تا الان 4 موج فمینیسم داشتیم
موج اول در اوخر قرن نوزدهم ظهور کرد .
موج اول فمینیسم یک هدف نسبتاً ساده داشت: جامعه تشخیص بدهد که زنان هم انسان هستند، نه دارایی یا اشیا. اگرچه رهبران موج اول فمینیسم جزو مخالفان نظام بردهداری بودند، اما تمرکز آنها صرفاً روی حقوق زنان سفیدپوست بود.
موج دوم فمینیسم، که تقریباً تا دههی ۱۹۹۰ به طول انجامید، موضوعات زیادی مانند برابری دستمزد، حقوق باروری و سقط، تمایلات جنسی زنان و خشونت خانگی را شامل میشد.
مانند موج اول فمینیسم، بسیاری از این اهداف از طریق قانونگذاری و ارجاع به دیوان عالی محقق کرده بود. با این حال، موج دوم فمینیسم علاوه بر این موارد تلاشهایی برای اجرای عدالت نژادی در بین زنان نیز انجام داد، اما این مسائل برای آنها اولویت کمتری نسبت به مسائل جنسیتی داشت.
در واقع طبقه و نژاد، حتی اگر در مباحث مربوط به موج دوم فمینیسم در نظر گرفته میشد، بیشتر به عنوان مسائل فرعی و جانبی به آنها پرداخته میشد. در حقیقت اختلاف بین زنان سفیدپوست و مردان سفیدپوست کاهش یافت، اما نابرابری بین زنان رنگینپوست و مردان سفیدپوست یا حتی بین زنان رنگین پوست و زنان سفیدپوست تا حد زیادی پابرجا ماند.
به واسطهی پیروزیهای بزرگ و تأثیرگذار موج دوم فمینیسم، زنان تا دههی ۱۹۹۰ از حقوق و قدرت بیشتری برخوردار شدند. آنها حالا میتوانستند به جنبههای دیگر هویت خود فکر کنند و از استقلال و دنبال کردن رؤیاهای شخصی خود لذت ببرند. در واقع این عصر، دوران بازپسگیری حقوق زایل شدهی زنان بود.
در رابطه با فمینیسم ایدهها و جنبشهای کوچک بیشماری در این دوره ظهور کردند. یکی از اصول و قوانین کلیدی این دوره در رابطه با حقوق زنان در بین اعضای این جنبش این بود که «هیچ قانون محدودکنندهای» برای زنان وجود ندارد و یک زن باید خودش انتخاب کند که تمایل دارد چگونه زندگی کند.
در حالی که جریان اصلی فمینیسم موج اول و دوم عمدتاً نابرابریهای نژادی در مسائل جنسیتی را نادیده گرفته بودند، موج سوم توجه بیشتری را به این مسأله معطوف کرد.
برخی از افراد معتقدند که ما هنوز در موج سوم فمینیسم هستیم، زیرا موج چهارم تغییری چندانی را در ادامهی فرایند رشد جنبش فمینیسم حاصل نکرده که موج نوینی شکل بگیرد. این حال، با ظهور جنبش MeToo# و افزایش مجدد حملات به حقوق زنان، بسیاری معتقدند که ما وارد دوره و موج جدیدی از فمینیسم شدهایم.
فمینیسم موج چهارم نیز همچنان محل متقاطع حقوق اقلیتهای مختلف زنان به حساب میآید. منتقدان «فمینیسم سفید»، که مبارزات منحصربهفرد زنان رنگینپوست را نادیده میگیرد، نشان میدهند که چگونه فمینیستها و ایدههای غیر سفیدپوست سرکوب میشوند.
حقوق افراد تراجنسیتی نیز بخش بزرگی از این گفتگو است. فمینیسم اغلب مکانی نامطلوب و خصمانه برای افرادی است که جنسیت خود را تغییر دادهاند. بسیاری از فمینیستهای موج چهارم برای مبارزه با این محرومیتها تلاش میکنند.
Wₒₘₑₙ'ₛ ₕₒᵤₛₑₛ
برخی از افراد معتقدند که ما هنوز در موج سوم فمینیسم هستیم، زیرا موج چهارم تغییری چندانی را در ادامه
موج چهارم پیچیده است. در واقع کنشها و آرمانهای بسیاری را در بر میگیرد که هم مکمل یکدیگر هستند و هم با یکدیگر در تضادند. این تنش اجتنابناپذیر است. در حالی که برخی از انواع فمینیسم میتوانند تأثیرات مضری داشته باشند، اما وجود ایدهها و صداهای متنوع، فمینیسم را فراگیرتر و موفقتر میکند.
با این اوصاف، فمینیسم موج چهارم با کمپینهای اینترنتی مبتنی بر کنش، اعتراض، و جنبشهایی مانند MeToo# که از حاشیههای جامعه به سرفصل اخبار روزمره ما پیش میرود، مشخص میشود. مشکلی که فمینیستهای این موج با آن روبرو هستند برتری سیستماتیک مردان سفیدپوست است.
هیچ یک از این جنبشها یکپارچه و کامل نیستند، اما تنش و تعامل مفهومی بین این نسخههای مختلف فمینیسم است که معنایی کامل و یکپارچه را برای ما به تصویر میکشد.
در حالی که بحثها در مورد رویکردها و جریانات مختلف فمینیسم تا به امروز هنوز ادامه دارد، ما باید به فمینیسم به معنای برابری برای همه نگاه کنیم. برخی معتقدند یک خط فکر اصلی در تاریخ فمینیسم، قدرت و برتریای است که زنان سفیدپوست در میان مردان سفیدپوست به دنبال آن هستند، نه قدرتی که نتیجهاش برابری و عدالت باشد.
و در آخر همه میدونیم که در ایران و در بیشتر خانواده های ایرانی مردسالاری وجود داره که باید این مردسالاری از بین بره چون زن هم حق داره برای خودش تصمیم بگیره