🔻منازعۀ لیبرالهای ایرانی و رسانه ملی؛
فشردن گلوی مخالف
آزاده محمودیان
مشکل لیبرالهای ایرانی، که در کسوت اصلاحطلبی وارد قدرت شدهاند، با رسانه ملی، نه یک اختلافنظر سلیقهای بر سر وقایع مختلف، بلکه یک منازعۀ هویتی است. ابتدا بگویم که در این چند خط، منظور از صداوسیما، یک کلیت منسجم و مدیریت یکدست نیست. چون رویکردهای مدیریتی در این سازمان، چند لایه است و در کنشگری، بسته به خوی و منش مدیران، تنوع وجود دارد. پس مقصود، بخشی از بدنۀ رسانه ملی است که در تولید محتوای منطبق با منویات انقلاب، اهل تسامح نیست. این بخش در اتصال کامل به مردم کف خیابان، با استفاده از زبدگان اهل دانش، چنان دقیق و علمی و بیلکنت است که چهبسا با برخی بخشهای دیگر از همین سازمان، تضاد عملی داشته باشد. اما این خط مدیریتی در رسانه ملی، در کدام نقاط با لیبرالهای قدرتنشین، اصطکاک پیدا کرده که آنان را اینطور برافروخته؟! چند نکته در این باره:
۱. اصلاحطلبان دیکتاتور/ رسانۀ جمهور:
در مقابل اصلاحطلبان اصیل، نباید کاری کنید که دستور بدهند از سالن بیرونتان بکنند! در بین تمام احزاب و رویکردهای سیاسی، خوی دیکتاتوری در لیبرالهای ایرانی پرسابقه و پرحجم است. برجستهترین شعارشان آزادی عقیده است اما آزادی دیگریهای خود را تنها در چارچوب حصاری که تحت عناوین مختلف چیدهاند، میپذیرند و امروز این حصار «وفاق» است. در مقابل، رسانه ملی در کنار بخش عمدۀ تولیدات خود در خط وفاق مورد پسند آقایان، تلاش میکند در گوشههایی هرچند محدود تکثرهای واقعی افکار مردم را نمایندگی کند. کف خیابان نشان داده در مقابل مذاکره با دشمن، موضعی بهشدت سلبی و مخالف دارد. بازنمایی موضع مردم از جانب رسانه ملی، خشم لیبرالها را برافروخت، تا جاییکه زبان به تهدید باز کردند.
۲. اصلاحطلبی سکولار/ رسانه دینی
تفکیک مردم به دو دسته دیندار و سکولار و پردازش این شکاف تخیلی، از اهداف اولیه لیبرالهای ایرانی بود. وجه آکادمیک و پژوهشی برایش ساختند و نظرسنجیهای طویل برایش پرداختند و بوقچیهایشان در دانشگاهها در شیپور آن دمیدند؛ تا جاییکه حتی اکثریت را به سکولارها بخشیدند و آمار ۶۰-۷۰ درصد مردم غیردینی را از ناکجا آوردند و به افکار عمومی تحمیل کردند. از دل این شکاف، وجود شکافِ میان مردم و حکومت را نتیجه گرفتند و سرمایه اجتماعی نظام را در کمترین حد ممکن تخمین زدند. روایتهای مستندِ رسانه ملی از حمایتهای گسترده مردمی در جنگ دوازدهروزه و پس از آن، پرده از این دروغپردازیها و سیاهنماییهای چندساله برداشت و سستی نظریات نظریهپردازان و جامعهشناسان مترجمصفتِ این طیف فکری را برملا کرد. پس باید رسانه متهم میشد. اما به چه؟ به غلبۀ بازنمایی وجه دینی نسبت به وجه ملی! «دفاع میهنی» را علم کردند و رسانه را به سانسور گرایشهای ملی متهم. یا جامعهناشناسی خود را فهم نکردهاند، یا تعمّدی در دیدن انطباق عیانِ میان ملّیت و دین در ایران دارند.
۳. اباحهگری/انقلابیگری
دال مرکزی تفکر اصلاحطلبی همواره این بوده که مشروعیت سیاسی نظام، به مردم است نه به دین. مردم هم، همانطور که در بند قبل آمد، اکثریت در بند دین و شریعت نیستند؛ حکومت هم موظف نیست مردم را به زور به بهشت ببرد، بلکه باید تابع اکثریت باشد تا مشروعیت سیاسیاش از بین نرود. پس، رسانه ملی نباید از بازنمایی مظاهر این عرفیگرایی اجتناب کند، حتی اگر با روح انقلاب اسلامی در تضاد باشد. رسانه ملی اما، با فهم اینکه بخشی از جامعه دچار دستکاری روانی شدهاند و «چالشهای تحمیلی»، موجب تغییر ظاهر و سبک زندگی آنان گردیده، هوشمندانه از عادیسازی این انحرافات اجتناب کرده است؛ وفادار به این غایت انقلابی که خود حکومت قرار نیست زمینۀ به جهنم رفتن مردمش را فراهم آورد. و اینگونه محاسبات لیبرالها را که برای تحمیل این چالشها به جامعۀ ایرانی زحمات گستردهای کشیده بودند، بهم زد.
۴. تخدیر رسانهای/ تفکر انتقادی
لیبرالهای ایرانی، تفکر انتقادی را تا وقتی در مقابل دیگری آنها باشد تأیید و تجویز میکنند. یعنی تمام ارزشهای انقلاب اسلامی قابل نقد است؛ اما تفکر پرخطای خودشان که بارها بهطور جبرانناپذیری، امنیت و حتی شرافت ایرانی را به مخاطرۀجدی انداخته قابل نقد نیست. مقابله با موج دستکاری ذهنی در رسانههای انبوهِ اصلاحطلبی که حاصلش تخدیر ذهن مخاطب بوده، از دیگر اقدامات خشمبرانگیز رسانه ملی برای این جماعت است. اگرچه در خیل برنامههای رسانه ملی، تعداد معدودی آنهم با محدودیتهای فراوان چنین توانی داشتند، اما اثر ایشان وسیع و پرنفوذ است. در مسئله مذاکره با آمریکا چند برنامه محدود، اما حرفهای، اساس خیالپردازی اصلاحطلبان را منهدم و افتراق آنان با نظر رهبر شهید را برملا کردند. آنان نیز پخش بیانات رهبر شهید و بردن نام مذاکره توسط متخصصان در رسانه را ممنوع کردند.
@AzadeMahmoudian
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌چرا و چطور کودتای ۱۸ و ۱۹ دیماه سالِ پیش رقم خورد؟! نفوذیها چگونه تا درونیترین لایههای امنیتی راه یافته بودند؟
این پرسش پرتکرارِ اذهان عمومیِ ایرانیان است.
«لباس شخصی» قصۀ همین امروز است.
فیلمی که با توقیف هفتساله، اکنون اکران شده و به قصۀ پرپیچوخم نفوذ حزب توده در ساختار قدرت نظام جمهوری اسلامی پرداخته است.
این فیلم که از نظر قالب و سناریو و بهویژه تعلیق داستانی، حرفهایی جدی دارد، در لایههای پنهان خود پاسخهایی برای این دست پرسشهای امروز دارد.
آنروز حزب توده چنین نفوذی داشت، و در دهههای اخیر و امروز لیبرالها تا سطوح بالای قدرت سیاسی و محافل تصمیمسازی و علمی و آکادمیک نفوذ کردهاند و چون موریانه در حال خالی کردن ستونهای اصلی قدرت ایران اسلامی هستند.
یک نکتۀ قابل تأمل در لباس شخصی این که هنرمندانه و دردمندانه این حقیقت را به تصویر میکشد که نبوغهای فردی، از دل بیمهریها، پسزدهشدنها، انگ خوردنها، بیاعتمادیها و... چگونه با سماجت و شجاعت و یقین قلبی به الله، همواره گرهگشای کورترین گرههای این نظام مقدس شدهاند.
@AzadeMahmoudian
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بدون شرح!
۱۳ مرداد ۱۴۰۵
#دهنلقی
@AzadeMahmoudian
🚩 امروز که زیارت اربعین را زمزمه کردیم، برای نخستینبار فرازهایی از آن آتش به جانمان زد!
از این پس، این فرازها، ما را خونیندلِ جانان دیگری هم میکند.
اولین اربعینِ بی او، چه غریب گذشت...
...الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ،
أَسِیرِ الْکُرُباتِ،
قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ ...
اللّٰهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ
الْفَائِزُ بِکَرَامَتِکَ،
أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ،
وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ،...
وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ
لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ،
وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ،
فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً
حَتَّیٰ سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ
وَ اسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ...
أَشْهَدُ أَنَّکَ...
عِشْتَ سَعِیداً،
وَمَضَیْتَ حَمِیداً،
وَمُتَّ فَقِیداً، مَظْلُوماً شَهِیداً...
وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللّٰهِ،
وَجاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ
حَتّیٰ أَتَاکَ الْیَقِینُ... .
@AzadeMahmoudian
🔻تعهد به امام و امت
نقض توافق، آغاز پاسخگویی
آزاده محمودیان
۱. یکی از قواعد شناختهشده در جنگ روایتها این است که هر عقبنشینی در عرصه روایت، به پیشروی طرف مقابل منجر میشود. این قاعده فقط دربارۀ بازیگران خارجی صادق نیست؛ نیروهای همسو با روایت آمریکایی در داخل نیز از هر خلأ و سکوتی برای گسترش روایت خود بهره میبرند.
۲. رهبر انقلاب در ۲۸ خرداد درباره تفاهم با آمریکا فرمودند: «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورایعالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا [...] به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازۀ آن را صادر نمودم.»
۳. اکنون، با توجه به اینکه ـ مشابه تجربههای پیشین و با وجود تذکر مکرر به سابقه بدعهدی آمریکاــ تفاهمنامه به اعتراف طرف آمریکایی بهطور کامل نقض شده است، موضوع «تعهد رئیسجمهور» وارد مرحلهای تازه میشود. در این وضعیت، مسئله دیگر صرفاً شکست یک توافق نیست؛ بلکه بحث بر سر مسئولیت ناشی از تعهدی است که مبنای صدور مجوز رهبری قرار گرفتهاست.
۴. تعهد، رابطهای دوسویه است و همواره با مسئولیت و پاسخگویی همراه است. هنگامی که یک تصمیم بر پایه تعهد یک مقام رسمی اتخاذ میشود، در صورت محقق نشدن موضوع آن تعهد، مطالبۀ پاسخگویی به یک حق عمومی تبدیل میشود. بر همین اساس، اکنون که موضوع تعهد رئیسجمهور محقق نشده، نهادهای مسئول و افکار عمومی، هر یک متناسب با جایگاه خود، وظیفۀ شرعی و قانونیِ پیگیری و مطالبه پاسخگویی را دارند. مجلس، بهعنوان نهاد ناظر بر عملکرد رئیسجمهور، دستگاه قضایی، در چارچوب وظایف قانونی، و مردم، بهعنوان صاحبان حق نظارت عمومی، هر یک در این فرآیند مسئولیت دارند.
۵. در چارچوب جنگ روایتها، سکوت در برابر این مسئله تنها به معنای انفعال نیست، بلکه میتواند به تثبیت روایت رقیب بینجامد. در شرایطی که به جای پذیرش مسئولیت و پاسخگویی دربارۀ نتایج این مسیر خطا، برخی جریانهای داخلی بار دیگر ایدۀ کاهش نقش رهبری در مسئلۀ جنگ و صلح را مطرح میکنند، بیتفاوتیِ نهادها یا جامعه، در عمل میدان را برای پیشروی همان کجروایت فراهم خواهد کرد.
۶. ضرورت پاسخگویی، راهحل اصلی ایجاد بازدارندگی از تکرار خطاست. هر اندازه نیروهای اجتماعیِ معتقد به این گفتمان از مطالبۀ پاسخگویی فاصله بگیرند، روایت خطاکاران فرصت بیشتری برای تثبیت پیدا میکند. نتیجه چنین وضعیتی آن است که به جای پاسخگویی دربارۀ تصمیم اشتباه و پیامدهای آن، دامنۀ روایتهای تسلیمخواهانه و عادیسازیِ عقبنشینی، گستردهتر خواهد شد.
پس، مطالبۀ پاسخگویی و یادآوری تعهدِ رئیسجمهور به رهبری، بهعنوان یکی از مقدمات تحقق «کلانروایت خونخواهی و انتقام» از قاتلان رهبر شهید، در این شبها باید مطالبۀ مردم مبعوث در اجتماعات مؤمنانۀ شبانه باشد و بر سردستها بنشیند.
#پلاکارد
#نبردروایتها
@AzadeMahmoudian
🔻عقل ولایی در هندسۀ خیابانی
خونخواهی؛ مطالبۀ فزایندۀ ملت مبعوث
آزاده محمودیان
بصیرت، مقدمۀ بعثت است.
ملت مبعوث، خودآگاهی تاریخی دارد؛
آنقدر زخم خورده که کراوات یا عمامۀ سیاه، برایش نه اعتماد میزاید، نه بیاعتمادی.
معیار فهم و اعتماد مردم مبعوث، قرابت به کلام و کردار امام جامعه است؛
امر ولیّفقیه برای او، آغاز و انجام هر تصمیمی است.
میزان او، ارادۀ رهبر است؛
هر کسی با هر ایدهای را کنار این میزان میگذارد، اگر تناسبی ندید، هرکه و هرچه باشد آن را به دیوارِ بطلان میکوبد.
