هدایت شده از بتول محمدزاده
🌹با درود و آرزوی شادی و تندرستی🌹
# کتاب فرضیه خوشبختی 👆،
#کتابی از جاناتان هایت که یک روانشناس اجتماعی و استاد دانشگاه ویرجیناست و در این کتاب به بررسی ده نظریه برتر روانشناسی در مورد فلسفه زندگی خوب یا همان خوشبختی می پردازد.
#نویسنده: جاناتان هایت،
#ترجمه: ساناز فرشید فر،
#انتشارات: نشر نوین،
🌷عزیزان، با کمال میل و کمال افتخار در صفحه شخصی چشم براه انتقادات و پیشنهادات شما خوبان هستند... هر نقد و ایرادی برای من قابل پذیرش هست چون باور دارم که تا ضعف هایم را نشناسم، پیشرفت نخواهم داشت.🌷
آدرس کانال پاتوق کتاب که ویس های خلاصه خوانی کتاب بترتیب در آن قرار داده خواهد شد.
https://eitaa.com/BOOKNET43
🌺تا درودی دیگر بدرود و روز و روزگارتون خوش و خرم باد🌺
هدایت شده از بتول محمدزاده
The Happiness Hypothesis 02.mp3
زمان:
حجم:
18.9M
꧁꧁༺🍃🌹🍃༻꧂꧂
🌸با درود و آرزوی شادی و تندرستی
# کتاب فرضیه خوشبختی 👆،
#مقدمه: راه یافتن حقیقت زندگی مدرن امروزی در خرد باستان از زبان فلاسفه و ادیان پانصد سال اخیر،
#نویسنده: جاناتان هایت،
#ترجمه: ساناز فرشید فر،
#انتشارات: نشر نوین،
🌷عزیزان، با کمال میل و کمال افتخار چشم براه انتقادات و پیشنهادات شما خوبان هستند... هر نقد و ایرادی برای من قابل پذیرش هست چون باور دارم که تا ضعف هایم را نشناسم، پیشرفت نخواهم داشت.
آدرس کانال پاتوق کتاب که ویس های خلاصه خوانی کتاب بترتیب در آن قرار داده خواهد شد.
https://eitaa.com/BOOKNET43
🌷تا درودی دیگر بدرود و روز و روزگارتون خوش و خرم باد.
•┈┈••••✾•🍃🌺🍃•✾•••┈┈•
هدایت شده از mohamad sharifi
«سرزمین گوجه های سبز» نوشتهٔ هرتا مولر با ترجمهٔ محمدرضا صامتی در انتشارات سفیر قلم چاپ شده است. سرزمین گوجههای سبز، در سال ۱۹۹۸ موفق به دریافت جایزهٔ معتبر «ایمپک» دوبلین و در سال ۲۰۰۹ موفق به دریافت جایزهٔ «نوبل» بهعنوان معتبرترین جایزهٔ دنیای ادبیات شد. روایت سیاسی و چندلایه از دوران حکومت کمونیستی نیکلای چائوشسکو است که به خوبی زوال ارزشهای انسانی در جامعهای خفقانآور را نشان میدهد.
هدایت شده از mohamad sharifi
درباره کتاب سرزمین گوجههای سبز
داستان سرزمین گوجههای سبز، در مورد یک دختری از تبار آلمانیهای رومانی است که در کنار پنج دوست خود (سه پسر و دو دختر) در دورهٔ سیاه استبدادی «نیکولای چائوشسکو» (دیکتاتور رومانی طی سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۹) زندگی میکند. مولر، در رمان خود، به شیوهٔ پستمدرن و با استفاده از استعارات و کنایههای مکرر، زندگی در دوران دیکتاتوری را به عنوان صدای قشر دانشجو به تصویر میکشد. خود نویسنده که در سال ۱۹۵۳ در رومانی چشم به جهان گشود، در مخالفت با پیوستن به دستگاه امنیتی چائوشسکو، از ادامهٔ کار معلمی بازماند. هرتا مولر، قبل از مهاجرتاش به آلمان در سال ۱۹۸۷، بارها از سوی دستگاه امنیتی رومانی تهدید به مرگ شد.
در پس داستان این کتاب، حقیقتی از داستان پیچیده سیاسی را میبینیم که فضای تنگ و خفقانآور و وحشتآمیز دوران را تعریف میکند. دوستانی که از فقر و بیچارگی به تنگ آمدهاند و با قدم گذاشتن به شهر امید دارند که بتوانند زندگیشان را بهتر کنند. اما به زودی هر کدام گرفتار مشکلاتی میشوند که ماجرای کتاب را رقم میزند.
هدایت شده از mohamad sharifi
درباره هرتا مولر
هرتا مولر در ۱۷ اوت ۱۹۵۳ متولد شد. او شاعر، نویسنده و مقالهنویس رومانیایی تبار آلمانی است. مولر به کار معلمی مشغول بود اما به دلیل عدم همکاری با حکومت شغلش را از دست داد و بعد از آن برای نوشتن نوشتهها و اشعارش بارها و بارها به مرگ تهدید شد. وقتی که هرتا مولر اولین داستانهایش را مینوشت، آنها را به خارج از کشور میفرستاد تا در خارج زمینه انتشار آنها فراهم شود. در سال ۱۹۸۷ به آلمان مهاجرت کرد و در آلمان استاد دانشگاه است.
او جوایز بسیاری را برای نوشتههایش به دست آورد که از مهمترین انها میتوان به نوبل ادبیات در سال ۲۰۰۹، جایزه فرانتس کافکا، ۱۹۹۹ و جایزه بنیاد کنراد آدناوئر، ۲۰۰۴
هدایت شده از mohamad sharifi
کتاب سرزمین گوجههای سبز را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم..
اگر طرفدار رمانهای چندلایه با موضوعات عمیق اجتماعی و سیاسی هستید، کتاب سرزمین گوجههای سبز برایتان لذتبخش خواهد بود.
هدایت شده از mohamad sharifi
بخشی از کتاب سرزمین گوجههای سبز
در شهر هم درختان توت یافت میشد اما نه در خیابانها؛ در حیاط خانهها. و نه در هر خانهای. فقط در خانهٔ آدمقدیمیها. در زیر درخت، یک صندلی راحتی قرار داشت که روکش نشیمنگاه آن از جنس مخمل بود. اما مخمل، لکهدار و پارهپاره بود. وسط آن سوراخ شده بود و تکهای از زیر آن، معلق در هوا. سطح مخمل بهعلت اینکه خیلی روی آن نشسته بودند، سفت و له به نظر میرسید. رشتههای ریشریششدهٔ مخمل همچون گیسوان بافتهشده به نظر میرسید. اگر کسی بر روی آن صندلی کهنه مینشست، رشتههای تازهای بیرون میزد؛ رشتههایی که روزگاری سبز بودند.
در حیاطِ درختان توت، گاهی سایهای آرامشبخش بر صورت همان آدمقدیمی میافتاد. آرامشبخش بودن سایه را میدانم چون گاهی بیخبر خطر را به جان خریده و وارد اینگونه حیاطها میشدم و البته دیگر خیلی کم به آنجا برمیگشتم. در بحبوحهٔ همان لحظهٔ آرامشبخش، شعاع نور از لابهلای برگهای بالای درخت توت به صورت آن آدم قدیمی میتابید و راز دیاری دوردست را برملا میکرد. مسیر نور را که دنبال میکردم، تا ستونِ فقراتام میلرزید، چرا که منبع آرامش، شاخههای درخت توت نبود بلکه تنهایی چشمانِ آن آدمِ قدیمی آن را خلق میکرد. دوست نداشتم کسی مرا آنجا ببیند؛ کسی که از من بپرسد که آنجا چه میکنم؛ راستش، من کاری نمیکردم. فقط داشتم پرسه میزدم. مدت زیادی به درختهای توت خیره میشدم و قبل از خروج از آنجا، برای بار آخر به چهرهٔ آنکسی که روی صندلی نشسته بود، نگاه میکردم؛ چهرهای که بیانگر یک روستا و دیار بود. من به چشم خود دیدم که مردان و زنان جوان، با کیسهای بر دوش که یک درخت توت در آن بود، روستای خود را ترک میکردند و یکبهیک، درخت توت به حیاطهای شهر میآوردند.
بعدها، در دفتر خاطرات لولا دیدم که نوشته بود: وقتی روستای خود را وداع میگویی، در چهرهات جلوه میکنی.
هدایت شده از mohamad sharifi
نظرات کاربران درباره کتاب سرزمین گوجه های سبز:
- ترجمه آقای صامتی عالی و بهترین ترجمه از این کتابه. واقعا ایشون روح این اثر شاهکار رو به زیباترین روش ممکن و با استادی تمام انتقال میده. خیلی لذت بردم.
- خیلی عالیه
- سورئال
- افتضاح به هیچ عنوان توصیه نمیکنم چقدر دلگیر و نامفهوم به معنای واقعی کلمه چرند بازهم به خاطر تعریف یک عده کتابی خریدم و بعد پشیمان شدم چه حرف ها و خیالات عجیبی در این کتاب نوشته شده یعنی دوران خفقان یک کشور را باید اینطور و با این آشفتگی در جمله ها تشریح کرد