1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«دفترِ امروز هم بسته شد، با تمامِ تلخیها و شیرینیهایش...» 📖✨
شبت بخیر عزیزِ جان. 🌃 مولانا میگه: "شب چاهی است که ماه در آن میتابد تا تو را به یادِ نورت بیندازد." ✨ امشب قبل از خواب، همهیِ کینهها رو ببخش و قلبت رو مثلِ یه آیینهیِ صاف کن تا فردا تصویرِ زیباتری از زندگی توش بیفته. 🪞💖
در پناهِ خدایِ حکایتها، آروم بخواب که فردا قصهیِ قشنگتری منتظرته. شبت خوش 😴 ستارگان
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
سلام و درود به همراهان جان! ☕️
صبحتان به سپیدی برف و به گرمی خورشید. ❄️☀️ بزرگی میگفت: «امروز، کتاب سفیدِ نانوشتهای است که تو نویسندهی آن هستی. پس زیباترین حکایت را برای خودت بنویس.» ✍️✨
امروزتان پر از لبخند و برکت! 🌱😊
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
حکایت (کوتاه و پندآموز) 📖
روزی مرید به مرشد گفت: «ای استاد، دنیا را چگونه میبینی؟» 🧔♂️🤔 مرشد آیینهای مقابل او گرفت و گفت: «هر آنچه در دل داری، در دنیا خواهی دید.» ✨ مرید نگریست و خود را دید. مرشد گفت: «اگر در دلت محبت باشد، دنیا را گلستان میبینی و اگر کینه باشد، آن را بیابان!»
🌸 تفاوت در نگاه ماست، نه در واقعیتِ بیرون. 🏔️👁️
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
36.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه گوش شنوا ندارن…
بعضیها دردِ دلت رو نمیفهمن، فقط پخشش میکنن.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
حکایت آینه شکسته
پیرمردی هر روز کنار راه مینشست و آینهای کوچک جلوی رهگذران میگرفت.
هرکس که از روبهرویش میگذشت، نگاهی میکرد و رد میشد. بعضی لبخند میزدند، بعضی اخم میکردند و بعضی بیتفاوت بودند.
روزی جوانی پرسید:
«پدرجان، چرا آینهات ترک خورده است؟»
پیرمرد لبخندی زد و گفت:
«تا مردم بدانند چیزی که میبینند، همیشه تمام حقیقت نیست.»
جوان گفت:
«یعنی چه؟»
پیرمرد پاسخ داد:
«آدمها دنیا را مثل این آینه میبینند؛ هرکس حالِ درونش را.
اگر دل آرام باشد، حتی در آینه شکسته هم لبخند میبیند؛
و اگر دل آشفته باشد، در صافترین آینه هم عیب پیدا میکند.»
جوان رفت، اما از آن روز، هر وقت از چیزی رنجیده میشد،
بهجای شکستن آینه، دلش را نگاه میکرد.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
ضربالمثل (به همراه ریشه یا مفهوم) 🗣️
📌 «آش کشک خالته، بخوری پاته، نخوری پاته!» 🍲
مفهوم: این ضربالمثل زمانی به کار میرود که فرد ناچار است کاری را انجام دهد یا شرایطی را تحمل کند، چه دلش بخواهد و چه نخواهد! در واقع گریزی از تقدیر یا وظیفهی پیشرو نیست. ⛓️🙌
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
دفتر امروز هم بسته شد... 📖✨
خدایا، بابت تمام حکایتهای تلخ و شیرینی که امروز برایمان رقم زدی سپاسگزاریم. 🙏💖
امیدوارم فردا، زیباترین داستان زندگیتان شروع شود. 🌈
شبتان آرام و در پناه حق. 😴✨🌠
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صبح بخیر 🌱
امروز هم مثل یک حکایت تازهست؛
آخرش رو انتخاب کن که قشنگ تموم بشه.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
📖 داستان چاهِ کنار خانه
سالها پیش، مردی در روستایی زندگی میکرد که درست وسط آن، چاهی قدیمی و پرآب قرار داشت.
با این حال، مرد هر صبح با گلایه از خواب بیدار میشد و میگفت:
«قسمت من همیشه سختی بوده، انگار تشنگی سرنوشت من است.»
مردم روستا کمکم از شنیدن حرفهایش خسته شدند.
او نه زمین را ترک میکرد، نه برای تغییر چیزی تلاش میکرد؛
فقط شکایت میکرد و منتظر معجزه میماند.
روزی رهگذری خسته وارد روستا شد.
وقتی نالههای مرد را شنید، پرسید:
«چرا اینقدر ناراضی هستی؟»
مرد گفت: «آب ندارم، زندگیام خشک است.»
رهگذر به چاه اشاره کرد و گفت:
«پس این چیست؟»
مرد مکثی کرد و گفت:
«همیشه فکر میکردم این چاه برای من نیست،
یا شاید قسمت من تشنگی است.»
رهگذر لبخند زد، سطلی برداشت و آب کشید.
گفت:
«بعضی آدمها تقدیر را مقصر میدانند،
در حالی که حتی امتحان هم نکردهاند.»
آن روز مرد برای اولینبار آب نوشید.
نه فقط گلویش،
که نگاهش به زندگی هم تازه شد.
فهمید خیلی وقتها،
رنجها نتیجه ندانستن و نخواستن است،
نه کمبودن نعمتها.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
📜 حکایت بهلول و قیمت عقل
روزی هارونالرشید از بهلول پرسید:
«بهلول، عقل را به چند میفروشی؟»
بهلول نگاهی به اطراف کرد و گفت:
«اگر خریدارش خودت باشی، بسیار گران؛
اما اگر قرار است به آن عمل نکنی،
حتی مفت هم زیاد است.»
هارون خندید و گفت: «چرا چنین میگویی؟»
بهلول گفت:
«بسیاری عقل دارند،
اما از آن استفاده نمیکنند؛
و همین، آنها را از دیوانگان هم بیچارهتر میکند.»
هارون لحظهای سکوت کرد؛
و گفتند آن روز،
کمتر فرمانی از سر خشم صادر شد.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
36.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📚 دو کتاب، دو نگاه
تذکرةالاولیا
روایت دلهاییست که ساده زیستند
و عمیق فهمیدند؛
حکایتهایی برای آرامتر دیدن زندگی.
خط سوم
دعوت به فکر کردن است؛
نه سیاه، نه سفید،
بلکه راهی میان انتخاب و آگاهی.
یکی از ریشه میگوید
و دیگری از راه.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
صبح بخیر ☀️
زندگی هر صبح
یک صفحه سفید جلومون میذاره،
با رفتارهامون مینویسیمش.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding