شبکه چهار، انجام شد.
این دو برنامه، با بیانی دانشی و روان پشتپردۀ فریب زنجیرهوارِ لیبرالهای ایرانی را طی چند دهۀ اخیر، آشکار میکند.
برنامه اول: استاد رجبی دوانی، ۲۷ تیر
https://telewebion.ir/episode/0x16c87c28
برنامه دوم: دکتر مهدی جمشیدی، ۲۹ تیر
https://telewebion.ir/episode/0x16c8e350
@AzadeMahmoudian
هدایت شده از پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
تصویر مقاومت و صناعت روایت؛ دوگانههای مقاومتسوز
🔹 به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، آزاده محمودیان پژوهشگر فرهنگ و رسانه در یادداشتی نوشت: گفتمان سازش طی بیش از سه دهه، با تمرکز بر فتح ذهنها و دستکاری افکار عمومی، کوشیده است از طریق روایتپردازی و ساخت دوگانههای کاذب، گفتمان مقاومت را تضعیف کند. نویسنده با تشریح سازوکارهای این جریان، از نقش نخبگان، رسانهها و سکوهای مجازی در بازتولید روایتهای «مقاومتسوز» سخن میگوید و معتقد است شکستن این دوگانهها و پیوند دادن مقاومت با امنیت پایدار، نیازمند یک جریان منسجم روایتی و رسانهای است.
در ادامه، متن کامل این یادداشت را میخوانید:
https://irseri.ac.ir/s/358
🏢 پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
📲 @irseri_ir
💻 آدرس تارنمای اینترنتی
🌐 www.irseri.ac.ir
هدایت شده از پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
📚 سلسله نشستهای علمی
«کاربست مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب در تقویت گفتمان مقاومت»
🎙 نشست اول:
«رسانه و تبدیل حماسه تشییع به گفتمان مقاومت»
👤 سخنرانان:
🎓 دکتر رضا نقیبالسادات، هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
🎓 دکتر شهاب اسفندیاری، رئیس دانشگاه صدا و سیما
🎓 دکتر آزادهزینب محمودیان، پژوهشگر فرهنگ و رسانه
🖋 دبیر علمی:
🎓 دکتر محمدحسین ضمیریان
📅 زمان و مکان:
چهارشنبه، ۳۱ تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۰، پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
🏢 پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
📲 @irseri_ir
💻 آدرس تارنمای اینترنتی
🌐 www.irseri.ac.ir
هدایت شده از پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
گزارش تصویری نخستین نشست از سلسله نشستهای علمی «رسانه و تبدیل حماسه تشییع به گفتمان مقاومت»
🔹 به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، نخستین نشست از سلسله نشستهای علمی «کاربست مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب در تقویت گفتمان مقاومت» با رویکرد ارتباطات و رسانه و با عنوان «رسانه و تبدیل حماسه تشییع به گفتمان مقاومت»، در پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی با حضور دکتر رضا نقیبالسادات، دکتر شهاب اسفندیاری و دکتر آزادهزینب محمودیان برگزار شد.
در ادامه گزارش تصویری این نشست را ببینید:
https://irseri.ac.ir/s/363
🏢 پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
📲 @irseri_ir
💻 آدرس تارنمای اینترنتی
🌐 www.irseri.ac.ir
🔻منازعۀ لیبرالهای ایرانی و رسانه ملی؛
فشردن گلوی مخالف
آزاده محمودیان
مشکل لیبرالهای ایرانی، که در کسوت اصلاحطلبی وارد قدرت شدهاند، با رسانه ملی، نه یک اختلافنظر سلیقهای بر سر وقایع مختلف، بلکه یک منازعۀ هویتی است. ابتدا بگویم که در این چند خط، منظور از صداوسیما، یک کلیت منسجم و مدیریت یکدست نیست. چون رویکردهای مدیریتی در این سازمان، چند لایه است و در کنشگری، بسته به خوی و منش مدیران، تنوع وجود دارد. پس مقصود، بخشی از بدنۀ رسانه ملی است که در تولید محتوای منطبق با منویات انقلاب، اهل تسامح نیست. این بخش در اتصال کامل به مردم کف خیابان، با استفاده از زبدگان اهل دانش، چنان دقیق و علمی و بیلکنت است که چهبسا با برخی بخشهای دیگر از همین سازمان، تضاد عملی داشته باشد. اما این خط مدیریتی در رسانه ملی، در کدام نقاط با لیبرالهای قدرتنشین، اصطکاک پیدا کرده که آنان را اینطور برافروخته؟! چند نکته در این باره:
۱. اصلاحطلبان دیکتاتور/ رسانۀ جمهور:
در مقابل اصلاحطلبان اصیل، نباید کاری کنید که دستور بدهند از سالن بیرونتان بکنند! در بین تمام احزاب و رویکردهای سیاسی، خوی دیکتاتوری در لیبرالهای ایرانی پرسابقه و پرحجم است. برجستهترین شعارشان آزادی عقیده است اما آزادی دیگریهای خود را تنها در چارچوب حصاری که تحت عناوین مختلف چیدهاند، میپذیرند و امروز این حصار «وفاق» است. در مقابل، رسانه ملی در کنار بخش عمدۀ تولیدات خود در خط وفاق مورد پسند آقایان، تلاش میکند در گوشههایی هرچند محدود تکثرهای واقعی افکار مردم را نمایندگی کند. کف خیابان نشان داده در مقابل مذاکره با دشمن، موضعی بهشدت سلبی و مخالف دارد. بازنمایی موضع مردم از جانب رسانه ملی، خشم لیبرالها را برافروخت، تا جاییکه زبان به تهدید باز کردند.
۲. اصلاحطلبی سکولار/ رسانه دینی
تفکیک مردم به دو دسته دیندار و سکولار و پردازش این شکاف تخیلی، از اهداف اولیه لیبرالهای ایرانی بود. وجه آکادمیک و پژوهشی برایش ساختند و نظرسنجیهای طویل برایش پرداختند و بوقچیهایشان در دانشگاهها در شیپور آن دمیدند؛ تا جاییکه حتی اکثریت را به سکولارها بخشیدند و آمار ۶۰-۷۰ درصد مردم غیردینی را از ناکجا آوردند و به افکار عمومی تحمیل کردند. از دل این شکاف، وجود شکافِ میان مردم و حکومت را نتیجه گرفتند و سرمایه اجتماعی نظام را در کمترین حد ممکن تخمین زدند. روایتهای مستندِ رسانه ملی از حمایتهای گسترده مردمی در جنگ دوازدهروزه و پس از آن، پرده از این دروغپردازیها و سیاهنماییهای چندساله برداشت و سستی نظریات نظریهپردازان و جامعهشناسان مترجمصفتِ این طیف فکری را برملا کرد. پس باید رسانه متهم میشد. اما به چه؟ به غلبۀ بازنمایی وجه دینی نسبت به وجه ملی! «دفاع میهنی» را علم کردند و رسانه را به سانسور گرایشهای ملی متهم. یا جامعهناشناسی خود را فهم نکردهاند، یا تعمّدی در دیدن انطباق عیانِ میان ملّیت و دین در ایران دارند.
۳. اباحهگری/انقلابیگری
دال مرکزی تفکر اصلاحطلبی همواره این بوده که مشروعیت سیاسی نظام، به مردم است نه به دین. مردم هم، همانطور که در بند قبل آمد، اکثریت در بند دین و شریعت نیستند؛ حکومت هم موظف نیست مردم را به زور به بهشت ببرد، بلکه باید تابع اکثریت باشد تا مشروعیت سیاسیاش از بین نرود. پس، رسانه ملی نباید از بازنمایی مظاهر این عرفیگرایی اجتناب کند، حتی اگر با روح انقلاب اسلامی در تضاد باشد. رسانه ملی اما، با فهم اینکه بخشی از جامعه دچار دستکاری روانی شدهاند و «چالشهای تحمیلی»، موجب تغییر ظاهر و سبک زندگی آنان گردیده، هوشمندانه از عادیسازی این انحرافات اجتناب کرده است؛ وفادار به این غایت انقلابی که خود حکومت قرار نیست زمینۀ به جهنم رفتن مردمش را فراهم آورد. و اینگونه محاسبات لیبرالها را که برای تحمیل این چالشها به جامعۀ ایرانی زحمات گستردهای کشیده بودند، بهم زد.
۴. تخدیر رسانهای/ تفکر انتقادی
لیبرالهای ایرانی، تفکر انتقادی را تا وقتی در مقابل دیگری آنها باشد تأیید و تجویز میکنند. یعنی تمام ارزشهای انقلاب اسلامی قابل نقد است؛ اما تفکر پرخطای خودشان که بارها بهطور جبرانناپذیری، امنیت و حتی شرافت ایرانی را به مخاطرۀجدی انداخته قابل نقد نیست. مقابله با موج دستکاری ذهنی در رسانههای انبوهِ اصلاحطلبی که حاصلش تخدیر ذهن مخاطب بوده، از دیگر اقدامات خشمبرانگیز رسانه ملی برای این جماعت است. اگرچه در خیل برنامههای رسانه ملی، تعداد معدودی آنهم با محدودیتهای فراوان چنین توانی داشتند، اما اثر ایشان وسیع و پرنفوذ است. در مسئله مذاکره با آمریکا چند برنامه محدود، اما حرفهای، اساس خیالپردازی اصلاحطلبان را منهدم و افتراق آنان با نظر رهبر شهید را برملا کردند. آنان نیز پخش بیانات رهبر شهید و بردن نام مذاکره توسط متخصصان در رسانه را ممنوع کردند.
@AzadeMahmoudian