eitaa logo
Titan
122 دنبال‌کننده
4 عکس
3 ویدیو
0 فایل
Cr: @Qorphe متعلق به هلیاخانوم
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از  Ⱥ ‌
ادمیزنوم
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کـشـف درمـان مـغــزی تـوسط ایــن ایـرانـی خـفـن🧠🇮🇷. 𝖩𝖮︎𝗂𝖭 𝖴𝗌‌ → @Top_Fact
612.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحبت‌کنیم https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_d3qvdfx&btn=🪽 ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌‌⋆︶ִֶָ⏝˖ ࣪ ꫂ᭪ ࣪ ˖⏝ִֶָ︶⋆ ادمیکنم
هدایت شده از 𝐬𝐞𝐯𝐞𝐧𝐭𝐞𝐞𝐧 𝐦𝐞𝐬𝐬𝐚𝐠𝐞𝐬
هدایت شده از 𝐬𝐞𝐯𝐞𝐧𝐭𝐞𝐞𝐧 𝐦𝐞𝐬𝐬𝐚𝐠𝐞𝐬
♫♪ میری اینستا که پستای غمگین از انواع آهنگارو ببینی؟ اینکه اینستا رفتن نداره! بیا اینجا ببینم. ♪♫ 𝐬𝐞𝐯𝐞𝐧𝐭𝐞𝐞𝐧 𝐦𝐞𝐬𝐬𝐚𝐠𝐞𝐬 زود باش بیا گمش نکن که پشیمون میشیا😱😭
هدایت شده از 𝐬𝐞𝐯𝐞𝐧𝐭𝐞𝐞𝐧 𝐦𝐞𝐬𝐬𝐚𝐠𝐞𝐬
هدایت شده از 𝐬𝐞𝐯𝐞𝐧𝐭𝐞𝐞𝐧 𝐦𝐞𝐬𝐬𝐚𝐠𝐞𝐬
951.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عمل به قول داریم عمل به قول خفنن . آمارمون فعلی : 226 آمار خ*ز : 351 https://eitaa.com/joinchat/3348432593Cd2a95c8800 فقط ببین ویدئو رووعمل به قول داریم عمل به قول خفنن . آمارمون فعلی : 226 آمار خ*ز : 351 https://eitaa.com/joinchat/3348432593Cd2a95c8800 فقط ببین ویدئو روو ریزش داشتم 💔
دوتا رمان خفن با ژانر : درام بسیار عاشقانه ، غمگین❤️‍🩹 اگه این ژانر هارو دوستداری بیا..💔 ^8ساعت پس از انتخاب^ . تازه کلاهه لباسشم انداخته بود و قیافش تو اون تاریکیه گم شده بود ، در صورتی که نیکوان اصن لباس کلاه دار نداشت فقط آره یه چند تا داشت اما این جوری نبود فرق داشت ، کلم و از بغلش جدا کردم و بالا آوردم تا ببینم طرف و . آره اون نیکوان نبود ، اون بیشتر شبیهه آرکان بود ، ترسیده بودم این اینجا چیکار میکرد؟؟ از بغلش جدا نشدم ، میدونی چرا چون وقتی بترسم هول بشم ، یا ... هرچیزی شبیهه این ، من دیگه نمیتونم حرکت کنم نه اینکه انگار فلج بشم ، اینکه نمیتونم کمی تکون بخورم از سره جام ، همونطور که من داشتم کسی که شبیهه آرکان بود و میدیدم اون هم زل زده بود به من و نگاهم میکرد . کم کم بغض کردم و اشک تو چشام جمع شد که همونموقع آروم من و دوباره تو بغلش کشید دوباره بدون حرکت بودم ، فقط من و داشت بغل میکرد و هردفعه یکم محکمتر بغلم میکرد ، دستایه من دورش بود ، خواستم بکشم کنار اما نزاشت ، دستام و سفت گرفت و محکم با دستام خودش و بغل میکرد و منم محکمتر بغل میکرد ، کم کم اشکام داشتن میریختن، ♡♡♡♡♡ اعتراف، کن، عاشقمی حتی به اجّبآر ♧ 1 آرین : ... ... نیلا توو خودتت خودت و به این روز و وضع کشوندی! با بغض تازه ای گفتم : بزار برم پیشه خانوادم ، خونه خودمون ، خودم..! آرین : دِ مثه اینکه نمیفهمی هاا ، احمقق من تورو گرفتمت از دسته اون کثافتا نجاتت ندادم که حالا پس بدمت به خانوادت! فهمیدی! پس این فکر و از سر و گوش و نمیدونم خیالاتت بنداز بیرونن ! https://eitaa.com/joinchat/3348432593Cd2a95c8800 ❤️‍🩹💔
دوتا رمان خفن با ژانر : درام بسیار عاشقانه ، غمگین❤️‍🩹 اگه این ژانر هارو دوستداری بیا..💔 ^8ساعت پس از انتخاب^ . تازه کلاهه لباسشم انداخته بود و قیافش تو اون تاریکیه گم شده بود ، در صورتی که نیکوان اصن لباس کلاه دار نداشت فقط آره یه چند تا داشت اما این جوری نبود فرق داشت ، کلم و از بغلش جدا کردم و بالا آوردم تا ببینم طرف و . آره اون نیکوان نبود ، اون بیشتر شبیهه آرکان بود ، ترسیده بودم این اینجا چیکار میکرد؟؟ از بغلش جدا نشدم ، میدونی چرا چون وقتی بترسم هول بشم ، یا ... هرچیزی شبیهه این ، من دیگه نمیتونم حرکت کنم نه اینکه انگار فلج بشم ، اینکه نمیتونم کمی تکون بخورم از سره جام ، همونطور که من داشتم کسی که شبیهه آرکان بود و میدیدم اون هم زل زده بود به من و نگاهم میکرد . کم کم بغض کردم و اشک تو چشام جمع شد که همونموقع آروم من و دوباره تو بغلش کشید دوباره بدون حرکت بودم ، فقط من و داشت بغل میکرد و هردفعه یکم محکمتر بغلم میکرد ، دستایه من دورش بود ، خواستم بکشم کنار اما نزاشت ، دستام و سفت گرفت و محکم با دستام خودش و بغل میکرد و منم محکمتر بغل میکرد ، کم کم اشکام داشتن میریختن، ♡♡♡♡♡ اعتراف، کن، عاشقمی حتی به اجّبآر ♧ 1 آرین : ... ... نیلا توو خودتت خودت و به این روز و وضع کشوندی! با بغض تازه ای گفتم : بزار برم پیشه خانوادم ، خونه خودمون ، خودم..! آرین : دِ مثه اینکه نمیفهمی هاا ، احمقق من تورو گرفتمت از دسته اون کثافتا نجاتت ندادم که حالا پس بدمت به خانوادت! فهمیدی! پس این فکر و از سر و گوش و نمیدونم خیالاتت بنداز بیرونن ! https://eitaa.com/joinchat/3348432593Cd2a95c8800 ❤️‍🩹💔
https://eitaa.com/joinchat/3348432593Cd2a95c8800 ویدئو هاش🛐 زیبا بمونی پیشمون🌪 اینجا از هرچیزی وجود داره : داستان وَ یا رمان میزاریم ^ خبر فوتبالی^ویدیو کلیپ^ متن انگیزشی^ وَ... ^ بودنت باعث افتخاره ناز🩶 افتتاح : 21-5-1405🤍 " بیست و یکِ ، پنجم، مرداد،چهارشنبه،1405🖤 رمان هاش دله همرو بردهه...🫠