در ضمن در مورد نویسنده و مترجم کتاب خواجه تاجدار هیج کدومتون مطلب نگذاشتید، وقتی مشق شب بهتون گفتم اونوقت اشکتون در میاد
فقط برید در کانالهای جنگ و سیاسی عضو بشید و فعالیت کنید.
خوب کمی هم به من کمک کنید در این کانال
هدایت شده از بتول محمدزاده
دربارهی ذبیحالله منصوری (مترجم رمان تاریخی خواجه تاجدار)
ذبیحالله منصوری مترجم و روزنامهنگار ایرانی است. او در سال ۱۲۷۸ در شهر سنندج به دنیا آمد. تحصیلاتش را در همین شهر و در مدرسهی فرانسوی آلیانس آغاز کرد. اقامت او در این شهر به دلیل شغل پدر چندان به درازا نکشید و همراه خانواده به کرمانشاه رفت. او در همین سالها زبان فرانسوی را فراگرفت. منصوری کار مطبوعاتی خود را در سال ۱۳۰۱ و در روزنامهی کوشش آغاز کرد. او مترجم داستان و مطالب علمی روزنامهی کوشش بود. چند سال بعد همزمان با کار برای روزنامهی کوشش به روزنامهی اطلاعات پیوست. در کارنامهی ذبیحالله منصوری کار با مجلات و مطبوعات معروفی همچون روزنامهی کیهان، مجلهی خواندنیها، روزنامهی ایران ما، روزنامهی باختر مجلهی سیاه و سپید، مجلهی تهران مصور و مجلهی دانستنیها دیده میشود. او بهطور ویژه کار ترجمهی مطالب و داستانهای تاریخی را پیش گرفت و رکورد بیشترین تعداد ترجمه را به خود اختصاص داد. بسیاری از ترجمههای تاریخی او که ابتدا بهعنوان پاورقی در مطبوعات چاپ شدند، پس از چندی در قالب کتاب منتشر شدند و جهشی کمسابقه در فروش کتابهای ژانر تاریخی به وجود آوردند. خواجه تاجدار، سینوهه پزشک مخصوص فرعون، حسن صباح خداوند الموت، پطر کبیر، ملکه ویکتوریا، مردهخواران لنینگراد، جراح دیوانه، مرد بالای صلیب، سرزمین جاوید و ژوزف بالسامو عناوین معدودی از کتابهای منتشرشده از منصوری است. بسیاری سبک ترجمهی او و عدم امانتداریاش در ترجمه را نقد کردهاند اما او بیتردید نقش مهمی در گسترش کتابخوانی در ایران ایفا کرده است. ذبیحالله منصوری به تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۶۵ در تهران درگذشت.
با سپاس از سرکار خانم دکتر محمد زاده با ارسال اطلاعات مفیدسون در مورد مترجم کتاب خواجه تاجدار
هدایت شده از mohamad sharifi
درود 🌹
نظرات خوانندگان در مورد کتاب سیلماریلیون :
یه توضیح کوتاه بدم نویسنده این کتاب استاد دانشگاه بوده و زبان شناس برجسته ای هم بوده اگه درست یادم بیاد 14 تا زبان اختراع کرده و به خاطر اینکه زبان هاشو به دنیا بشناسونه میاد کتاب می نویسه... کتاب درباره ساخته شدن جهان آردا تا دوران چهارم رو تحت پوشش خودش قرار میده یعنی تمام داستان ارباب حلقه ها و هابیت فقط در یه بازه کوچک زمانی رخ میده کتاب متن ادبی داره که ممکنه در ابتدای خوندن یکم خواننده رو سردرگم کنه ولی قابل فهم هست در ضمن بهترین کتاب فانتزی دنیا هست(حداقل از نظر من) و خیلی از فانتزی های معروف ازش الهام گرفتن.
این کتاب قله ادبیات فانتزی و حماسیه. ترجمه رضا علیزاده هم محشره و در بهترین حالتش قرار داره. ترتیب خوندن مجموعه کتاب های آردا: 1_هابیت 2_ارباب حلقه ها (سه جلد) 3_سیلماریلیون 4_باقی آثار فرعی مثل:فرزندان هورین، قصه های ناتمام ، اطلس سرزمین میانه(نوشته کارن وین فونستاد)و...
کتاب سیلماریلیون با متنی کهن و فوق العاده اثر استاد تالکین است که به هیچ وجه به تازه کاران در زمینه کتاب خوانی پیشنهاد نمیشود، آن هم با این ترجمه سخت .
هدایت شده از mohamad sharifi
درباره نویسنده و کتاب :
«سیلماریلیون» مجموعهای است از آثار اسطورهسازانۀ تالكین، كه پس از مرگ او بهكوشش پسرش در سال 1977، چهار سال پس از درگذشت او منتشر شد. «سیلماریلیون» بهمعنایی اولین و آخرین كتاب تالكین است، درام كهنی كه شخصیتهای «ارباب حلقهها» رگ و ریشۀ خود را در آن مییابند و برخی دیگر مثل الروند و گالادریل از قهرمانان آن بهشمار میآیند.
تالكین تألیف «سیلماریلیون» را از سال 1917 آغاز و پیوسته روی آن كار كرد و تغییراتی در آن داد و گسترش اثر در تمام طول عمرش ادامه داشت. سیلماریلیون حدیث دنیایی است بهنام «ائا» كه خوانندگان را با سرزمینهای مختلف و ساكنانش آشنا میكند. سیلماریلیون متشكل از پنج بخش است: بخش اول آینولینداله، در مورد آفرینش «ائا»، بخش دوم والاكوئنتا، توصیف والار و مایار، نیروهای فوق طبیعی در ائا، بخش سوم كوئنتا سیلماریلیون، كه بخش عمدۀ مجموعه را تشكیل میدهد. این بخش روایت وقایع تاریخی قبل از دوران نخست و طی همین دوران و از جمله جنگ بر سر گوهرهایی بهنام سیلماریل است، همان گوهرهایی كتاب نام خود را از آنها گرفته است. بخش چهارم آكالابت، روایتی است از تاریخ سقوط نومهنور و مردمانش در دوران دوم. بخش پایانی حدیث حلقههای قدرت و دوران سوم است.
سیلماریلیون كتاب آسانی نیست، اما علاقمندان دنیای تالكین با خواندنش رنج را به لذت تبدیل میكنند و برای نحوۀ تلفظ اسامی، اسطورهشناسی، ریشهشناسی كلمات، تبارشناسی و آگاهی از تاریخ و جغرافیای والینور، بلریاند، نومهنور و سرزمین میانه، مثل دایرۃالمعافی به آن رجوع میكنند.