هدایت شده از پاتوق کتاب
✨️برنامهی هفتگی کانال پاتوق کتاب
✨️از ۳۰ خرداد لغایت ۴ تیرماه ۱۴۰۵
#برنامه_هفتگی
#پاتوق_کتاب
🌳سرای دوستداران کتاب و اندیشه،
📚کانال پاتوق کتاب👇
╔═🍃🌺🍃═════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET4
╚═════🍃🌺🍃═════◆
پاتوق کتاب
༺✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾༻ 🌷 با درود و سپاس فراوان از همراهی صمیمانه شما فرهیختگان گرامی، 🌷دیدگاهها و پیشنهادهای
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
༺ ༺ ✾࿐༅🍃🌺🍃༅࿐✾༻
حافظ خوانی
༺✾࿐༅🍃🌺🍃༅࿐✾༻
🖇با درود فراوان و با آرزوی شادی و کامیابی.
🕯✨️با امید اینکه عطر این غزل در خاطر و یادتان خوش بنشیند.
#غزلشماره_۱۰۶_دیوانحضرتحافظ
#حافظ_خوانی
#پاتوق_کتاب
🌳سرای دوستداران کتاب و اندیشه،
📚کانال پاتوق کتاب👇
╔═🍃🌺🍃═════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET4
╚═════🍃🌺🍃═════◆
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۱۰۶
برخی بدون ارائهی دلیل قانع کننده، معتقدند حافظ این غزل برای همسرش سروده است!! برخی دیگر معتقدند که مخاطبِ این غزل شاه شجاع، محبوب دوست داشتنیِ حافظ است که در بستر بیماری افتاده بود و حافظ قصد عیادت از او نموده و غزلی سروده است.
با توجّه به اینکه هیچ نامی از کسی بُرده نشده، نمی توان قاطع نظر داد. مخاطب غزل هر که بوده، از نزدیکان و دوستان صمیمی بوده که حافظ اینگونه از صمیم دل و با مضامین عاشقانه و زیبا آرزوی سلامتی و بهبودی او را دارد تا هر چه زودتر از بستر بیماری برخیزد.
تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزردهٔ گزند مباد
ناز طبیبان : بی اعتنایی و غرور پزشکان
آزرده گزند : رنج و درد و آسیب
– آرزو می کنم که جسمت نیازمند ناز طبیبان نشود و جانت هیچ آزردگی خاطری پیدا نکند (در آسودگی خاطر، به طببب نیازی نداری)
{واج آرایی حرف ز}
سلامتِ همه آفاق در سلامتِ توست
به هیچ عارضه شخصِ تو دردمند مباد
آفاق : تمام گیتی ، مردم جهان(جمع افق )
عارضه : بیماری
– تو که هستی؟! که آسودگی و سلامت کران تا به کران هستی وابسته توست، کالبدت از هر آسیبی به دور باشد!
جمالِ صورت و معنی ز امنِ صحتِ توست
که ظاهرت دُژَم و باطنت نَژَند مباد
دُژَم : خشمگین ، اندوهناک ، افسرده
نژند : پژمرده، غصّهدار، افسرده
– از آسودگی و سلامتت، ظاهر و باطن هستی به کمال می رسد، پس ظاهرت اندوهگین و درونت فسرده مباد
{لف و نشر مرتب بین صورت و معنی و ظاهر و باطن}
در این چمن چو درآید خزان به یغمایی
رهش به سروِ سهی قامتِ بلند مباد
دراین چمن : باغ ، کنایه ازدنیاست. (دنیا به باغی و مخاطب، به سرو بلند قامتی در درون این باغ تشبیه شده است)
یغمایی : تاراج
سرو سهی : قامت محبوب
– آنگاه که پاییز به تاراج باغ روی آورد، راهش به سرو افراشته ات بسته باد!
در آن بساط که حُسن تو جلوه آغازد
مجالِ طعنهٔ بدبین و بدپسند مباد
بساط : پهنه
مجال : فرصت
– آنگاه که زیبایی ات جلوه گری کند فرصت عیبجویی برای بدخواهان نخواهد بود
هر آن که رویِ چو ماهت به چشمِ بد بیند
بر آتشِ تو به جز جانِ او سپند مباد
سپند : اسپند
– و اگر کسی روی چو ماهت را با چشم بد ببیند، چشمش بر آتش عشقت سپند باشد!
شفا ز گفتهٔ شِکَّرفِشانِ حافظ جوی
که حاجتت به عِلاجِ گلاب و قند مباد
حاجت : نیاز
– شفا (ایهام به کتاب ابن سینا) از گفتار شیرین حافظ بجوی تا از شربت گلاب و قند بی نیاز شوی
#حافظ_خوانی
🌳سرای دوستداران کتاب و اندیشه،
📚کانال پاتوق کتاب👇
╔═🍃🌺🍃═════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET4
╚═════🍃🌺🍃═════◆