تردیدی در این نیست که ملت مبعوث در پی تحول بنیادین است،
اما هیچ تغییری را از پس اغتشاش و ساختارشکنی و بیقانونی نمیپذیرد؛
قانون را تنها مجرای تحولات میشناسد؛
در راه آن، بیهراسِ موانع و مانعتراشها میکوشد.
ملت هوشیار مبعوث، یقین دارد که دشمن خارجی و منافق داخلی، اجتماعات مؤمنانه را عامل اصلی شکست خود میداند؛
و در پی آن است که به انحاء مختلف، از نفوذ منافقان گرفته تا جهل دوستان جاهل و #دهنلق، تومار آن را در هم بپیچد و مطالبۀ اصلی خیابان را که «قصاص و انتقام» قاتلان رهبر شهید است، به یغما ببرد.
پس، راستقامت و بیدار و پرشور، در خیابان میماند؛
و فرصت نمیدهد که ارادهاش بازیچۀ ناراستی و نیرنگ شود.
دوست و دشمن باید بداند که ملّت مبعوث، از مطالبۀ «خونخواهی»، که امر صریح رهبر انقلاب است، لحظهای چشم برنمیدارد؛
و تا هنگامۀ تحقق آن خیابان را رها نخواهد کرد.
چه اینکه، سرّ امنیت مردم و رهبر، در اجرایی شدن این دستور امام جامعه نهفته است.
#انتقام
#خیابان
#دهنلقی
#اجتماعات
#رزم_پلاکاردی
@AzadeMahmoudian
🔻روایت سقوط یک شهر؛
غفلت یا قانونگریزی سازمانیافته در مرزهای دیجیتال
آزاده محمودیان
۱. سقوط یک شهر، یعنی اختیار و ارادۀ ادارۀ مرزهای آن شهر به دست دشمن میافتد؛ سربازان و عمّال بیگانه، سنگربهسنگر پیش میروند و از هیچ جنایتی بیم ندارند. امروز، در فضای مجازی ایران، برای انجام جنایت تبلیغ میشود؛ بستر فکری انجام قتل فراهم میگردد؛ افرادی به عنوان هدف جنایت، با نام و نشانی، معرفی میشوند؛ برای تصویربرداری از جنایتِ همراه با شکنجه، آموزش داده و برای ارسال فیلم، جایزه تعیین میشود؛ امکان گزارش تصویریِ جنایت فراهم میگردد؛ و در آخر، جنایتِ سفارشدادهشده، انجام و گزارش و بهطور گستردهای بازنشر میشود. این داستان هولناک به اینجا ختم نمیشود. پس از دستگیری جنایتکاران، لشگر هشتگِ نهبهمجازات، با حضور جمعی از عاملان فرهنگی با همراهی سلبریتیها و اینفلوئنسرها و دنبالکنندگانی با ذهنهای تخدیرشده، وارد صحنه میشود. امروز، حاکمیت و ادارۀ فضای مجازی ایران در دست سکوهای بیگانه و صاحبان اینترنت بینالملل (بخوانید آمریکایی) افتاده و «حاکمیت ایران بر فضای مجازی سقوط کرده است». و مهیب آنکه، حکمران هیچ ارادهای برای بازپسگیری این عرصه از چنگال دشمن ندارد.
۲. شواهد قطعی میدان، حاکی از آن است که در کودتای دیماه ۱۴۰۴، دو سکوی اینستاگرام و تلگرام بهعنوان مرکز سازماندهیِ تشکیلاتی و روانی از سوی سرویسهای اطلاعاتی امریکاییصهیونی، مورد استفاده بودهاند. جای بسی تعجب که این واقعیت، با تبعات مخرّبِ جبرانناپذیر، توسط هیچیک از نهادهای تصمیمساز و مدیریتی در حوزه فضای مجازی مورد کمترین توجه عملی واقع نشده است. در این روند تکراری، ابتدا اذهان ایرانیان، بدون هیچ پدافندی، در برابر حملۀ رسانهای و دعوت به جنایت و آشوب رها میشود. جان انسانهای بیگناه، توسط ذهنهای تخدیرشده تباه میگردد و سپس، برای مجرمان، گروه حمایت و پشتیبانی به راه میافتد. این اتفاق، حاصل قانونشکنیهای پیدرپی دولت و زنجیرۀ اعمال خودرأیی در حکمرانی فضای مجازی است. حلقهای از این زنجیرۀ پرخسارت، سکوت پرسشبرانگیز شورایعالی فضای مجازی به عنوان «متولی اصلی تمام تصمیمات در حوزه فضای مجازی» است.
۳. در ایران، مطابق با قانون، متولی حکمرانی بر فضای مجازی، شورای عالی فضای مجازی است. «حکمرانی بر محتوا»ی سکوها از مهمترین وظایف متولی این عرصه است؛ البته اگر سکو داخلی باشد. برای سکوهای خارجی، دولت یا متولی امر موظف است پیش از اجازه فعالیت، سکو را مسئولیتپذیر و پاسخگو کرده و شفافیت الگوریتمهای آن را تضمین کند. البته این موارد برای زمانی است که این سکوها از پیش اعلام نکرده باشند که حاضر به پذیرش هیچگونه مسئولیت و پاسخگو در برابر رگولاتوری کشور ما نیستند؛ و برای زمانی است که سکوها، سابقه حضور در آشوب و اغتشاش نداشته باشند. حتی با این شرایط، باز هم باید مراقبت کرد تا سکو در مراحل مختلف، اصراری بر خودتنظیمی نداشته و رگولاتوری میزبان را پیوسته تمکین کند. اما هرقدر آسیبهای فضای مجازی در ایران، غلیظتر و هولناکتر میشود، شورای عالی فضای مجازی بیاعتبارتر و بیرنگتر؛ از باز شدن اینترنت بینالملل بدون رعایت مراحل قانونی و امنیتی و بدون حتی طرح در شورا، از انفعال در برابر حملات سایبری به بانکها و معطلی زندگی مردم، از رفع مسدودیتهای زیرپوستی، از اشاعۀ بیواهمه و فراگیر فحشا، و سرانجام، سفارش و انجام و نمایش آزاد جنایت در تلگرام و اینستاگرام. ارادۀ شورایعالی فضای مجازی در چنین شرایط پرمخاطرهای بهطور کامل رنگ باخته و بیاثر شده است. اکنون نظارت و حکمرانی در کار نیست و تنها واکنش از نوع پسینی و از سوی دستگاه قضاست و از اقدامی برای رفع این بیماری خطرناک از سوی دستگاه حکمرانی خبری نیست.
۴. مواضع امروز مسئولین، مرزبندی رسانهای و فرهنگی را به خیالی دستنیافتنی مبدّل ساخته است. این وقایع از آن رو است که قانونگریزیِ دولتی(!) مسئولان اصلی حکمرانی بر فضای مجازی را کنار زده و تصمیمهای امنیتزدا به صورت شخصی گرفته و به جامعه تحمیل میشود. منتقدان و متخصصان این فضا، در «گرداب وفاق» دچار خفقان شدهاند. این خفقان، همان بستر فراهم برای کودتا و کشتار و آشوبهای آتی است؛ که بنظر میرسد نزدیک و مورد امید دشمن است. لیبرالهای ایرانی، سالها سعی در القای آن داشتند که اصرار و تأکید شدید رهبر شهید بر حکمرانی فضای مجازی برای این است که دیدگاههای مخالف با جمهوری اسلامی عرصهای برای ابراز و عمومی شدن نداشته باشند و نیز محتوای جنسی در جامعه فراگیر نشود. امروز حقیقت ماجرا از پشت پردۀ اهمالکاریهای نهادهای فرهنگی و امنیتی بیرون افتاده است. مسئله بسیار فراتر بود؛ اکنون فضای مجازیِ ول و رها را جنایتکارانی که سر در بیرون مرزها دارند در دست گرفتهاند.
@AzadeMahmoudian
هدایت شده از جبهه انقلاب اسلامی در فضای مجازی
🚨مرزهای بیدفاع؛
هشداری بر وضعیت بحرانزای فضای مجازی
🔹گروهی خاص که در قدرت قرار دارند، بر نادیدهگرفتن ضرورت حکمرانی بر فضای مجازی کشور و ولنگاری آن اصرار میورزند:
. نسبت به حضور فعال و سازماندهندۀ سکوهای بیگانه در کودتای دیماه بیاعتنا هستند؛
. در دل جنگ، اینترنت را با استبداد و خودرأیی و بدون طی مراحل از پیشتعیینشدۀ قانونی باز کردند؛
. در برابر حملات سایبریِ پس از این بازگشایی به بانکها و معطلی زندگی مردم، سکوت کردند؛
. و اکنون بر تبدیل شدن سکوی اینستاگرام و تلگرام به میدان تبلیغ و تحریک و نمایش جنایت، چشم بستهاند؛
. و با پروپاگاندا و به اسم حق همگانی، در تلاشند اندک حصارهای باقیمانده از حکمرانی بر فضای مجازی را از سر راهشان بردارند.
محمودیان ✍️
#️⃣ #صیانت_از_فرهنگ
جبههٔ #انقلاب اسلامی در فضای مجازی
✊🏻 @jebheh