eitaa logo
آذربهرام🇮🇷
1هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
942 ویدیو
2 فایل
محله، خانه دوم ماست 📢 اخبار، اطلاعیه‌ها، خدمات و رویدادهای محلی با همراهی همه ی دوستان عزیز💫 📬 ارتباط با ادمین👇 @safari128.
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
♡♡♡ راهی که انتخاب میکنیم، نه تنها زندگی، سرنوشت و آینده ما رو تحت‌تاثیر قرار میده، بلکه آخرت و زندگی ابدی ما رو هم تاثیر میذاره.. بلکه سرنوشت همسرما، فرزندان، نوه‌ها و شجره و نسل‌های بعدی ما رو تغییر میده. قدرت تصمیم و انتخاب رو جدی بگیرید و درباره‌ش خیلی فکر کنید... https://eitaa.com/Azarbahram_St
لذت خوردن چای در طبیعت 😍 https://eitaa.com/Azarbahram_St
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دو چیز رو در زندگیتون خدایی فراموش کنید، موفق میشید... https://eitaa.com/Azarbahram_St
دوره آموزشی «جریان‌شناسی رسانه ای یهود» این دوره آموزشی (مقدماتی) بصورت آنلاین و در هفت جلسه‌ به بررسی تحلیلی تقابل‌ها و شباهت‌های اعتقادی دیدگاه شیعه و رسانه‌های یهودی، به‌ویژه سینمای هالیوود، می‌پردازد. هدف دوره: آگاهی‌ از «آخرین فتنه شیطان» محورهای جلسه دوم : 👈تحریفات داستان خلقت انسان در تورات 👈تحریفات زندگی حضرت نوح علیه السلام در تورات 👈استفاده یهود از جذابیت های رسانه ای برای نشان دادن این تحریفات (نمایش خلاصه فیلم نوح نبی و انیمیشن کشتی نوح) مناسب برای کودکان زمان: جمعه ۲ آبان ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۰ صبح لینک عضویت و ثبت نام: https://eitaa.com/eraabb لینک حضور : https://www.skyroom.online/ch/nasra1401/idea-125899/l/fa https://eitaa.com/Azarbahram_St
🌟نام داستان: معجزه‌ی انتظار🌟 ده سال بود که ندا و همسرش، امیر، تلاش می‌کردند بچه‌دار شوند. ده سال حرف و نگاه‌های کنایه‌آمیز اطرافیان، ده سال امید و ناامیدی پشت هم. هر بار که خبری از بارداری نبود، دلی خسته و چشم‌هایی اشک‌آلود، تنها دستاوردشان بود. «شاید سرنوشت ما این نیست…» ندا گاهی با خودش زمزمه می‌کرد. امیر همیشه دستش را روی شانه‌اش می‌گذاشت و می‌گفت: «هیچ‌وقت امیدتو از دست نده…» ولی امید، وقتی سال‌ها به عقب برمی‌گشت، خیلی وقت‌ها کمرنگ می‌شد. یک روز، ندا تصمیم گرفت کاری کند که قلبش را گرم کند. به پرورشگاه رفت، آنجا بچه‌ای کوچک و سرحال را دید که چشم‌هایش پر از زندگی بود. وقتی دستش را گرفت، احساس کرد تمام تنهایی و ناامیدی سال‌ها، یک لحظه از بین رفت. چند روز بعد، بچه را به خانه بردند. صدای خنده و گریه‌ی او، خانه‌ی خالی‌شان را دوباره زنده کرد. اما زندگی، همیشه همان‌طور که تصور می‌کنیم پیش نمی‌رود. چند ماه بعد، ندا حس عجیبی در بدنش پیدا کرد. تست بارداری… مثبت بود! با اشک شادی، تلفن را برداشت و به امیرخبرداد. ندای دلش آرام گرفت. همه‌ی سال‌ها ناامیدی، همه‌ی نگاه‌ها و حرف‌های تلخ، حالا معنایی پیدا کرد: زندگی گاهی معجزه‌اش را با مسیرهای غیرمنتظره نشان می‌دهد. آن‌ها فهمیدند که قرار نیست همیشه راه ساده باشد… ولی گاهی قسمت، دقیقاً همان چیزی را آماده می‌کند که قلبت نیاز دارد: یک بچه، هم به فرزندی، هم از بطن خودت. خانه‌ی کوچک‌شان پر شد از خنده و زندگی، و ندا برای اولین بار در ده سال گذشته، با آرامش کامل گفت: «همه چیز درست شد… همه چیز، درست بود.» ŸŸ https://eitaa.com/Azarbahram_St
دراین لحظات🍃🌷 زیبای شب ازخدا میخواهم🍃🌷 دردها و غم هایتان پایان پذیرد💗 تا طعم خوش زندگی را بچشید و ان شاالله هرآنچه را🌷 که آرزو دارید برآورده شود شبتون سرشار از آرامش🌷 https://eitaa.com/Azarbahram_St
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آدم‌ها را تشویق کنید بگذارید جوانه بزنند و‌ رشد کنند؛ به آدم‌ها انگیزه‌ی خوب بودن بدهید، مهربان باشید، دست از تلخ بودن بردارید؛ علت حالِ خوب و خنده آدم‌ها باشید وقتی به شما پناه می‌آورند... https://eitaa.com/Azarbahram_St
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا