زین دست که دیدار تو دل میبرد از دست
ترسم نبرم عاقبت از دست تو جان را
-سعدی
سرشارم از کلیات چون هیچ اتفاق خاصی در امروز نگذشت
و تنها نکتهای که بهش رسیدم اینه که
کشک تنها چیزیه که میتونه مبارزه کنه با مسخره بازیای معدهام و منو به همئوستازی برسونه
متشکرم آقای کشک.
- ۶ شهریور ١۴٠۵
عاشقان را چه غم از سرزنش دشمن و دوست؟
یا غم دوست خورد یا غم رسوایی را
-سعدی
به محض اینکه سوار اسنپ شدم،
راننده گفت: «درود بر شما، مهربانو»
و یهو یه عالمه حال خوب بهم تزریق کرد.
واقعاً خیلی خوب میشه اگه حتی با آدمایی که ممکنه فقط یه بار توی زندگیمون ببینیمشون، همینقدر باانرژی و قشنگ حرف بزنیم.
بعضی روزها، مثل امروز، انقدر کار روی سر آدم میریزه که حتی وقتی بالاخره میخوای استراحت کنی، ذهنت هنوز داره برای فردا برنامه میریزه.
شاید بعضی شبها قرار نیست همهچیز رو حل کنیم؛
فقط باید قبول کنیم که امروز به اندازهی خودش گذشته.
- ٧ شهریور ١۴٠۵
اگه قراره امروز چیزی اذیتمون کنه،
کاش حداقل قبلش یه صبحونهی خوب خورده باشیم.
از اینکه میبینم یه سری از مردم معتقدن،
برای عید اهلبیت هم باید مثل عید نوروز لباس نو و قشنگ بپوشن، خیلی خوشم میاد :)
عیدتون مبارک.🩵
گر در طلبت رنجی، ما را برسد، شاید
چون عشقِ حرم باشد، سهل است بیابانها
- سعدی