eitaa logo
پاتوق کتاب
229 دنبال‌کننده
147 عکس
12 ویدیو
57 فایل
این کانال به ترویج کتابخوانی و معرفی کتابهای خوب می پردارد
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از mohamad sharifi
درباره کتاب آرزوهای بزرگ کتاب آرزوهای بزرگ روایت کامل و واضحی از اوضاع اجتماعی و سیاسی زمان نویسنده است که دیکنز این حقایق را با لحنی زیبا و لطیف بیان کرده است. پیپ شخصیت اصلی داستان در روند رشد از هفت سالگی تا دوران جوانی تجربیات بسیاری کسب می‌کند. برای مثال متوجه می‌شود شادی و خوشحالی همواره در ثروت و زندگی مرفه خلاصه نمی‌شود و عشق و دوستی دو ویژگی است که در افراد یافت نمی‌شود بلکه اشخاص اندکی از آن بهره برده‌اند. چارلز دیکنز نویسنده کتاب در داستان‌هایش از انتقاد و اعتراض به فضای فقر و اختلافات طبقاتی دست برنداشته است و این مسائل را به وضوح بیان می‌کند. داستان پیپ و شخصیتش نشان‌دهنده‌ی افرادی است بلندپرواز که سعی دارند از زندگی عادی خود فرار کرده و به زندگی دیگری روی آورند و با این کار فرد دیگری شوند اما عشق و وفا را در نزدیکان خود می‌یابند. پرداختن به موضوعاتی چون عشق و نفرت و ثروت و فقر در آثار دیکنز مخصوصا آرزوهای بزرگ کاملا مشخص است.
هدایت شده از mohamad sharifi
خلاصه کتاب آرزوهای بزرگ هشدار: این بخش ممکن است داستان را فاش کند. اگر کتاب را نخوانده‌اید یا دوست دارید از داستان آن کمتر بدانید، این بخش را مطالعه نکنید. داستان کتاب آرزوهای بزرگ از این قرار است: پیپ که پسری فقیر و یتیم است با خواهر و شوهرخواهرش جو گارگری زندگی می‌کند و از شوهر خواهرش آهنگری می‌آموزد. روزی در یک اتفاق ناگهانی زندانی خطرناکی را در قبرستان ملاقات می‌کند و از روی دلرحمی او را نجات می‌دهد. مدتی بعد از این اتفاق خانم مسنی به نام خانم هاویشام که فردی ثروتمند اما عجیب است از پیپ می‌خواهد که گاهی برای سرگرم کردنش به دیدارش برود. خانم هاویشام که به طرز فجیعی عشقش در روز ازدواج او را رها کرده است همواره لباس عروس در خانه به تن می‌کند و دختری به نام استلا را به فرزندخواندگی پذیرفته است تا راه و روش فریب مردان جوان را به او بیاموزد تا انتقامش را از مردها گرفته باشد. پیپ به استلا دل می‌بندد اما با تمسخر و توهین دختر مغرور و زیبا مواجه می‌شود. پس از چندین سال شخصی مرموز هزینه‌های تحصیل و زندگی پیپ در لندن را تقبل می‌کند و پیپ خانه و زندگی را رها کرده و به لندن می‌رود. در این دوران پیپ شخصیت روستایی خود را فراموش کرده و حتی از آن بیزار می‌شود و در تلاش است تا شخصیت متفاوتی از خود نشان دهد. پیپ همیشه فکر می‌کند خانم هاویشام هزینه‌های تحصیل و زندگی‌اش را پذیرفته است تا برای ازدواج با استلا آماده شود. اما این فکر رویایی بیش نیست زیرا مگویچ همان زندانی خطرناک در قبرستان هزینه‌های او را می‌پردازد. پیپ یک بار دیگر به استلا ابراز علاقه می‌کند اما با مخالفت وی مواجه می‌شود. مگویچ این زندانی فراری سعی دارد تمام ثروتش را به پیپ بدهد اما با دستگیری‌اش تمام ثروتش توسط دولت ضبط می‌شود و پیپ مجبور به بازگشت به روستای محل ‌زندگی‌اش می‌شود. با تمام بدرفتاری‌های پیپ با شوهر خواهرش او که مردی مهربان است پیپ را می‌پذیرد و در کنارش زندگی می‌کند. این خلاصه کوتاه از داستان بلند آرزوهای بزرگ تنها با دلیل تشویق و ترغیب خوانندگان و علاقمندان به مطالعه کتاب آورده شده است و در طی داستان اتفاقات تلخ و شیرین مختلفی رخ می‌دهد.
هدایت شده از mohamad sharifi
درباره چارلز دیکنز چارلز جان هافمن دیکنز در سال ۱۸۱۲ در انگلستان در خانواده‌ای پرجمعیت زاده شد. شرایط زندگی فقیرانه و سختی‌های دوران کودکی او باعث بروز اتفاقاتی مشابه در داستان‌های دیکنز به خصوص کتاب آرزوهای بزرگ بود. دیکنز جزٔ نویسندگانی است که در دوران زندگی خود از محبوبیت و توجه برخوردار بود و توانست با نوشتن آثار ارزشمندی چون الیور توئیست، سرود کریسمس، دیوید کاپرفیلد و خانه متروک بر مشکلات مالی غلبه کند و به شهرت برسد. دیکنز در ابتدا به نویسندگی علاقه‌مند نبود و بیشتر دوست داشت هنرپیشه شود اما در روز آزمون به بیماری سختی دچار شد و این تست را از دست داد و مجبور به روزنامه‌نگاری شد. روزنامه‌نگاری آغاز هنر و استعداد دیکنز شد. وی در نوشتار از واقعیت‌های روزگار به خیال می‌رسد و با پرداختن به جزئیات و زندگی مردم عادی توجه مخاطبان بسیاری را به خود جذب کرده است. دیکنز در ساله‌ای آخر زندگی از لحاظ جسمانی به شدت شکسته شد اما دست از نوشتن برنداشت و در جلسات کتابخوانی شرکت می‌کرد و داستان‌هایش را می‌خواند. در یکی از همین جلسات بود که در حال خواندن کتاب دچار حمله قلبی شد و دار فانی را وداع گفت. این اتفاق در سال ۱۸۷۰ رخ داد.
هدایت شده از mohamad sharifi
بخشی از متن کتاب آرزوهای بزرگ خواهرم، خانم جو گارجری، بيش‌تر از بيست سال از من بزرگ‌تر بود و به‌خاطر اين‌كه من «پرورش‌يافته‌ی» او بودم، برای خودش در ميان همسايه‌ها اعتباری به‌هم زده بود؛ چون در آن روزها بايد خودم به‌تنهايی معنی اين اصطلاح «پرورش‌يافته» را پيدا می‌كردم و چون خواهرم دست‌های زمخت و سنگينش را همان‌طور كه روی من بلند می‌كرد، بر سر و كله‌ی شوهرش هم می‌كوفت و من تصور می‌كردم كه جو گارجری و من، هردو «پرورش‌يافته‌ی» او هستيم. خواهرم زن زيبايی نبود و من حس می‌كردم كه او به كمك همان دست‌هايش جو گارجری را وادار كرده تا با ازدواج با خود تن دردهد. «جو» از اين آدم‌های بور بود كه روی صورت صافش موهای طلايی و مجعد داشت و چشم‌های آبی‌اش چنان بی‌نور بود كه انگار با سفيدی چشم‌ها قاطی شده بود. او مردی آرام، خوش‌خلق، خوش‌ذات، مطيع، دست‌پاچلفتی و دوست‌داشتنی بود كه هم از نظر زور و قدرت و هم ازنظر ضعف و سستی‌اش يك هركول بود. خواهرم، خانم «جو»، چشمانی سياه و موهايی مشكی داشت. رنگ صورتش چنان سرخ بود كه پيش خودم می‌گفتم شايد برای شستن خودش به‌جای صابون از گرد جوزهندی استفاده می‌كند. زنی بلندقد و استخوانی بود كه تا حدودی هميشه يك پيشبند درشت‌بافت به گردن داشت كه از پشت آن را محكم به كمرش گره می‌زد و جلو سينه‌ی چهارگوش ثابتی هم داشت كه از سوزن و سنجاق پر بود. او پيش خودش اين پيشبند را به‌عنوان يك نشان افتخار تلقی می‌كرد؛ ولی «جو» را برای بستن دايم آن ملامت می‌كرد؛ اما به‌هيچ‌وجه نمی‌فهميدم كه او چرا آن را به گردن می‌انداخت و چرا اصرار داشت كه در آخر روز هم نبايد آن را از تنش در بياورد. كارگاه آهنگری «جو» به خانه‌ی ما چسبيده بود كه مثل بيش‌تر خانه‌های روستايی از چوب ساخته شده بود. وقتی با عجله از گورستان پشت كليسا به خانه رسيدم، كارگاه آهنگری بسته و «جو» تك و تنها در آشپزخانه نشسته بود. من و «جو» چون باهم احساس همدردی می‌كرديم، به‌هم اعتماد داشتيم. همين كه درِ خانه را باز كردم و نگاهی دزدكی به درون اتاق و «جو» كه در گوشه‌ای جلوی اجاق كز كرده بود انداختم، او سراسيمه به من گفت: «پيپ، خانم «جو» دوازده بار به‌دنبالت بيرون رفته و حالا هم سيزدهمين باره كه رفته.»
هدایت شده از mohamad sharifi
نظرات کاربران درباره کتاب آرزوهای بزرگ این کتاب آدمو غرق میکنه اگه شنا بلد نیستید نخونین...! راجب این کتاب در یک کلمه میتونم بگم فوق العاده است دومین کتابی بود که از اقای دیکنز خوندم و مثل کتاب قبلی غرق شدم توی قلم جادویی ایشون و شخصیت پردازی عالی جوری که تو میتونی همه چیز رو تصور کنی و همین جذابیت کتاب رو دو چندان میکنه عجب شاهکاری بود. آخراش دیگه شب نتونستم بخوابم و درست موقعه اذان صبح تمومش کردم. چقدر خوب بود. داستان جالبی داره البت در ابتدا داستان محیط سرد و تاریکی داشت کمی طول کشید تا من جذب داستان ولی در پایان کار دوست داشتم داستان کلا کتاب های این دوران توصیف ها و اضافه گویی های فراوون داره ک شاید به مذاق خیلی ها خوش نیاد و حوصله سر بر باشه. اما این کتابیه ک ارزش وقت گذاشتن رو داره و اگر ارتباط بگیرید و غرق این داستان بشید بی نهایت لذت خواهید برد داستان قشنگ بود اما نمیشه گفت فوق العاده بود نسبت به رخداد های داستان میتونست خلاصه تر باشه و انتهای داستان کمی کلیشه ای تموم شد
🍃❣🍃 🌹🌷خانه قلب من از 🌸خشت رفیقان برپاست 🌺دیدگانم زگل 🌸روی رفیقان بیناست 🌺روزگاری که کسی 🌸نیست دگر یاد کسی 🌺بازهم بردل ما 🌸یاد رفیقان برجاست.. 💝شب زیباتون بخیر 💝 🔥پاتق کتاب♥️ 🌹https://eitaa.com/BOOKNET43🌹
🌹سلام به دوستان همراه🌹 اوقاتتون خوش و ایام بکام🌹
هدایت شده از پاتوق کتاب
┄┄┄┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄┄┄┄┄ 🌸برنامه ی هفتگی کانال پاتوق🌸 ┄┄┄┄┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄┄┄┄ 🌹از شنبه ۱۶ خرداد لغایت پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵🌹 ♦️شنبه: ● شاهنامه خوانی با صدای سرکار خانم محمدزاده گرامی، ● معرفی کتاب توسط جناب آفای شریفی گرامی، ⭐️گفتار سردبیر ♦️یک شنبه: ● حافظ خوانی : با صدای سرکار خانم حسن زاده گرامی و توضیحات جناب آقای شاهرودیان گرامی، ● مبحث تاریخی: مهندس نظم آرا گرامی، ♦️دو شنبه: ● کتابخوانی: با صدای سرکار خانم فاطمه حکمت گرامی، ● خیام خوانی: با صدای سرکار خانم نگار یزدی گرامی، ⭐️گفتار سردبیر ♦️سه شنبه: ● داستان خوانی با صدای سرکار خانم پور عبد گرامی، ● شاهنامه خوانی؛ توسط همکار جدید و نوجوان ما سرکار خانم مهرآذین موسوی گرامی، ♦️چهار شنبه: ● معرفی کتاب توسط جناب آقای شریفی گرامی، ● اشعار پروین اعتصامی با صدای سرکار خانم ندا یزدی گرامی، ⭐️گفتار سر دبیر ♦️پنج شنبه: ● خلاصه خوانی کتاب با صدای سرکار خانم محمدزاده گرامی، ● متن شعر نو؛ سر کار خانم محمدزاده گرامی. ♦️جمعه کانال فعالیتی ندارد و در حال مرور آموزه های هفته پیش و برنامه ریزی برای هفته ای پربارتر در پیشروست. 🌷 همراهی شما را بسیار ارج می نهیم و چشم به راه شنیدن نقدها، پیشنهادات و هر گونه همکاری در راستای فعالیت های کانال هستیم. 🌸در صورت تمایل ما را با آدرس زیر به دوستان خویش معرفی بفرمایید. ✅کانال پاتوق کتاب👇 ╔═🍃🌺🍃══════════◆ https://eitaa.com/BOOKNET43 ╚══════🍃🌺🍃════◆✅
فقط جهت یاد آوری 👆👆👆
❤️حضرت حافظ❤️ 🌹با خوانش و صدای ماندگار و دلنشین سرکار خانم حسن زاده🌹 🌹https://eitaa.com/BOOKNET43🌹 👇👇👇👇
هدایت شده از M
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا