کلبهٔخانمشخصثالث
یک/بعد از تو، خانه همان خانه بود. همان دیوارها، همان در، همان سقف. اما نمیدانم چرا هیچچیز سر جای خ
پنج/و حالا تصور کن مردی را که پس از رفتنِ محبوبش، باید همچنان تکیهگاه دیگران باشد.
باید همچنان علی باشد؛ همان کوهی که کسی تصور نمیکند روزی بلرزد.
اما چه کسی گفته کوهها درد نمیکشند؟
کلبهٔخانمشخصثالث
یک/بعد از تو، خانه همان خانه بود. همان دیوارها، همان در، همان سقف. اما نمیدانم چرا هیچچیز سر جای خ
علی ماند. با داغی که نه میشد از آن گریخت، نه میشد آن را به کسی سپرد.